دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

نظریه مشورتی درباره شرایط و آثار دعوای ابطال رأی داور

در این نوشتار توضیحاتی درخصوص نظریه مشورتی درباره شرایط و آثار دعوای ابطال رأی داور ارائه می کنیم.

۱- دعوای ابطال رأی داور برابر ماده ۴۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی مقید به مهلت قانونی بیست روزه است و علاوه بر آن با صدور حکم قطعی از دادگاه راجع به دعوای ابطال رأی داور، رأی صادر شده اعتبار امر مختومه پیدا می کند. پس دیگر نمی توان این دعوا را طرح کرد.

لذا امکان طرح مجدد دعوای بطلان رأی داوری وجود ندارد.

 منتهی رأی صادر شده از دادگاه کیفری یا حقوقی ممکن است در صورت انطباق با یکی از بندهای ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی برای اعاده دادرسی مورد استفاده قرار بگیرد.

۲- اعتراض و اقامه دعوا مبنی بر ابطال رأی داور مقید به مهلت مقرر در ماده ۴۹۰ قانون آئین دادرسی در امور مدنی و تبصره آن است و جهت اعلام شده مبنی بر بی اعتباری رأی داور از سوی معترض از این حیث تأثیری ندارد. پس چیزی که در اولویت است اعتراض در مهلت قانونی است نه جهت اعتراض.

 با این حال چنانچه مهلت یادشده منقضی شده باشد، هر زمان که تقاضای اجرای رأی داور از دادگاه به عمل آید، محکوم علیه رأی داوری می تواند بطلان ذاتی رأی را به دادگاه خاطرنشان سازد.

 بدیهی است در چنین فرضی دادگاه با توجه به صدر ماده ۴۸۹ قانون یادشده در صورت احراز بطلان رأی داور از صدور دستور اجرای آن خودداری می کند.

نتیجه گیری

پس در واقع حتی اگر مهلت اعتراض و درخواست ابطال رای داوری گذشته باشد هنوز هم فرصت هست ، در مرحله اجرای رای ، محکوم علیه می تواند با اثبات بطلان ذاتی رای از صدور حکم اجرای رای جلوگیری کند. به عبارتی دیگر وقتی برای دادگاه احراز شود که رای داوری اساسا باطل است حتی اگر درخواست ابطال آن داده نشده باشد می تواند مانع اجرای آن شود. مثلا در فرض رای داور بر خلاف قوانین موجد حق است پس اصولا چنین رایی تحت هر شرایطی نباید اجرا شود.

نظریه مشورتی درباره شرایط و آثار دعوای ابطال رأی داور شماره ۷/۹۷/۱۲۰۳

مورخ ۱۳۹۸/۰۲/۳۱

اداره کل حقوقی قوه قضاییه.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

طرح دعاوی متعدد در یک دادخواست

 

معمولا در خصوص طرح دعاوی متعدد در یک دادخواست ، اگر دعاوی به هم مرتبط باشند دادگاه همزمان به آنها رسیدگی خواهد کرد اما اگر دعاوی مزبور مرتبط نباشند دادگاه به هر یک جداگانه رسیدگی می کند.

 

دعاوی مرتبط

دعاوی مرتبط دعاوی هستند که بین آنها ارتباط کاملی وجود دارد بطوری که اتخاذ تصمیم در هر یک موثر در دیگری باشد و یا ناشی از یک منشأ باشند.

 

البته در مواردی هم ممکن است دعاوی که با هم مطرح شده اند با یکدیگر مرتبط باشند اما یکی از دعاوی در صلاحیت دادگاه نباشد در این صورت تکلیف چیست؟

 

به عبارتی دیگر در صورت طرح دعاوی متعدد در یک دادخواست اگر تنها یکی از دعاوی قابل رسیدگی در دادگاه باشد آیا دادگاه بین آن ها تفکیک قائل شده و به دعوایی که در صلاحیتش است رسیدگی و دعوای دیگر را رد می کند یا چون در یک دادخواست توامان مطرح شده اند مکلف است برای هر دو دعوا قرار عدم استماع صادر نماید و یا مکلف است به هر دو دعوا رسیدگی کند؟

 

برای پاسخ به این پرسش حقوقی به نظریه مشورتی زیر توجه نمایید.

 

استعلام :

خواهان در یک دادخواست، دو دعوای مطالبه ثمن و اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مطرح می‌کند.

 

در زمان رسیدگی به دعوای اعسار، برای دادگاه احراز می‌شود که به دلیل وجود شرط داوری، رسیدگی به دعوای مطالبه ثمن در صلاحیت داور است.

 

در این صورت، آیا دادگاه باید به دعوای اعسار رسیدگی و اتخاذ تصمیم کند و پس از قطعیت حکم اعسار، قرار عدم استماع دعوای مطالبه ثمن (به جهت وجود شرط داوری) را صادر کند و یا این‌که به جهت شرط داوری، دعوای اعسار نیز قابل استماع در دادگاه نمی‌باشد و دادگاه باید قرار عدم استماع دعوای مطالبه ثمن و دعوای اعسار را صادر کند؟

 

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

احراز وجود یا عدم وجود شرط داوری جزو اموری است که در رسیدگی به اصل دعوا مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ در حالی که ورود به این رسیدگی مستلزم تعیین تکلیف نسبت به هزینه دادرسی است؛

 

بنابراین در فرض سؤال که خواهان دعوای مطالبه ثمن و اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را مطرح کرده و مشخص شده است که به سبب وجود شرط داوری، رسیدگی به دعوا در صلاحیت داور است، دادگاه ‌باید ابتدا در خصوص دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی و تعیین تکلیف نماید.

 

شماره نظریه : 7/1402/1161

شماره پرونده : 1402-127-1161

تاریخ نظریه : 1403/02/15

 

نتیجه‌گیری

در چنین مواردی امکان تفکیک دعاوی وجود خواهد داشت دادگاه ابتدا به دعوای اعسار از هزینه دادرسی رسیدگی خواهد کرد پس از آن در خصوص صلاحیت خود نسبت به دعوای اصلی اظهار نظر خواهد کرد. و اگر احراز شود که دعوا در صلاحیت مرجع داوری می باشد در این صورت قرار عدم استماع دعوا صادر خواهد کرد و طرفین باید برای حل و فصل اختلاف پیش آمده بر اساس توافق قبلی به داوری رجوع کنند.

 

(هر چند به نظر می رسد دعوایی که در صلاحیت داور است و قرار نیست در دادگاه رسیدگی شود ، چرا باید درباره اعسار از هزینه دادرسی آن دعوا در دادگاه حکمی صادر شود!.)

 

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

طرح دعوا در دادگاه با وجود شرط داوری

طرح دعوا در دادگاه با وجود شرط داوری

استعلام :

چنانچه در قراردادی توافق شده باشد که در صورت بروز هر گونه اختلاف موضوع به داوری ارجاع شود و نظر داوری برای طرفین لازم الاجرا باشد اما پس از بروز اختلاف بدون مراجعه به داوری مبادرت به اقامه دعوا شود با توجه به قرارداد آیا دعوای مطروحه قابل استماع است یا خیر؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

چنانچه در قرارداد طرفین ملزم شده باشند که در صورت بروز اختلاف به داوری مراجعه نمایند اما قبل از مراجعه به داوری، طرفین در دادگاه عمومی مبادرت به طرح دعوی نمایند، دعوی مطروحه قانوناً قابلیت استماع ندارد. بنابراین طرح دعوا در دادگاه با وجود شرط داوری امکان ندارد.

 

شماره نظریه : 2421/7

شماره پرونده :531-139-83

تاریخ نظریه : 1383/04/01

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

ابلاغ رای داوری توسط یکی از داوران

ابلاغ رای داوری توسط یکی از داوران

درصورتی که در قرارداد داوری طریق خاصی برای ابلاغ رای داوری پیش‌بینی نشده باشد و ر‌أی توسط هیات داوری صادر شده باشد، ابلاغ رأی داوری توسط یکی از آنها صحیح است یا این‌که هیأت صادرکننده رأی باید به اتفاق برای ابلاغ رای صادره اقدام کنند؟

 به عبارت دیگر اگر یکی از داوران اقدام به ابلاغ رأی داوری کند، آیا این ابلاغ صحیح است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

طبق ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ ابلاغ رأی داور یا تسلیم آن به دادگاه ارجاع‌کننده دعوا به داوری یا دادگاه صالح حسب مورد تکلیف داور یا هیأت داوری است؛ با انجام این تکلیف توسط یکی از داوران تکلیف از دیگر اعضای هیأت داوری ساقط می شود.

 زیرا هدف اصلی از ابلاغ رأی اطلاع طرفین از مفاد رأی داوران است.

و چیزی که اهمیت دارد اینست که ابلاغ به طریق رسمی و قانونی صورت گرفته باشد و طرفین بتوانند با استفاده از آن ، حق خود برای درخواست اجرا یا ابطال رأی داور را اعمال کنند ، که این هدف با ابلاغ یا تسلیم رأی توسط یکی از داوران نیز محقق می‌شود.

 

نتیجه گیری

 بنابراین اقدام یکی از داوران برای ابلاغ رأی هیأت داوری کافی و صحیح است هرچند منعی برای ابلاغ توسط همه اعضای هیأت داوری نیز وجود ندارد.

 

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

تعیین داور مرضی الطرفین

آیا تعیین داور مرضی الطرفین تنها توسط یکی از طرفین امکان پذیر است؟

استعلام :

۱- اگر در قراردادی بین «الف» و «ب» شرط داوری مرضی‌الطرفین شده باشد و سپس اختیار تعیین داور به شخص «ب» واگذار شود و پس از بروز اختلاف شخص «ب» به موجب اظهارنامه داور منتخب را به شخص «الف» معرفی کند و فرد «الف» داور مرضی‌الطرفین را قبول داشته باشد؛ اولاً،

آیا می‌توان قرارداد را این‌گونه تفسیر کرد که اختیار اعطا شده برای تعیین داور مرضی‌الطرفین عقد وکالت است؟

آیا تعیین داور بدین‌ترتیب صحیح است؟

در صورت صحت، آیا شخص «الف» می‌تواند حق تعیین داور را ساقط کند؟

ثانیاً، چنانچه اختیار اعطا‌شده برای تعیین داور مرضی‌الطرفین اسقاط حق از سوی شخص «الف» تلقی شود، با لحاظ ماده 959 قانون مدنی، آیا تعیین داور از سوی شخص «ب» صحیح است؟

2- در فرض سؤال نخست، چنانچه وکیلی که شخص «ب» به عنوان داور انتخاب کرده است به همین عنوان اعلام نظر کند،

آیا در مرحله اعتراض به رأی داور، انشاء‌کننده رأی داوری می‌تواند به عنوان وکیل شخص «ب» در دادگاه اعلام وکالت نموده و از وی دفاع کند؟

آیا از منظر قانونی یا انتظامی برای وی ممنوعیتی دارد؟

 

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

۱- در فرض سؤال که پس از شرط رجوع به داور مرضی‌الطرفین، یکی از طرفین نصب داور مرضی‌الطرفین را به دیگری واگذار کرده است، با عنایت به مفهوم مخالف تبصره ماده 455 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 و لزوم حفظ استقلال داور، مقام ناصب باید شخص ثالث باشد و یکی از طرفین نمی‌تواند به عنوان مقام ناصب، داور را انتخاب نماید. لازم به ذکر است تعیین داور اختصاصی از سوی هر یک از طرفین از این بحث خروج موضوعی دارد.

 

2- به موجب ماده 40 قانون وکالت مصوب 1315 «وکلا نمی‌توانند نسبت به موضوعی که قبلاً به واسطه سمت قضایی یا حکمیت در آن اظهار عقیده کتبی نموده‌اند قبول وکالت نمایند» و مطابق بند 8 ماده 125 آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب 2/4/1400 با اصلاحات و الحاقات بعدی، قبول وکالت به نحو مستقیم یا با توکیل به غیر نسبت به پرونده‌‌هایی که قبلاً در آنها قضاوت یا داوری کرده است، تخلف انتظامی محسوب و مرتکب به مجازات انتظامی درجه پنج محکوم می‌شود.

 

شماره نظریه : 7/1402/630

شماره پرونده : 1402-139-630

تاریخ نظریه : 1402/11/23

 

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

دعوای ابطال رای داوری پیش از ابلاغ رای داور

استعلام :

۱- آیا پیش از ابلاغ رای داور ، دعوای ابطال رای داور قابل استماع است؟

 و یا آنکه طرح این دعوا، فرع بر ابلاغ رای داوری است؟

 2- چنانچه داور با تنظیم صورتجلسه، رأی داوری را به طرفین ابلاغ کند؛ اعم از آنکه طرفین در قرارداد داوری ، طریق خاصی را برای ابلاغ رأی داور پیش‌بینی کرده و یا نکرده باشند، آیا این نحوه ابلاغ صحیح است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

۱- با توجه به اینکه بر ابلاغ رأی داور آثار قانونی مترتب است و از آنجا که برابر ماده ۴۹۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ دعوای ابطال رأی داور ظرف بیست روز پس از ابلاغ رأی داور قابل استماع است؛

بنابراین رأی داور باید از طریق قانونی ابلاغ شود و حق اعتراض از تاریخ ابلاغ ایجاد می‌شود.

 ۲- در فرض سؤال؛ اعم از آن‌ که طرفین طریق خاصی را برای ابلاغ رأی داور پیش‌بینی کرده و یا نکرده باشند، علی‌الاصول امضای صورتجلسه مبنی بر ابلاغ حضوری رأی از سوی طرفین به منزله رضایت آنان به این شیوه ابلاغ است؛ مگر آن‌که خلاف آن ثابت شود و در هر صورت ، تشخیص صحت یا عدم صحت امر ابلاغ بر عهده مرجع رسیدگی‌کننده است.

نتیجه گیری

بنابراین اعتراض یا درخواست ابطال رای داوری پیش از ابلاغ رای داور صحیح به نظر نمی رسد تا وقتیکه طرفین به مفاد رای آگاه نیستند و  رای هنوز به دستشان نرسیده نمی توانند اعتراض کنند.

و اساسا برابر قانون مهلت اعتراض و درخواست ابطال رای داوری از روز ابلاغ رای شروع شده و تا ۲۰ روز ادامه دارد در واقع تا زمانی که رای ابلاغ نشده طرفین حق اعتراض ندارند.

پس طرح این دعوا فرع بر ابلاغ رای داوری نیست بلکه ارتباط مستقیم با هم دارند و لازمه رسیدگی قانونی به ابطال رای داور اینست که رای به طرفین به صورت قانونی و بر اساس توافقشان ، ابلاغ شده باشد.

ابلاغ رای با تنظیم صورت جلسه در حضور طرفین داوری و امضای آن توسط آنها به معنی ابلاغ حضوری بوده و صحیح می باشد.

شماره نظریه : 7/1402/814

شماره پرونده : 1402-127-814

تاریخ نظریه : 1403/01/24

 

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری در خصوص تشریفات انتخاب داور می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

انتخاب داور برخلاف اصول داوری

موضوع: انتخاب داور برخلاف اصول داوری

استعلام :

در قراردادی طرفین موضوع حل اختلاف را به داوری ارجاع و مقرر کرده‌اند هر طرف یک داور معرفی کند.

هر یک از داوران نظری مخالف داور دیگر ارائه کرده‌اند و یکی از طرفین با مراجعه به دادگاه ابطال رأی داور مقابل را درخواست کرده است.

دادگاه نیز به سبب انفرادی بودن رأی صادره آن را فاقد اوصاف رای داوری دانسته و قرار عدم استماع دعوا صادر کرده است.

(نتیجه: در داوری ای که در آن توافق بر رسیدگی با بیش از یک داور بوده اگر رای توسط یک داور صادر شده باشد اعتبار نخواهد داشت (یعنی قابل اجرا نیست) حتی درخواست ابطال آن رای قابل رسیدگی توسط دادگاه نخواهد بود.)

  1.  آیا دادگاه ، صالح به رسیدگی به اصل دعوا و اختلاف است؟
  2.  آیا با درخواست طرفین ، دادگاه می‌تواند رای داورها را ابطال و آنها را ملزم به صدور مجدد رای کند؟
  3.  آیا طرفین در صورت عدم توافق می‌توانند از دادگاه درخواست داور نمایند و آیا دادگاه ملزم به تعیین داور است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

 

اولاً

از مواد ۴۵۹ و ۴۶۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ چنین مستفاد می شود که:

 

علی‌الاصول هیات داوری باید به گونه‌ای تعیین شود که در فرض اختلاف نظر بین آنان تحقق اکثریت امکان‌پذیر باشد.

 

پس در این فرض اصول انتخاب داور رعایت نشده است.

در فرض سؤال که طرفین قرارداد هیات داوری را با دو عضو تعیین کرده‌ و فرآیندی برای تعیین عضو سوم نیز پیش‌بینی نکرده‌اند،

ترکیب تعیین شده در صورتی مجاز به صدور رأی می‌باشد که رأی خود را به اتفاق آراء صادر کند.

 

بنابراین، در فرض سؤال که اشخاص تعیین شده هر یک جداگانه نظری معارض با دیگری اعلام کرده‌اند، نظرات اعلامی عنوان رای داوران منتخب را ندارد و فاقد اعتبار است.

ثانیاً

در فرض سؤال چنانچه مهلت داوری سپری نشده باشد،

 

داوران تعیین شده در صورت حصول اتفاق نظر می‌توانند مجدد رای صادر کنند و در فرض سپری شدن مهلت داوری، رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه خواهد بود.

نتیجه گیری

برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی طرفین باید موقع توافق و تعیین داوری ، یا یک داور انتخاب کنند یا اگر هیات داوری تعیین می کنند تعداد آنها فرد باشد تا رای اکثریت مورد تایید قرار بگیرد.

همچنین طرفین در هر زمان حتی پس از طرح دعوا در دادگاه می توانند دوباره برای حل و فصل اختلاف خود مرجع داوری را تعیین کنند.

اما اگر مدت داوری سپری شد و طرفین در این باره به توافق نرسیدند هر کدام می توانند برای طرح دعوا در دادگاه اقدام نمایند. در هر صورت برای پیشگیری ار عواقب انتخاب داور برخلاف اصول داوری بهتر است از مشاوره داوری بهره مند شوید.

شماره نظریه : 7/1402/1113

شماره پرونده : 1402-127-1113

تاریخ نظریه : 1403/04/29

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

رای داوری راجع به تایید فسخ قرارداد

استعلام:

چنانچه دادگاه حکم بر ابطال رای داور راجع به تایید فسخ قرارداد صادر کند و خواهان پرونده داوری بار دیگر به داور مراجعه و رأی داوری را به همان ترتیب قبلی اخذ کند و مجدد ابطال رأی اخیرالصدور از دادگاه خواسته شود، با توجه به وحدت سبب ادعایی بابت فسخ قرارداد،

  • آیا تصمیم داور در صدور رأی بر تأیید فسخ، خلاف رأی قطعی دادگاه، دارای وجهه قانونی است؟
  •  با توجه به سابقه امر، دادگاه در پرونده جدیدالطرح باید به چه نحو رفتار کند؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

در فرض سؤال که دادگاه ، رای داوری راجع به تایید فسخ قرارداد را ابطال کرده و بار دیگر دعوای فسخ به همان سببی که سابقاً مورد رسیدگی قرار گرفته است، در مرجع داوری مطرح شده است،

با عنایت به ماده 491 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 ، داور صلاحیت رسیدگی ندارد.

شماره نظریه : 7/1401/601

شماره پرونده : 1401-139-601

تاریخ نظریه : 1401/10/28

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

صلاحیت رسیدگی به وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری با خود داور است

صلاحیت رسیدگی به وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری با خود داور است.

استعلام :

با عنایت به ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی:

 

 ۱- آیا متداعیین می‌توانند تراضی کنند حل اختلاف حاصله در مورد بطلان معامله و یا حل اختلاف حاصله در مورد بطلان شرط داوری را به داوری ارجاع نمایند؟

 

۲- آیا متداعیین می‌توانند تراضی کنند حل اختلاف حاصله در مورد انحلال (انفساخ، فسخ، تفاسخ) معامله و یا حل اختلاف حاصله در مورد انحلال ( انفساخ، فسخ، تفاسخ) شرط داوری را به داوری ارجاع نمایند؟

 

۳-اگر شرط داوری به صورت مطلق باشد مثلاً شرط شده باشد که در صورت بروز اختلاف در معامله و شروط ضمن معامله حل اختلاف با داوری خواهد بود آیا داور می‌تواند در مورد اختلاف راجع به بطلان معامله یا بطلان شرط داوری یا انحلال (انفساخ، فسخ، تفاسخ) معامله یا انحلال (انفساخ، فسخ، تفاسخ) شرط داوری رسیدگی و رأی صادر کند؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

 

صلاحیت رسیدگی به وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری با خود داور است.

 از این قاعده تحت عنوان «قاعده صلاحیت نسبت به صلاحیت» یاد می‌شود و عدم پذیرش این قاعده با ایجاد زمینه مراجعه به مراجع دولتی به منظور رسیدگی به اعتبار اصل معامله یا قرارداد راجع به داوری سبب می‌شود طرفی که رغبت به شرکت در داوری ندارد با طرح دعوای بی‌اعتباری موافقت‌نامه داوری در دادگاه، داوری را به تأخیر اندازد.

 

نظر به مراتب فوق، منظور از واژه «ابتدا» در ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی در امور مدنی این است که موضوعی در ارتباط با داوری مانند انتخاب داور برابر مواد 459 و 460 قانون یاد شده در دادگاه مطرح شده و اتخاذ تصمیم نسبت به آن، مستلزم رسیدگی به وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری است؛ در چنین مواردی دادگاه «ابتدا» نسبت به اعتبار اصل معامله یا قرارداد داوری رسیدگی می‌نماید.

به علاوه به استناد بند 7 ماده 489 قانون مذکور یکی از طرفین می‌توانند پس از صدور رأی داور و ابلاغ آن، درخواست صدور حکم به بطلان رأی داور را به علت بی‌اعتباری اصل معامله یا قرارداد داوری بنماید.

 در این صورت نیز دادگاه به اعتبار اصل معامله یا قرارداد داوری رسیدگی می‌نماید.

 بنابراین دادگاه نمی‌تواند به طور مستقل و ابتدا به ساکن موضوع اعتبار داوری را مورد رسیدگی قرار دهد و خواه طرفین در خصوص ارجاع رسیدگی به بطلان یا فسخ یا انفساخ قرارداد داوری صریحاً تراضی کرده باشند یا در این خصوص سکوت کرده باشند، داور صلاحیت رسیدگی به این موارد را برای احراز صلاحیت خود دارد.

پس اگر درباره اعتبار داوری اختلافی باشد رسیدگی به آن با خود داور است.

ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی:

هر گاه نسبت به اصل معامله یا قرارداد راجع به داوری بین طرفین اختلافی باشد دادگاه ابتدا به آن رسیدگی و اظهار نظر می‌نماید.

پس در این خصوص دادگاه وقتی صلاحیت رسیدگی دارد که اختلاف مربوط به اعتبار معامله و قرارداد اصلی باشد.

استقلال شرط داوری

 در صورتی که استقلال شرط داوری را بپذیریم، رسیدگی به ادعای بطلان و صحت قرارداد نیز به عهده داور می‌باشد و دادگاه در این حالت قرار عدم استماع دعوا و اعلام صلاحیت داور را صادر می‌نماید.

 در غیر این صورت، رسیدگی به بطلان یا صحت قرارداد اصلی و شرط داوری در صلاحیت دادگاه می‌باشد.

نکته

پس به طور کلی طرفین بر اساس اصل آزادی اراده و فقدان ممنوعیت قانونی، می‌توانند دامنه صلاحیت داور را حتی تا رسیدگی به اعتبار یا عدم اعتبار قرارداد اصلی، توسعه دهند بنابراین می توان گفت که ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی صرفا در صدد پاسخ به موارد سکوت می باشد.

 پس اگر طرفین توافقی در این باره نکرده باشند برای حل اختلاف در مورد بطلان معامله و شرط داوری باید به دادگاه مراجعه کنند.

در غیر این صورت با قبول استقلال شرط داوری حل تمامی اختلافات مربوط به قرارداد اصلی و شرط داوری با داور خواهد بود.

پس برابر ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی چنانچه طرفین درباره اصل معامله یا قرارداد راجع به داوری اختلاف داشته باشند، اگر قبلاً درباره مرجع حل اختلاف توافقی نکرده باشند ابتدا باید از طریق دادگاه در مورد اعتبار قرارداد اصلی، تعیین تکلیف کنند و در صورتی که بنا به حکم قطعی دادگاه، قرارداد اصلی فیمابین طرفین، دارای اعتبار و قابلیت اجرا شناخته شود شرط داوری ضمن آن نیز قابل اعمال و اجرا باشد.

 

شماره نظریه : 7/97/958

شماره پرونده : 827-1/127-96

تاریخ نظریه : 1397/04/10

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری  می باشد.

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

ارجاع دعاوی شرکت‌های دولتی به داوری

موضوع: ارجاع دعاوی شرکت‌های دولتی به داوری

استعلام :

در اساسنامه شرکتی دولتی امکان ارجاع دعاوی به داوری پیش‌بینی شده و همچنین در اساسنامه ، ارجاع امر داوری از هیأت مدیره به مدیر عامل تفویض شده است؛

آیا این مقرره به منزله بی‌نیازی از موافقت هیأت دولت موضوع اصل ۱۳۹ قانون اساسی است؟

و به عبارتی دیگر آیا ارجاع دعاوی شرکت‌های دولتی به داوری مستلزم موافقت هیأت دولت است؟

در فرض سؤال آیا تصویب یا عدم تصویب اساسنامه شرکت دولتی توسط هیأت وزیران ، مؤثر در مقام است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :

اولاً

به طور کلی در هر موردی که دعوا راجع به اموال دولتی و عمومی باشد؛ اعم از آنکه اموال مذکور در اختیار سازمان ها و نهادهای دولتی باشد و یا در اختیار شرکت های دولتی؛ رعایت مقررات اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ ضروری است.

(اصل ۱۳۹ :صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد، موکول به تصویب هیأت وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد.)

(ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی: ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری پس از تصویب هیئت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی صورت می‌گیرد. در مواردی که طرف دعوا خارجی یا موضوع دعوا از موضوعاتی باشد که قانون آن را مهم تشخیص داده، تصویب مجلس شورای اسلامی نیز ضروری است.)

ثانیاً

درج عبارت کلی ناظر بر تجویز ارجاع دعاوی راجع به اموال شرکت دولتی به داوری در اساسنامه شرکت و همچنین ارجاع امر داوری از هیأت‌مدیره به مدیرعامل آنگونه که در فرض استعلام آمده است و صرف تصویب بعدی اساسنامه از سوی هیأت دولت، موجب نمی‌شود عموم و اطلاق حکم مقرر در اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ نادیده گرفته شود؛

زیرا حکم مندرج در اساسنامه شرکت دولتی در مقام بیان حدود اختیارات رئیس هیأت‌مدیره و مدیرعامل شرکت بوده و اعمال آن منوط به رعایت قوانین حاکم است و این امر به معنای تصویب و تجویز کلی ارجاع دعاوی به داوری بدون رعایت مقررات یادشده نمی‌باشد.

ثالثاً

ارجاع اختلاف بین کارفرمای دولتی (از جمله شرکتهای دولتی) و پیمانکار خصوصی ، اعم از شخص حقیقی یا حقوقی ، به داوری شورای عالی فنی موضوع بند «ج» ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان، با توجه به مصوبه شماره 5005/ت 28591 مورخ 12/3/1382 هیأت وزیران که به منزله مجوز قانونی مذکور در اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد، فاقد اشکال است.

شماره نظریه : 7/1402/894

تاریخ نظریه : 1402/11/21

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ، قبول داوری ، مشاوره های تخصصی داوری می باشد.