دسته‌ها
یادداشت‌ها

مدت داوری

ایران داوری-مدت داوری

مدت داوری

مدت داوری تابع موافقت نامه داوری می باشد. موافقت نامه داوری درواقع همان توافقی است که طرفین قرارداد تمام یا بعضی از اختلافات خود را به موجب آن به داوری ارجاع داده‌اند. که این توافق ممکن است به صورت شرط ضمن عقد (شرط داوری) یا به صورت یک قرارداد مستقل (قرارداد داوری) محقق شده باشد.

مطابق ماده ۴۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی در هر موردی که داور تعیین می شود باید موضوع و مدت داوری نیز تعیین و به داور ابلاغ گردد.

طرفین قرارداد ممکن است هم زمان با تعیین داور در شرط داوری یا قرارداد داوری ، و حتی قبل از وقوع اختلاف در خصوص مدت داوری توافق نمایند.

به نظر می‌رسد با توجه به اوضاع و احوال و شرایطی که هر موضوع اختلافی ، ممکن است داشته باشد مناسب است طرفین بعد از وقوع اختلاف در خصوص مدتی که لازم است داوری انجام گیرد اتخاذ تصمیم نمایند.

از آنجایی که داوری نهادی توافق محور است لذا طرفین می توانند در صورت لزوم ، مدت داوری که بر آن توافق کرده‌اند را کم یا زیاد کنند به عبارتی مطابق اصول و قواعد داوری حق تمدید مهلت داوری را دارند.

در مقاله زیر به بررسی نکاتی در خصوص مدت داوری می پردازیم:
۱.عدم توافق بر مدت داوری:

در صورتی که طرفین در خصوص مهلت داوری توافقی نکرده باشند، مدت آن سه ماه می باشد.مطابق ماده ۴84 قانون آیین دادرسی مدنی.

۲.ابتدای مدت داوری :

بعد از تعیین داور و اخذ قبولی از وی، ابتدای مدت داوری ، تاریخ ابلاغ موضوع اختلاف و مشخصات طرفین و مشخصات سایر داوران (در صورت تعدد داوران) ، به داور یا داوران می باشد.

۳. پایان مدت داوری:

پایان مدت داوری زمانی است که داور یا داوران رای خود را صادر کرده و مطابق روش مقرر برای ابلاغ رای داور ، جهت ابلاغ آن را تسلیم می نماید.

۴.تمدید مهلت داوری:

امکان تمدید مدت داوری تنها در صورت توافق طرفین ممکن است . حتی در صورت نصب داور توسط دادگاه نیز تمدید مهلت داوری با توافق طرفین صورت می گیرد نه به وسیله دادگاه.

همچنین در موردی که داور توسط دادگاه تعیین شود و طرفین در خصوص مهلت داوری توافق نکرده باشند مدت داوری برای داور همچنان سه ماه می باشد و دادگاه این اختیار را ندارد که مدتی کمتر یا بیشتر از آن مقرر نماید.

۵.ضمانت اجرای عدم رعایت مهلت داوری:

رای داوری که خارج از مهلت داوری صادر می شود باطل بوده و قابلیت اجرایی نخواهد داشت.مطابق قانون یکی از جهات اعتراض به رای داور صدور و تسلیم رای داور پس از انقضای مدت داوری می باشد. ماده ۴۸۹ آیین دادرسی مدنی.

همچنین انقضای مدت داوری و عدم صدور رای توسط داور در مهلت مقرر، از موارد زوال داوری به شمار می رود .

در بطلان رایی که پس از اتمام مهلت داوری صادر و تسلیم شده شکی نداریم و مطابق قانون هر یک از طرفین داوری می توانند از دادگاه، صدور حکم بر بطلان رای را تقاضا نمایند.

ولی در مورد صدور رای در مهلت داوری و تسلیم آن خارج از مهلت نظرات متفاوتی ارائه شده است.

برخی معتقدند که بطلان در این خصوص فقط شامل موردی است که صدور و تسلیم رای ،هر دو خارج از مدت داوری صورت بگیرد. و اگر رای داوری در مهلت داوری صادر شود و بعد از اتمام مهلت داوری تسلیم گردد رای همچنان صحیح و معتبر است.

در مقابل برخی از حقوقدانان معتقدند که تسلیم رای خارج از مهلت به منزله صدور رای خارج از مدت داوری بوده و باطل می باشد.

نظر دوم صحیح تر به نظر می‌رسد زیرا صدور رای به تنهایی دارای اثر خاصی نبوده و رای داور بعد از تسلیم به دادگاه یا طرفین است که اعتبار و تاثیرگذاری خود را نمایان می سازد. در واقع قبل از تسلیم ،طرفین از رای داور آگاهی ندارند. و به عبارتی محکوم له و محکوم علیه معلوم نشده و اختلاف همچنان باقی است.

ایران داوری به عنوان یک مرکز تخصصی داوری با ارائه خدمات حقوقی خود و با حضور مشاوران و داوران مجرب و متخصص، آماده ارائه راهکارهای مفید و قانونی در جهت حل و فصل اختلافات قراردادی شما می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری در قراردادها

داوری در قراردادها

داوری در قراردادها یا داوری در دعاوی اصطلاحی است که امروزه در زمان تنظیم بسیاری از قراردادها در خصوص درج آن به عنوان یک شرط داوری برای حل اختلاف از طریق داوری مورد توجه مدیران و کارشناسان و مشاوران حقوقی قرار می گیرد.

نقش داوری در قراردادها

پیش بینی داوری در قراردادها به صورت شرط داوری یا به صورت موافقت نامه داوری یا قرارداد داوری مستقل، همیشه برای تنظیم کنندگان قراردادها و حتی طرفین قرارداد ها با شک و تردیدهای زیادی همراه بوده است چرا که هنوز فرهنگ استفاده از داور در جامعه ما توسعه پیدا نکرده و عموم مردم و حتی قشر تحصیل کرده و آگاه جامعه هم ترجیح می‌دهند که اختلافات خود را از طریق محاکم دادگستری حل و فصل نمایند.

معایب حل اختلاف از طریق محاکم قضایی

امروزه حجم انبوه پرونده های مطروحه در محاکم دادگستری و نیز طولانی بودن فرایند رسیدگی و دادرسی و عدم تخصص برخی از قضات نسبت به اختلافات مطروحه و همچنین عدم دقت و توجه قضات به خواسته ها و اظهارات طرفین برای صدور رأی عادلانه و در کنار همه این موارد، بالا رفتن هزینه های دادرسی باعث شده است که مردم با آگاهی از معایب حل اختلاف از طریق محاکم دادگستری، از ترجیح عمومی خود عدول کرده و همانند آباء و اجداد خود به حل اختلاف از طریق داوری و مذاکره و مصالحه بازگشت نمایند.

داوری در قراردادها- ایران داوری

بازگشت به سنت ها با داوری در قراردادها

امروزه بازگشت افراد جامعه به سنت حسنه داوری، فرم و قالب مشخصی پیدا کرده و اجرای صحیح آن تابع تشریفات مشخص و گاهاً الزام آوری شده است که از جمله این شرایط لزوم تنظیم قرارداد داوری یا همان موافقت‌نامه داوری می باشد چه این که بدون این قرارداد، عملاً امکان حل اختلاف از طریق داوری فراهم نبوده و در نبود این توافقنامه، محاکم دادگستری صلاحیت حل اختلاف پیدا می نمایند.

موافقت نامه داوری که در واقع توافق طرفین برای حل اختلاف از طریق داوری و بیان نحوه حل اختلاف و حدود اختیارات داور می باشد، ممکن است قبل از بروز اختلاف و در ضمن قرارداد به صورت موضوعی مستقل یا به صورت شرط داوری ذکر گردد یا اینکه طرفین برای حل اختلاف از طریق داوری ، قرارداد داوری مستقلی تنظیم نمایند که این قرارداد نیز می تواند قبل از بروز اختلاف یا پس از آن تنظیم گردد .

اساساً ممکن است که هیچ گونه قرارداد داوری کتبی و نوشته شده بین طرفین وجود نداشته باشد و طرفین پس از بروز اختلاف عملاً با مراجعه به داور مرضی الطرفین تقاضای رسیدگی و حل اختلاف نمایند . یا در صورت عدم توافق در انتخاب داور مرضی الطرفین یا اساساً انتخاب داور به دادگاه صالح مراجعه نمایند.

در هر حال انتخاب هر یک از روش های فوق به معنی رجوع به داوری و رد صلاحیت محاکم دادگستری بوده و چون قبول اصل داوری ناشی از قرارداد کتبی یا شفاهی بین طرفی می باشد از این رو به عنوان داوری در قراردادها بین عموم مردم شهرت پیدا کرده است.

جمع بندی مباحث

داوری در قراردادها در کل به مفهوم پذیرش حل اختلاف از طریق داوری بوده و در واقع به نوعی همان، داوری در دعاوی تلقی می شود و مهمترین اثر این توافق یا قرارداد نفی صلاحیت از محاکم دادگستری بوده و به عبارت دیگر با وجود شرط داوری در قراردادها، محاکم دادگستری نمی‌توانند به اختلافات طرفین که ناشی از قرارداد دارای شرط داوری می باشد رسیدگی نمایند.

اینکه داوری چه آثار حقوقی به همراه داشته و اساساً شرایط داور برای داوری چیست و رأی صادره از سوی داور باید حائز چه شرایط شکلی و ماهوی بوده و ابلاغ رأی داور چگونه باید انجام پذیرد موضوعاتی است که از حوزه اختصاصی و جزئی بررسی موضوع این نوشته خارج بوده و اساساً نیاز به بررسی مستقل دارد که خوشبختانه همکاران محترم ایران داوری در مقالات و یادداشت های خود به تفصیل در خصوص این موضوعات به بحث و بررسی پرداخته اند و یا در نوشته های آتی به موضوعات جزئی تر مرتبط با این موارد خواهند پرداخت.

در نهایت هدف از نگارش این نوشته مختصر، بیان مفهوم عامیانه و حقوقی داوری در قراردادها بود که در این مقال به همین میزان توضیح بسنده می کنیم.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

استقلال شرط داوری

استقلال شرط داوری

استقلال شرط داوری عنوان رایجی است که در بین حقوقدانان در حوزه مباحث مربوط به داوری، موضوع اختلاف بوده و نظرات مختلفی ارائه شده است ما در این نوشتار به دلایلی که ذکر خواهد شد در صدد ” بررسی ماهیت داوری در قراردادها ” بوده و استفاده از عنوان ” استقلال شرط داوری ” صرفاً در راستای رعایت عنوان رایج می باشد.

در بحث استقلال شرط داوری به دنبال یافتن پاسخ به این سوال هستیم که : آیا داوری که به عنوان شیوه ای برای حل اختلافات قراردادها درج می گردد به عنوان شرط ضمن عقد است یا اینکه قرارداد مستقلی است که در ضمن یک قرارداد دیگر گنجانده شده است؟

در قوانین و مقررات داخلی ما از جمله قانون آیین دادرسی مدنی ، پاسخ روشنی به این سوال داده نشده و ابهام موجود، باعث ظهور نظرات مختلف حقوقی شده است.

در این نوشته سعی خواهیم کرد به زبان ساده، آثار و تبعات “استقلال شرط داوری” یا به عبارت دیگر “جدایی پذیری شرط داوری” از اصل قرارداد، را به صورت کاملاً مختصر بررسی نمائیم.

در ابتدا لازم به ذکر است که طرفین برای حل اختلاف از طریق داوری به دو روش مبادرت به انتخاب داور می نمایند:

توافقنامه داوری یا قرارداد داوری

اول : توافقنامه داوری یا قرارداد داوری مستقلی امضاء می نمایند که در آن علاوه بر تعیین داور ، شرایط و ضوابط حاکم بر داوری از جمله نحوه تشکیل جلسه، شیوه ابلاغات ، مدت زمان رسیدگی ، حدود وظایف و اختیارات و حق الزحمه داور یا داوران و سایر جزئیات را توافق می نمایند که این قرارداد به عنوان یک قرارداد مستقل همانند سایر قراردادها ، مطابق مقررات قانونی از جمله ماده 10 قانون مدنی برای طرفین لازم الاجرا می باشد.

شرط ضمن قرارداد

دوم : شیوه ای که بر اساس آن طرفین در ضمن یک قرارداد دیگر، در خصوص حل اختلاف از طریق داوری توافق می نمایند مثلاً در مبایعه نامه مربوط به خرید و فروش یک ملک، ماده یا بند مستقلی در مورد نحوه حل اختلاف و یا داور منتخب درج می نمایند که البته این روش عمومیت دارد.

نظریه حقوقدانان

برخی از حقوقدانان معتقد هستند که این نوع توافق بر حل اختلاف در واقع شرط ضمن قرارداد است که در نتیجه آن، اگر قرارداد اصلی به هر دلیل اعم از فسخ یا بطلان یا خاتمه مدت قرارداد اصلی یا هر طریق دیگر از بین برود داوری و حل اختلاف ضمن قرارداد نیز به تبع قرارداد اصلی از بین می رود.

برخی حقوقدانان نیز اعتقاد دارند که توافق بر حل اختلاف حتی در ضمن یک قرارداد دیگر، توافق مستقلی محسوب شده و در نتیجه، از بین رفتن اصل قرارداد تاثیری در حل اختلاف و داوری ندارد.

به نظر ما اگر حل اختلاف در ضمن قرارداد مستقل پیش بینی شده باشد جای شک نیست که تبعات قرارداد اصلی از جمله فسخ یا بطلان و یا خاتمه قرارداد اصلی،تأثیری در داوری نخواهد داشت و حتی اگر یکی از طرفین ادعا کند که مثلاً قرارداد اصلی باطل بوده و یا فسخ شده است همین ادعا هم توسط داور قابل رسیدگی و اعلام نظر خواهد بود .

اختلاف حقوقدانان

اختلاف بین حقوقدانان آنجاست که شیوه حل اختلاف، در ضمن قرارداد اصلی درج شده باشد. در این خصوص نیز بنا به دلایل زیر اعتقاد داریم که باز هم داوری به عنوان قرارداد مستقلی از قرارداد اصلی بوده و خاتمه قرارداد یا ادعای فسخ یا بطلان و سایر موارد خدشه ای به “ استقلال شرط داوری ” وارد نمی سازد.

1- ماده 454 قانون آیین دادرسی مدنی ” تراضی ” اشخاص برای ارجاع اختلاف و منازعه به داوری را شرط دانسته و در ماده 455 نیز مجدداً ” تراضی ” متعاملین در ضمن معامله یا به موجب قرارداد جداگانه را تصریح نموده است و از آنجا که قصد و رضای طرفین ارکان اصلی تشکیل دهنده قرارداد ( عقد ) می باشد می توان نتیجه گرفت که ” داوری ” قرارداد مستقلی بوده و تابع شرایط عمومی قراردادها می باشد.

2- ” داوری ” تابع قواعد خاصی است که در باب هفتم قانون آیین دادرسی مدنی از مواد 454 تا 501 مورد اشاره قرار گرفته است و این قواعد ارتباطی با مقررات مربوط به شروط ضمن عقد موضوع مواد 233 تا 246 قانون مدنی ندارند.

3- ارجاع امر به داوری به حکم صریح قانون آیین دادرسی مدنی تجویز شده است و اگر قرار بود که داوری هم به عنوان شرط ضمن عقد باشد لزومی به تصریح قانونگذار مبنی بر تراضی طرفین به ارجاع اختلاف به داوری نبوده و طرفین به استناد قواعد حاکم بر شروط ضمن عقد مبادرت به حل اختلاف از طریق داوری می نمودند.

4- ” داوری ” به دلیل داشتن قصد انشاء، همانند سایر قراردادها به عنوان قرارداد علیحده تلقی شده و تابع مقررات ماده 10 قانون مدنی بوده و به استناد ماده 219 همان قانونی برای طرفین لازم الاتباع است.

سایر دلایل به شرح زیر است :

5- طرفین قرارداد اصلی عمدتاً زمانی به داوری نیازمند می شوند که اختلافی در خصوص نحوه اجراء یا تفسیر قرارداد یا فسخ و غیره داشته باشند و منطقی نیست که  در این شرایط به عدم اعتبار داوری استناد نمائیم چرا که چنین استنادی نقض غرض طرفین برای درج شیوه حل اختلاف از طریق داوری در قرارداد می باشد.

6- عدم استقلال ” داوری ” نقض غرض قانونگذار برای تسریع در رسیدگی به اختلافات می باشد چرا که یکی از مهمترین اهداف حل اختلاف از طریق داوری، دوری کردن از تشریفات آیین دادرسی و اطاله رسیدگی در محاکم دادگستری و تسریع به حل اختلافات می باشد و اگر قرار باشد که ” داوری ” مستقل از قرارداد نباشد قانونگذار هیچ ابداع جدید و کمکی به طرفین قرارداد نکرده است و اتفاقاً باعث پیچیدگی موضوع و افزایش حجم دعاوی دادگستری برای رسیدگی به اصل اعتبار یا عدم اعتبار قرارداد داوری می گردد.

7- بر اساس قانون داوری تجاری بین المللی مصوب 1376 “ استقلال شرط داوری ” از قرارداد اصلی پذیرفته شده و به موجب بند (1) مادۀ 16 قانون مذکور « شرط داوری که به صورت جزیی از‌یک قرارداد باشد از نظر اجرای این قانون به عنوان موافقتنامه‌ای مستقل تلقی می‌شود.» تصویب این قانون قرینه ای بر پذیرش” استقلال شرط داوری ” از سوی قانونگذار می باشد.

جمع بندی و نتیجه گیری:

اگر چه قانون گذار ” استقلال شرط داوری ” را به صراحت در قوانین داخلی مورد اشاره قرار نداده است ولی بنا بر دلایلی که در این نوشتار به اختصار مورد اشاره قرار دادیم به نظر می رسد که قانون گذار همانند داوری تجاری بین المللی ، در داوری های داخلی نیز اصل ” استقلال شرط داوری ” را پذیرفته و ماهیت داوری را قراردادی مستقل و علیحده می داند.

در نهایت پیشنهاد می شود اگر علیرغم همه توضیحات و ادله ارائه شده ، هنوز برخی از حقوقدانان ابهامات مربوط به ماهیت داوری را کماکان به قوت خود باقی بدانند، شایسته است که این حقوقدانان محترم نیز برای استحکام بخشی به نهاد نوپای داوری در ایران ، حل اختلاف از طریق داوری مندرج در قراردادها را به عنوان قرارداد مستقل تفسیر نمایند تا از این طریق علاوه بر استحکام بخشی به نهاد داوری ، موجبات کاهش حجم پرونده های قضایی و تخصصی شدن حل اختلافات و در نتیجه احقاق حقوق واقعی و قانونی طرفین دعوا را فراهم نمایند.

ایران داوری به عنوان مرکز تخصصی داوری آماده ارائه خدمات داوری خود و پاسخگویی به سوالات شما در خصوص استقلال شرط داوری می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

ویژگی های شرط داوری

ویژگی های شرط داوری

ویژگی های شرط داوری

ویژگی های شرط داوری در این نوشتار بیان می گردد. قرارداد یا شرط داوری همچون سایر قراردادها باید از شرایط صحت ماده ی 190 قانون مدنی پیروی نماید که عبارت اند از:

1- قصد طرفین و رضای آنها

2- اهلیت طرفین

3- موضوع معین

4- مشروعیت جهت معامله

بنابراین اگر یکی از ارکان صحت قرارداد در انعقاد موافقت نامه داوری یا در شرط داوری (که غالباً قرارداد مستقل داوری تلقی می گردد) رعایت نشود، اصل موافقت نامه یا شرط داوری از درجه ی اعتبار ساقط می گردد.

در این صورت برابر ماده 461 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی رسیدگی به آن از صلاحیت داور خارج خواهد شد و در صلاحیت دادگاه قرار خواهد گرفت.

بسیار مهم است که شرط داوری خودش تبدیل به محل منازعه و اختلاف بین طرفین نشود. یعنی به قدری شفاف، رسا و بدون ابهام باشد که حداقل باعث ابهام در اصل امکان ارجاع اختلاف به داوری نگردد.

یک شرط داوری خوب باید دارای شرایط و اوصاف زیر باشد:

ویژگی های شرط داوری در زیر بیان می شود:

1- بهتر است موافقت نامه یا شرط داوری مکتوب باشد.

هرچند اگر طرفین به موجب توافق شفاهی نیز به داوری تراضی نموده باشند، و از جهت اثباتی در این خصوص مشکل و اختلافی وجود نداشته باشد؛ امکان ارجاع اختلاف به داوری بر اساس توافق شفاهی طرفین نیز وجود خواهد داشت.

2- شرط یا موافقت نامه داوری باید به صراحت، صلاحیت داور برای رسیدگی به اختلاف را تصریح نموده باشد.

3- شرط داوری متضمن قبول همزمان صلاحیت دادگاه و داور نباشد.

بدین معنی که شرط یا موافقت نامه داوری بایستی برای رسیدگی به اختلاف به داور، اعطای صلاحیت نموده و از دادگاه سلب صلاحیت کرده باشد.

4- اوصاف داور را به دقت و با جزئیات لازم مشخص کرده باشد.

5- مقر داوری را مشخص نموده باشد. یعنی محلی که داور در آن محل اقدام به داوری خواهد نمود را به صراحت تعیین نموده باشد.

سایر ویژگی های شرط داوری

6- ممکن است طرفین بنا داشته باشند که پیش از داوری با توسل به روش های دیگر حل اختلاف همچون مذاکره، مصالحه و… اقدام به رفع اختلاف کنند.

در این صورت، بهتر است برای هر کدام از این مراحل سررسید و زمان مشخصی را در نظر بگیرند و چگونگی انجام هر کدام از مراحل موصوف تا پیش از داوری را با جزئیات لازم مشخص نمایند.

این امر سبب خواهد شد که ایرادات احتمالی مبنی بر عدم طی سایر فرایندها و روش های حل اختلاف، مرتفع گردد.

7- بهتر است شرط یا موافقت نامه داوری در بردارنده تعیین قوانین حاکم بر داوری و زبان داوری نیز باشد.

8- فرایند انتخاب داور و داور جایگزین یا هیئت داوری بایستی در شرط داوری به درستی و با جزئیات لازم، مشخص گردیده باشد.

9- حدود صلاحیت و اختیارات داور، بایستی در شرط یا موافقت نامه داوری، مشخص گردیده باشد.

10- شرط یا موافقت نامه داوری نبایستی در بر دارنده مواعد، زمان ها، تعهدات غیرقابل اندازگیری و یا مبهم باشد.

همانند آن که طرفین در شرط داوری قید کنند: “….طرفین تمامی مساعی خود را برای دستیابی به بهترین راه حل ممکن در کوتاه ترین زمان به کار خواهند گرفت…”

ملاحظه می فرمایید که کیفیت مساعی طرفین و کیفیت بهترین راه حل ممکن، چگونگی دستیابی به بهترین راه حل، منظور از کوتاه ترین زمان و کمیت آن تماماً مبهم است و متضمن هیچ تعهد موثر و کارگشایی نمی باشد.

چنین عبارات کلی و مبهمی را هرگز در شرط یا موافقت نامه داوری به کار نبرید.

11-در نظر داشته باشید که شرط یا موافقت نامه داوری نمی تواند در بردارنده تعهداتی برای اشخاصی غیر از طرفین داوری باشد.

12- مدت داوری در شرط یا موافقت نامه داوری قید شود.

13- قبولی داور در موافقت نامه داوری اخذ گردد.

با توجه به نکات فوق می توان ویژگی های شرط داوری را شناسایی و به کاربرد و از مزیت های آن بهره مند گردید.

ایران داوری با حضور داوران مجرب و مشاوران متخصص شما را در این راه راهنمایی می نمایند.جهت بهره مندی از خدمات داوری به صورت آنلاین یا حضوری با ایران داوری در ارتباط باشید.

دسته‌ها
معاهدات بین‌المللی داوری

قانون داوری نمونه آنسیترال ۱۹۸۵

قانون داوری نمونه آنسیترال ۱۹۸۵

فصل اول- مقررات عمومی

ماده 1. قلمرو اجرا

1- قانون داوری نمونه آنسیترال ، با رعایت هرگونه موافقت‌نامه معتبری که بین این کشور و یا کشورهای دیگر وجود دارد شامل داوری تجاری بین‌المللی خواهد بود.

2- مقررات این قانون، به استثنای مواد 8، 9، 35، 36، در صورتی قابل اجرا است که محل داوری در قلمرو این کشور باشد.

3- داوری در صورتی بین‌المللی است که:

الف) مرکز تجارت طرفین موافقت‌نامه داوری، در زمان انعقاد قرارداد مذکور،‌ در کشور‌های مختلف باشد،‌ یا

ب)‌ یکی از محل‌های زیر،‌ خارج از کشوری باشد که مرکز تجارت طرفین در آن کشور واقع است:

یک: محل داوری، در صورتی که موافقت‌نامه داوری (تصریح) یا به موجب آن تعیین شده باشد،

دو: هر محلی که قسمت اساسی تعهدات ناشی از روابط تجاری بایستی در آن محل اجرا شود یا محلی که موضوع اصلی اختلاف نزدیک‌ترین ارتباط را با آن محل دارد،‌یا

ج) طرفین صریحاً توافق کرده باشند که موضوع اصلی موافقت‌نامه داوری به بیش از یک کشور ارتباط دارد.

4- به منظور (اجرای) بند سه این ماده:

الف) چنانچه طرفی بیش از یک مرکز تجارت داشته باشد، مرکزی که نزدیکترین رابطه را با موافقت‌نامه داوری دارد، مرکز تجارت او خواهد بود،

ب) چنانچه طرفی مرکز تجارت نداشته باشد، محل سکونت معمولی او ملاک است.

5- این قانون نسبت به سایر قوانین این کشور که به موجب آن‌ها اختلافات خاصی را نمی‌توان به داوری ارجاع نمود و یا منحصراً‌ برحسب مقررات دیگری غیر از این قانون قابل ارجاع به داوری هستند، تأثیری نخواهد داشت.

ماده 2- تعاریف و قواعد تفسیر
به منظور (اجرای)‌ این قانون:

الف)‌ منظور از «داوری» هر نوع داوری است، اعم از اینکه توسط یک مؤسسه دائمی ‌اداره (و تصدی) شود یا نه

ب)‌ «دیوان داوری»‌، به معنای داور و احد یا گروه داوران می‌باشد؛

ج) منظور از دادگاه،‌عضو یا ارگانی از سیستم قضائی یک کشور است.

د) در مواردی که به موجب یکی از مقررات فصل‌های سوم، چهارم یا پنجم این قانون،‌طرفین در اتخاذ تصمیم نسبت به موضوع خاصی مختار دانسته شده‌اند،‌این اختیار شامل حق طرفین در تفویض اتخاذ تصمیم به شخص ثالث از آن جمله هر سازمانی،‌ نیز می‌باشد،

ﻫ ) هر کجا که در هر یک از مقررات این قانون به توافق قبلی یا بعدی طرفین اشاره شده، یا به هر نحو دیگری به موافقت‌نامه فی‌مابین طرفین اشاره می‌شود، موافقت‌نامه مذکور شامل هر نوع مقررات داوری مذکور در آ ن قرارداد نیز خواهد بود.

ماده 3- دریافت (ابلاغ) مراسلات کتبی

1- به جز مواردی که توافق دیگری بین طرفین وجود داشته باشد:

الف) هرگونه مراسلات کتبی،‌ به شرط آنکه به شخص گیرنده تسلیم شود و یا به مرکز تجارت، محل سکونت معمولی یا نشانی پستی وی تسلیم گردد،‌ دریافت (ابلاغ) شده محسوب می‌گردد.

در صورتی که پس از انجام تحقیق معقول هیچ‌کدام از این نشانی‌ها به دست نیاید، مراسله کتبی در صورتی دریافت (ابلاغ) شده تلقی می‌شود که با پست سفارشی یا با هر وسیله دیگری که اهتمام در تسلیم مراسله را ثابت کند،‌ به (هرکدام از) آخرین محل سکونت معمولی یا به آخرین نشانی پستی که از گیرنده در دست (از او شناخته شده) تسلیم شده باشد،

ب)‌ مراسله در همان روز تسلیم به شرح فوق، ابلاغ شده تلقی می‌شود.

2- مقررات این ماده، شامل مراسلات در جریان رسیدگی نخواهد بود.

ماده 4- انصراف از حق ایراد

چنانچه هریک از طرفین با علم به اینکه بعضی مقررات این قانون یا الزامات ناشی از داوری که طرفین می‌توانند از آن عدول کنند، رعایت نشده مع‌الوصف داوری را ادامه دهد و ایراد خود به این امر را بدون تأخیر غیر موجه عنوان ننماید،‌ یا اگر مهلتی تعیین شده باشد، در مهلت مقرر ایراد نکند،‌ چنین تلقی خواهد شد که از این حق خود صرف‌نظر نموده است.

ماده 5- حدود مداخله دادگاه

هیچ دادگاهی نمی‌تواند در موضوعات مشمول این قانون دخالت کند، مگر در موردی که به موجب این قانون پیش‌بینی شده است.

ماده 6- دادگاه یا سایر مراجعی که عهده‌دار پاره‌ای تکالیف جهت مساعدت و نظارت در داوری هستند.

وظایف مندرج در مواد 11 (3 و 4) 13(3)، 14 و 34(2) به عهده …. (هر کشوری که این قانون نمونه را تصویب می‌کند، دادگاه یا دادگاه‌ها یا مرجع صالح دیگری را برای انجام این وظایف مشخص می‌کند) گذارده می‌شود.

 

فصل دوم- موافقت‌نامه داوری

ماده 7- تعریف و شکل موافقت‌نامه داوری

«موافقت‌نامه داوری» توافقی (قراردادی) است بین طرفین که به موجب آن تمام یا بعضی اختلافات به وجود آمده در مورد یک رابطه حقوقی معین اعم از قراردادی یا غیر قراردادی یا اختلافاتی را که ممکن است (در رابطه با آن ارتباط حقوقی معین) پیش آید به داوری ارجاع می‌شود.

موافقت‌نامه داوری ممکن است به صورت شرط داوری در یک قرارداد یا به صورت موافقت‌نامه جداگانه باشد.

موافقت‌نامه داوری بایستی به صورت کتبی باشد. موافقت‌نامه در صورتی کتبی است که طیّ سندی (نوشته‌ای) به امضای طرفین رسیده باشد، یا طی مبادله نامه‌ها، تلکس،‌تلگرام یا سایر وسایل مخابراتی که وجود موافقت‌نامه را اثبات نماید،‌ آمده باشد،‌ یا یکی از طرفین طیّ‌ مبادله دادخواست یا دفاعیه، وجود آن را ادعا کند و طرف دیگر آن را تکذیب ننماید.

تصریح در قرارداد به سندی (خارج از قرارداد) که متضمن شرط داوری است به منزله موافقت‌نامه داوری خواهد بود، مشروط بر اینکه قرارداد مذکور به صورت کتبی بوده و تصریح نیز به نحوی باشد که شرط (داوری) را جزئی از قرارداد بنماید.

ماده 8-

موافقت‌نامه داوری و دعوای ماهوی نزد دادگاهی که نزد او در خصوص امر موضوع موافق نامه داوری طرح دعوی شده، مکلف است در صورت درخواست یکی از طرفین که دیرتر از تسلیم نخستین لایحه او در ماهیّت اختلاف به عمل نیامده باشد، طرفین را به داوری احاله (و هدایت) نماید، مگر اینکه احراز نماید موافقت‌نامه (داوری) باطل و ملغی‌الاثر یا غیر قابل اجرا می¬باشد.

هرگاه دعوای مذکور در بند (1) فوق طرح شده باشد، ‌در عین حال که این دعوی تحت رسیدگی دادگاه است، مع‌الوصف جریان رسیدگی داوری نیز می‌تواند آغاز شده یا (در صورتی که قبلاً شروع شده) ادامه یابد و رأی نیز صادر شود.

ماده 9-

موافقت‌نامه داوری و دستور موقت (قرار تأمین) دادگاه تقاضای یکی از طرفین، قبل یا حین دادرسی داوری، از دادگاه مبنی بر صدور دستور موقت (قرار تأمین)، همچنین صدور چنین دستوری از جانب دادگاه، معارض موافقت‌نامه داوری نخواهد بود.

فصل سوم- ترکیب دیوان داوری

ماده 10- تعداد داوران طرفین در تعیین،‌ تعداد داوران، آزاد هستند. در صورت عدم تعیین،‌ تعداد داوران سه (عضو) خواهد بود.

ماده 11- تعیین داوران

1- هیچ‌کس را نمی‌توان به علت ملیتش از داور شدن ممنوع کرد، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

2- طرفین آزادند که با توجه و رعایت مقررات بند‌های 4 و 5 این ماده، در مورد روش تعیین داور یا داوران توافق نمایند.

3- در صورت نبودن چنین توافقی:

الف) در داوری سه نفره، هر طرف یک داور را انتخاب می‌کند و دو داور منصوب طرفین،‌داور سوم را تعیین خواهند کرد،‌ اگر یکی از طرفین ظرف 30 روز از تاریخ دریافت درخواست طرف مقابل در این خصوص،‌داور خود را تعیین نکند، یا اگر دو داور (منصوب طرفین) نتوانند ظرف 30 روز از تاریخ انتخاب شدن درباره انتخاب داور سوم توافق نمایند، بنا به تقاضای یکی از طرفین تعیین (داور مربوط) توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص گردیده، انجام خواهد شد،

ب) در داوری یک نفره،‌ اگر طرفین نتوانند درباره انتخاب داور توافق نمایند، (داور) بنا به تقاضای یکی از طرفین توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص شده، تعیین خواهد شد.

4- هرگاه، حسب روش تعیین (داور) که موردتوافق طرفین قرار گرفته.

الف) یکی از طرفین به کیفیتی که به موجب آن روش مقرر شده،‌ اقدام (لازم) ننماید،‌ یا

ب) طرفین، یا دو داور،‌ نتوانند به توافقی که حسب روش فوق‌الذکر مورد نظر است، دست یابند، یا

ج) شخص ثالث، از آن جمله هر سازمانی، نتواند به وظیفه‌ای که به موجب روش مذکور به او محول شده، عمل نماید،

(در این صورت) هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 تعیین شده، ‌درخواست کند اقدام لازم را انجام دهد، مگر اینکه روش تعیین (داور) مورد توافق بین طرفین، طرق دیگری جهت تأمین (این هدف،‌ یعنی) تعیین داور پیش‌بینی کرده باشد،

تصمیم اتخاذ شده در مورد موضوعاتی که به موجب بندهای 3 یا 4 این ماده به عهده دادگاه یا مرجع دیگر مذکور در ماده 6 گذارده شده، قابل اعتراض نیست.

دادگاه یا مرجع دیگر بایستی در تعیین داور به کلیه شرایطی که طرفین در موافقت‌نامه برای داور لازم دانسته‌اند و همچنین به ملاحظاتی که احتمالاً جهت تأمین (هدف) تعیین داور مستقل و بی‌طرف وجود داشته توجه کافی معمول دارد و هنگامی‌که داور واحد یا داور سوم را تعیین می‌نماید، علاوه بر موارد فوق،‌ اولی بودن انتخاب داور با ملیتی غیر از ملیت طرفین را نیز ملحوظ نماید.

1. [عناوین مواد صرفاً جهت تسهیل در (اشاره و) ارجاع است و نباید به منظور تفسیر به کار گرفته شوند.

2 [. اصطلاح «تجاری» بایستی در مفهوم وسیع آن تفسیر شود،‌ به نحوی که موضوعات ناشی از هرگونه رابطه را که دارای ماهیت تجاری است، اعم از قراردادی یا غیر قراردادی، شامل شود.

منظور از روابط دارای ماهیت تجاری، بدون قید انحصار، عبارت است از تهیه یا مبادله کالا یا خدمات، قرارداد توزیع،‌نمایندگی یا کارگزاری،‌ حق‌العمل‌کاری، اجاره به شرط تملیک، ساختمان پروژه‌ها،‌ مشاوره،‌مهندسی،‌پروانه امتیاز، سرمایه‌گذاری،‌تأمین اعتبار،‌بانکداری بیمه، قرارداد بهره‌برداری یا امتیاز انحصاری یا مشارکت مدنی و انواع دیگر همکاری صنعتی یا تجاری، حمل و نقل کالا یا مسافر از طریق هوا، دریا، راه‌آهن یا جاده.

ماده 12- موارد جرح (داور)

هرگاه شخصی از حیث امکان انتخاب به‌عنوان داور مورد مراجعه (و پیشنهاد) قرار گیرد، بایستی هرگونه اوضاع و احوالی را که موجب بروز تهدیدهای موجهی در مورد بی‌طرفی و استقلال او می‌گردد،‌افشاء نماید.

از موقع انتصاب به‌عنوان داور و در طول جریان داوری (نیز)، داور بایستی بدون تأخیر (بروز) چنین اوضاع و احوالی را به طرفین اطلاع دهد مگر اینکه ایشان توسط وی از اوضاع و احوال مذکور از قبل مطلع شده باشند.

داور صرفاً در صورتی می‌تواند جرح شود که اوضاع و احوال موجود باعث تردیدهای موجهی در خصوص بی‌طرفی و استقلال او گردد، یا واجد اوصافی که مورد توافق (و نظر) طرفین بوده،‌نباشد.

هر طرف صرفاً به استناد عللی که پس از تعیین داور،‌از آن‌ها مطلع شده،‌می‌تواند داوری را که خود تعیین کرده یا در جریان تعیین او مشارکت داشته،‌جرح کند.

ماده 13- تشریفات جرح

1- طرفین آزادند که با رعایت مفاد بند 4 این ماده،‌ در مورد تشریفات جرح داور توافق نمایند.

2- در صورت نبودن چنین توافقی،‌ طرفی که قصد جرح داور را دارد،‌ بایستی ظرف 15 روز از تاریخ اطلاع از تشکیل دیوان داوری یا اطلاع هرگونه اوضاع و احوال مذکور در ماده 12 (2)، دلایل جرح را طی لایحه‌ای کتبی به دیوان داوری اعلام کند. دیوان داوری در مورد جرح اتخاذ تصمیم می‌کند، مگر اینکه داور مورد جرح از سمت خود کناره‌گیری کند و یا طرف مقابل نیز جرح را بپذیرد.

3- چنانچه جرحی که با رعایت تشریفات مورد توافق طرفین یا تشریفات مقرر در بند دو این ماده،‌ به عمل آمده،‌ مورد قبول قرار نگیرد،‌ طرفی که (داور را) جرح کرده می‌تواند ظرف سی روز پس از دریافت اخطاریه حاوی تصمیم مربوط به رد جرح،‌ از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 پیش‌بینی شده،‌ درخواست نماید که نسبت به جرح (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم کند. این تصمیم قابل اعتراض نیست. مادام که چنین درخواستی تحت رسیدگی است،‌ دیوان داوری همراه با داور مورد جرح، می‌تواند رسیدگی داوری را ادامه داده و رأی (نیز) صادر کند.

ماده 14- کوتاهی یا عدم امکان انجام وظیفه

اگر داور به حکم قانون یا عملاً (de jure or de facto) نتواند وظایف خود را انجام دهد یا بنا به علل دیگری از انجام این وظایف بدون تأخیر غیرموجه،‌ ناتوان گردد، چنانچه خود از سمت (داوری) کناره‌گیری کند یا اگر طرفین توافق نمایند، (سمت و) مأموریت او پایان می‌پذیرد.

در غیر این صورت، چنانچه در مورد هریک از موارد فوق،‌ (بین طرفین) اختلاف‌نظر وجود داشته باشد،‌ هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مقرر گردیده درخواست کند که در مورد ختم مأموریت داور اتخاذ تصمیم نماید، این تصمیم قابل اعتراض نیست.

در مواردی که داور طبق این ماده یا ماده 13(2) از کار خود کناره‌گیری می‌کند یا یکی طرفین در مورد ختم مأموریت او موافقت می‌نماید، به معنای قبول اعتبار (و صحت دلایل) موارد مذکور در این ماده یا ماده 12(2) نخواهد بود.

ماده 15- تعیین داور جانشین

در مواردی که مأموریت داور به لحاظ مواد 13 یا 14،‌ یا به جهت کناره‌گیری خود او بنا به علل دیگری،‌ یا به لحاظ توافق طرفین در خصوص لغو مأموریت او (به‌عنوان داور)، یا ب علت سایر موارد ختم مأموریت، خاتمه می‌پذیرد بایستی داور جانشین،‌ مطابق مقررات قابل اجرا درباره تعیین داوری که تغییر مکند، معین گردد.

فصل چهارم- صلاحیت دیوان داوری

ماده 16-

صلاحیت دیوان داوری برای اتخاذ تصمیم در مورد صلاحیت خود دیوان داوری می‌تواند در مورد صلاحیت خود،‌ همچنین درباره وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری اتخاذ تصمیم کند.

برای این منظور،‌ شرط داوری که (به صورت) جزئی از یک قرارداد (مقرر شده) باشد،‌ به‌عنوان موافقت‌نامه‌ای مستقل از سایر شرایط قرارداد به شمار می‌رود.

تصمیم دیوان داوری مبنی بر اینکه قرارداد باطل و ملغی الاثر است،‌ فی‌نفسه به معنای عدم اعتبار شرط داوری (مندرج در آن قرارداد) نخواهد بود.

ایراد به اینکه دیوان داوری فاقد صلاحیت است، ‌بایستی حداکثر تا قبل از تسلیم لایحه دفاعیه مطرح شود. هیچ طرفی به صرف اینکه داوری را تعیین کرده یا در تعیین او مشارکت داشته، از طرح چنین ایرادی محروم نخواهد بود.

ایراد به اینکه دیوان داوری از چارچوب صلاحیت خود تجاوز کرده، بایستی به محض اینکه موضوع خارج از صلاحیت در جریان رسیدگی داوری مطرح می‌شود، عنوان گردد.

دیوان داوری می‌تواند در هرکدام از موارد (مذکور)، ایراد خارج از موعد را نیز بپذیرد، به شرط آنکه تأخیر را موجه تشخیص دهد.

دیوان داوری می‌تواند نسبت به ایرادات مذکور در بند دو فوق، به‌عنوان یک امر مقدماتی،‌ و یاد رأی ماهوی خود، اتخاذ تصمیم کند.

در صورتی که دیوان داوری به صورت یک امر مقدماتی به صلاحیت خود نظر بدهد،‌ هر کدام از طرفین می‌توانند ظرف 30 روز پس از ابلاغ این تصمیم از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده شش پیش‌بینی شده درخواست کند که نسبت به موضوع (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم نماید.

این تصمیم قابل اعتراض نیست، ‌در اثنای رسیدگی به این درخواست، دیوان داوری می‌تواند به دادرسی خود ادامه داده و رأی نیز صادر کند.

ماده 17- اختیار دیوان داوری درباره صدور دستور موقت

دیوان داوری می‌تواند بنا به درخواست هرکدام از طرفین،‌ مقرر نماید طرف دیگر اقدامات تأمینی را که دیوان با توجه به موضوع اصلی اختلاف ضروری تشخیص می‌دهد، انجام دهد،‌ مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

دیوان داوری می‌تواند مقرر نماید که هرکدام از طرفین در رابطه با چنین اقداماتی،‌ تأمین مناسب بسپارند.

فصل پنجم- نحوه رسیدگی

ماده 18- رفتار مساوی با طرفین

رفتار با طرفین بایستی به نحو مساوی باشد و به هرکدام از ایشان فرصت کامل جهت ارائه و طرح دعاوی داده شود.

ماده 19- تعیین قواعد رسیدگی

طرفین آزادند که در مورد تشریفاتی که بایستی جهت انجام رسیدگی توسط دیوان داوری رعایت شود، با توجه به مقررات این قانون توافق نمایند.

در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری می‌تواند با رعایت مقررات این قانون، داوری را به نحوی که مقتضی تشخیص می‌دهد اداره و تصدی نماید.

اختیاری که دیوان داوری در این موارد دارد، شامل اختیار او در تشخیص قابل قبول بودن، ارتباط، موضوعیت یا ارزش هرگونه دلیل نیز می‌باشد.

ماده 20- محل داوری

طرفین آزادند که در مورد محل داوری توافق کنند. در صورت نبودن چنین توافقی محل داوری با توجه به اوضاع و احوال دعوی، من جمله سهولت (دسترسی) طرفین، توسط دیوان داوری تعیین می‌شود.

صرف‌نظر از مفاد بند (1) این ماده، دیوان داوری می‌تواند برای شور بین اعضاء استماع شهادت شهود،‌ کارشناسان طرفین، ‌یا بازرسی کالا و سایر اموال یا اسناد و مدارک،‌ در هر محلی که خود مقتضی بداند تشکیل یابد، ‌مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 21- شروع جریان داوری

رسیدگی داوری در خصوص یک دعوای خاص، در تاریخی که درخواست ارجاع اختلاف به داوری به خوانده ابلاغ شده است شروع می‌شود مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 22- زبان

طرفین آزادند که در مورد زبان یا زبان‌های مورد استفاده در رسیدگی داوری توافق نمایند. در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری در مورد زبان یا زبان‌های مورد استفاده در داوری اتخاذ تصمیم می‌کند.

توافق طرفین یا تصمیم دیوان داوری (در این مورد) شامل هرگونه لایحه مکتوب طرفین،‌ هرگونه جلسه رسیدگی یا (صدور) رأی، تصمیم یا سایر مراسلات دیوان داوری خواهد بود، مگر اینکه طور دیگری مقرر شده باشد.

دیوان داوری می‌تواند مقرر کند که ادله کتبی با ترجمه آن‌ها به زبان یا زبان‌هایی که مورد توافق طرفین قرار گرفته یا خود دیوان داوری تعیین کرده، همراه باشد.

ماده 23- دادخواست و دفاعیه

خواهان بایستی ظرف مهلتی که طرفین توافق کرده‌اند یا توسط دیوان داوری تعیین شده، واقعیاتی را که ادعای او را تأیید می‌کند، نکات مورد اختلاف و خواسته یا خسارت مورد درخواست را تقدیم نماید، خوانده نیز بایستی دفاعیات خود در خصوص موارد مذکور را (در مهلت مورد توافق یا تعیین شده توسط دیوان داوری) تسلیم کند، مگر اینکه طرفین در خصوص مندرجات (و عناوین) مقرر در درخواست و دفاعیه، طور دیگری توافق کرده باشند.

طرفین می‌توانند کلیه مدارکی را که مرتبط تشخیص می‌دهند و یا فهرست مدارک یا سایر ادله‌ای که در نظر دارند (بعداً) تسلیم نمایند، همراه با دادخواست یا دفاعیه خود تقدیم نمایند.

چنانچه بین طرفین ترتیب دیگری توافق نشده باشد هرکدام از آن‌ها می‌توانند دادخواست یا دفاعیه خود را در طول رسیدگی داوری اصلاح یا تکمیل نمایند، مگر اینکه دیوان داوری مصلحت نداند که چنین اصلاحیه‌ای را با توجه به تأخیری که در تهیه آن رخ داده، بپذیرد.

ماده 24- جلسه رسیدگی و دادرسی به صورت کتبی

جز در مواردی که طرفین توافق دیگری کرده باشند دیوان داوری در خصوص اینکه آیا جهت ارائه ادله یا استدلالات شفاهی،‌ جلسه رسیدگی شفاهی برگزار شود یا اینکه رسیدگی بر اساس مدارک و سایر موارد ادامه یابد، اتخاذ تصمیم خواهد کرد.

مع‌الوصف در صورتی که یکی از طرفین در مقطع مناسبی از رسیدگی درخواست نماید،‌ دیوان داوری بایستی جلسه رسیدگی شفاهی را برگزار کند، مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که هیچ نوع جلسه رسیدگی شفاهی تشکیل نشود.

دیوان داوری بایستی قبل از تشکیل هرگونه جلسه رسیدگی یا اجلاس دیوان به منظور بازرسی کالا یا سایر اموال یا مدارک، طرفین را طی اخطاریه‌ای مطلع نماید.

کلیه لوایح‌،‌ مدارک یا سایر اطلاعاتی که توسط یکی از طرفین به دیوان داوری تسلیم شده‌،‌ بایستی برای طرف مقابل نیز ارسال گردد.

همچنین گزارش کارشناسی یا ارزیابی مدارک که ممکن است دیوان داوری هنگام اتخاذ تصمیم به آن‌ها استناد نماید،‌ بایستی برای طرفین ارسال شود.

ماده 25- قصور هرکدام از طرفین

مگر در مواردی که توافق دیگری بین طرفین باشد، چنانچه بدون ارائه دلیل کافی:

الف) خواهان در تقدیم دادخواست خود بر اساس ماده 23 (1) کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد کرد.

ب) خوانده در تقدیم دفاعیه خود بر اساس ماده 23 (1)، کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری بدون اینکه این کوتاهی را فی‌نفسه،‌ به معنای قبول ادعاهای خواهان تلقی نماید،‌ رسیدگی را ادامه خواهد داد.

ج) هرکدام از طرفین از حضور در جلسه رسیدگی یا تهیه ادله مستند، کوتاهی کند،‌ دیوان داوری می‌تواند دادرسی را ادامه داده و بر اساس مدارکی که نزد او است مبادرت به صدور رأی کند.

ماده 26- کارشناس منصوب از طرف دیوان داوری

دیوان داوری می‌تواند:

الف) جهت تقدیم گزارش در مورد موضوع خاصی که توسط دیوان داوری مشخص می‌شود، یک کارشناس یا بیشتر را تعیین نماید،

ب) مقرر نماید که هرکدام از طرفین هرگونه اطلاعات مرتبط را در اختیار کارشناس قرار دهد، یا موجبات دسترسی کارشناس به مدارک مربوط، کالا، یا سایر اموال را جهت انجام بازبینی (و کارشناسی) فراهم نماید، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورتی که یکی از طرفین درخواست کند و یا خود دیوان داوری ضروری تشخیص دهد،‌ کارشناس بایستی پس از تقدیم گزارش کتبی یا شفاهی خود، در جلسه رسیدگی نیز شرکت کند.

در جلسه مذکور، طرفین نیز این فرصت را خواهند داشت که از کارشناس سؤالاتی بنماید و شاهد کارشناس خود را به منظور ادای شهادت در خصوص نکات مورد اختلاف، معرفی کنند، مگر اینکه طرفین به طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 27 – مساعدت دادگاه برای تحصیل (جمع‌آوری) دلیل

دیوان داوری، یا هرکدام از طرفین با در دست داشتن موافقت دیوان داوری، می‌تواند از هر دادگاه صلاحیت‌دار این کشور درخواست کند که در مورد تحصیل (جمع‌آوری) دلیل مساعدت نماید.

دادگاه می‌تواند در چارچوب صلاحیت خویش و با رعایت مقررات خود درباره تحصیل (جمع‌آوری) دلیل، این درخواست را (اجابت و) اجرا کند.

فصل ششم – صدور رأی و ختم دادرسی

ماده 28- قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف دیوان داوری برحسب قواعد حقوقی که طرفین به‌عنوان قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف برگزیده‌اند، در خصوص اختلاف (دعوی) اتخاذ تصمیم خواهد کرد.

هرگونه تعیین قانون یا سیستم حقوقی یک کشور مشخص، به‌عنوان ارجاع مستقیم به قوانین ماهوی آن کشور تلقی خواهد شد و نه قواعد حل تعارض آن، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورت عدم تعیین (قانون ماهوی) از جانب طرفین، دیوان داوری قانونی را اجرا خواهد کرد که به موجب قواعد حل تعارضی که خود مناسب تشخیص داده، تعیین می‌گردد.

دیوان داوری صرفاً در صورتی بر اساس عدل و انصاف (ex acque et bono) یا به‌عنوان میانجیگری دوستانه (amiable compositure) اتخاذ تصمیم می‌کند که طرفین صراحتاً چنین اجازه‌ای به او داده باشند.

دیوان داوری، در کلیه موارد بر اساس شرایط قرارداد اتخاذ تصمیم خواهد کرد و عرف بازرگانی قابل اجرا در معامله مربوط را مورد نظر قرار خواهد داد.

ماده 29- اخذ تصمیم توسط هیئت داوران

در دادرسی‌هایی که توسط بیش از یک داور صورت می‌گیرد، هر تصمیم دیوان داوری بایستی با اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری اتخاذ شود، مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

مع‌ذلک، موضوعات مربوط به آیین دادرسی توسط داور رئیس (سرداور) مورد تصمیم قرار می‌گیرد،‌ مشروط بر اینکه طرفین یا کلیه اعضای دیوان داوری چنین اجازه‌ای داده باشند.

ماده 30 – سازش

چنانچه طرفین در جریان دادرسی،‌ اختلافات خود را از طریق سازش حل کنند، دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد نمود،‌و چنانچه طرفین تقاضا نمایند و مورد اعتراض دیوان داوری (نیز) نباشد،‌ موافقت‌نامه سازش را به صورت رأی داوری بر اساس شرایط مرضی الطرفین (صادر و) ثبت می‌نماید.

رأی بر اساس شرایط مرضی الطرفین بایستی مطابق مقررات ماده 31 صادر شود و تصریح گردد که رأی به شمار می‌رود. چنین رأیی همان وضعیت و اثری را دارد که هر رأی ماهوی دیگری داراست.

ماده 31- شکل و محتوی رأی

رأی بایستی به صورت کتبی بوده و به امضای داور یا داوران برسد.

در رسیدگی داوری توسط بیش از یک داور، امضای اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری کافی خواهد بود،‌ مشروط بر اینکه علت امضای محذوف تصریح شود.

کلیه دلایلی که رأی مبتنی بر آن است بایستی در متن رأی آورده شود،‌ مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی بر اساس شرایط مرضی الطرفین به موجب ماده 30 صادر شده باشد.

رأی بایستی حاوی تاریخ و محل داوری که مطابق ماده 20 (1) تعیین شده، (نیز) باشد. رأی،‌ صادر شده در همان محل محسوب می‌گردد.

پس از امضای رأی، رونوشت آنکه مطابق بند (1) این ماده توسط داوران امضا شده، بایستی به هرکدام از طرفین تسلیم شود.

ماده 32- ختم رسیدگی

1- رسیدگی داوری به موجب رأی نهایی یا به موجب دستور دیوان داوری که مطابق بند (2) این ماده صادر می‌شود، ‌ختم می‌گردد.

2- دیوان داوری در موارد زیر،‌ دستور ختم رسیدگی داوری را مصادره می‌نماید:

الف) ‌خواهان دعوای خود را مسترد کن، مگر اینکه خوانده نسبت آن اعتراض نماید و دیوان داوری و نیز برای او منافع مشروع و موجهی به حل و فصل نهایی اختلاف، تشخیص دهد.

ب) طرفین در مورد ختم رسیدگی توافق کنند.

ج) دیوان داوری ادامۀ رسیدگی را به هر دلیل دیگری، غیر لازم یا غیر ممکن یابد.

3- با توجه و رعایت مقررات مواد 33 و 34 یا ختم رسیدگی، وظیفه دیوان داوری (نیز) پایان می‌پذیرد.

ماده 33- اصلاح و تفسیر رأی، رأی الحاقی

مشروط بر اینکه مهلت دیگری بین طرفین توافق نشده باشد،‌ ظرف سی روز پس از دریافت رأی:

الف) هرکدام از طرفین، می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه به طرف دیگر، از دیوان داوری درخواست کند که هرگونه اشتباه در محاسبه، املاء یا (تحریر و) ماشین‌نویسی یا اشتباهات مشابه در رأی را اصلاح نماید.

ب) چنانچه بین طرفین توافق شده باشد، هرکدام از ایشان می‌تواند با ارسال اخطاریه به طرف دیگر،‌ از دیوان داوری درخواست کند که نکته مشخص یا قسمتی از رأی را تفسیر کند.

چنانچه دیوان داوری چنین تقاضاهایی را موجه تشخیص دهد، اصلاح یا تفسیر (لازم) را ظرف 30 روز از وصول درخواست،‌ به عمل خواهد آورد. تفسیر رأی جزئی از آن محسوب می‌شود.

هرکدام ا ز طرفین می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه برای طرف دیگر،‌ ظرف سی روز از تاریخ دریافت رأی از دیوان داوری تقاضا کند که نسبت به ادعاهایی که اقامه کرده ولی در رأی مسکوت مانده است، رأی الحاقی صادر نماید، مگر اینکه بین طرفین طور دیگری توافق شده باشد.

چنانچه دیوان داوری این درخواست را موجه تشخیص دهد، ظرف 60 روز نسبت به صدور رأی الحاقی اقدام می‌نماید.

دیوان داوری می‌تواند در صورت لزوم،‌مهلتی را که ظرف آن بایستی رأیی را مطابق بند 1 یا 3 این ماده اصلاح یا تفسیر کند یا رأی الحاقی صادر نماید، تمدید کند.

مقررات ماده 31 در مورد اصلاح، تفسیر یا رأی الحاقی لازم‌الاجرا است.

فصل هفتم-اعتراض به رأی

ماده 34-

درخواست ابطال، به منزله تنها (وسیله) اعتراض به رأی مراجعه به هر دادگاهی برای اعتراض به رأی داوری صرفاً به صورت درخواست ابطال آن مطابق بندهای 2 و 3 این ماده ممکن است.

رأی داوری ممکن است صرفاً در موارد زیر توسط دادگاه مندرج در ماده 6 ابطال شود:

الف) طرفی که چنین درخواستی می‌نماید، دلایلی ارائه نماید که:

یک: طرف (او در) موافقت‌نامه داوری مذکور در ماده 7، فاقد پاره‌ای اهلیت‌های لازم بوده است،‌ یا موافقت‌نامه مذکور به موجب قانونی که طرفین حاکم بر آن دانسته‌اند، یا در صورتی که چنین قانونی تعیین نشده باشد، به موجب قانون، این کشور معتبر نیست، یا

دو: طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ در مورد تعیین هر داور یا رسیدگی داوری اخطاریه صحیحی دریافت نکرده باشد،‌ یا به هر جهت دیگری قادر به ارائه (و اقامه) دعوایش نشده باشد،

سه: رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرط رجوع به داوری مورد نظر نبوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد وارد رسیدگی شده،‌ یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعاتی که ارجاع نشده قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت از رأی را که حاوی تصمیم درباره موضوعاتی است که به داوری ارجاع نشده ابطال کرد، یا

چهار: ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت‌نامه (داوری) نباشد، مگر اینکه موافقت‌نامه مذکور با یکی از مقررات این قانون که طرفین نمی‌توانند از آن عدول نمایند در تعارض باشد و یا اگر موافقت‌نامه‌ای وجود نداشته باشد (ترکیب دیوان داوری یا آیین دادرسی داوری) مطابق مفاد این قانون نبوده باشد، یا

ب) دادگاه احراز کند که:

یک: موضوع اصلی اختلاف، به موجب قوانین این کشور قابل حل و فصل از طریق داوری نیست، یا

دو: رأی (داوری) مخالف نظم عمومی این کشور است.

درخواست ابطال (رأی) پس از انقضای سه ماه از تاریخ دریافت آن توسط طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ یا چنانچه بر اساس ماده 33 تقاضایی شده باشد (ظرف 3 ماه) از تاریخی که در مورد تقاضای مذکور توسط دیوان داوری تعیین تکلیف شده، مسموع نیست.

دادگاه می‌تواند، در مواردی که از او تقاضای ابطال رأی داوری شده، در صورت اقتضا و درخواست یکی از طرفین، به منظور ایجاد فرصت برای دیوان داوری جهت از سرگیری رسیدگی یا سایر اقدامات مشابه که به نظر دیوان داوری دلایل ابطال را منتفی می‌سازد، رسیدگی به تقاضای مذکور را برای مدتی که خود تعیین می‌کند، معلق نماید.

فصل هشتم- شناسایی و اجرای آرای (داوری)

ماده 35- شناسایی و اجرا

رأی داوری، صرف‌نظر از کشوری که در (قلمرو) آن صادر شده،‌ بایستی لازم‌الاجرا شناخته شود و در صورت تقاضای کتبی از دادگاه صلاحیت‌دار، با رعایت مفاد این ماده و ماده 36 قانون حاضر، به مورد اجرا گذارده خواهد شد.

طرفی که به رأی استناد می‌کند یا درخواست اجرای آن را می‌کند،‌ بایستی نسخه اصل رأی را که به طور کامل تأیید شده یا کپی تصدیق شده آن را همراه با نسخه اصل موافقت‌نامه داوری مذکور در ماده 7 یا نسخه تصدیق شده آن تسلیم نماید. چنانچه رأی یا موافقت‌نامه به زبان رسمی این کشور نباشد، بایستی ترجمه کاملاً مصدق آن‌ها به زبان رسمی مذکور را نیز تسلیم کند.

ماده 36- موارد عدم شناسایی یا عدم اجرا

1- (تقاضای) شناسایی یا اجرای رأی داوری را،‌ صرف‌نظر از کشوری که در آنجا صادر شده،‌ صرفاً در موارد زیر می‌توان رد کرد:

الف) به درخواست طرفی که علیه او (به رأی) استناد شده، مشروط بر اینکه طرف مذکور به دادگاه صلاحیت‌داری که درخواست شناسایی یا اجرا از او به عمل آمده،‌ ادله‌ای ارائه کند که:

یک: طرف (او در) موافقت‌نامه داوری مندرج در ماده 7، از بعضی جهات فاقد اهلیت (لازم) بوده است، یا موافقت‌نامه مذکور،‌ به موجب قوانینی که حسب توافق ایشان،‌ موافقت‌نامه مشمول آن بوده یا در صورت عدم تعیین قانون حاکم به موجب قانون کشوری که رأی در قلمرو آن صادر شده،‌ معتبر نباشد، یا

دو: طرفی که علیه او به رأی استناد شده، به طور صحیح از تعیین داور (ها) یا جریان رسیدگی داوری مطلع نشده و یا به هر علت دیگری قادر به ارائه ادعاهای خود نشده باشد.

سه: رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرایط رجوع به داوری مورد نظر بوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد، وارد رسیدگی شده یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعات ارجاع نشده،‌ قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت رأی را که حاوی تصمیماتی در مورد موضوعات ارجاع شده به داوری است،‌ شناسایی و اجرا نمود، ‌یا

چهار: ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت‌نامه فی‌مابین طرفین نبوده باشد،‌ یا در صورت نبود چنین قانونی، مطابق قانون کشور محل انجام داوری نباشد، یا

پنج: رأی داوری هنوز نسبت به طرفین الزام‌آور نشده باشد، یا توسط دادگاه کشوری که در آن صادر شده یا طبق قانونی که به موجب آن صادر گردیده، ابطال یا معلق شده باشد، یا

ب) در صورتی که دادگاه احراز کند که:

یک: موضوع اصلی اختلاف به موجب قوانین این کشور از طریق داوری قابل حل و فصل نیست، یا

دو: شناسایی یا اجرای رأی،‌ برخلاف نظم عمومی این کشور خواهد بود.

2- اگر از دادگاه مذکور در بند یک – «الف» – پنج، این ماده درخواست موقوف الاجرا شدن یا تعلیق رأی داوری شده باشد،‌ دادگاهی که از او تقاضای شناسایی یا اجرای رأی به عمل آمده،‌ در صورتی که مصلحت تشخیص دهد می‌تواند تصمیم خود را به تأخیر اندازد و همچنین می‌تواند در صورت درخواست متقاضی شناسایی یا اجرای رأی،‌ مقرر نماید که طرف مقابل تأمین مناسب بسپرد.

دسته‌ها
معاهدات بین‌المللی داوری

كنوانسيون شناسايی و اجرای احكام داوری خارجی

كنوانسيون شناسايی و اجرای احكام داوری خارجی نيويورك

ماده يكم

1-كنوانسيون شناسايی و اجرای احكام داوری خارجی نيويورك ناظر به شناسايی و اجرای آن دسته از احكام داوری است كه در اختلاف بين اشخاص اعم از حقيقی يا حقوقی و در قلمرو كشوری غير از كشوری كه در آن تقاضای شناسايی و اجرای حكم شده است صادر گردد. همچنين ناظر است بر احكام داوری كه در قلمرو دولت متقاضی عنه، حكم داخلی تلقی نگردد.

2- مراد از احكام داوری نه فقط احكام صادره توسط داورانی است كه در هر پرونده انتخاب می شوند بلكه شامل احكام صادره از نهادهای دائم داوری كه اصحاب دعوی به آنها رجوع كرده اند نيز می باشد.

3- هنگام امضا يا تصويب يا الحاق به كنوانسيون حاضر و يا در موقع تعيين قلمرو نفوذ اين كنوانسيون طبق ماده دهم هر دولتی مي تواند بر مبنای معامله متقابل اعلام نمايد كه منحصراً احكامي را شناسايی و اجرا خواهد كرد كه در قلمرو يكي از دول متعاهد صادر شود. همچنين می تواند اعلام دارد كه كنوانسيون را منحصراً در مورد اختلافات ناشی از آن گونه روابط حقوقی اعم از قراردادی كه حسب قوانين داخلی او تجاری تلقی شود اعمال خواهد كرد.

ماده دوم

1- دول متعاهد هر موافقت نامه كتبي را كه طرفين به موجب آن متعهد شده باشند تمام يا قسمتي از دعاوي موجود يا دعاوي آتي خود را به داوري ارجاع نمايند و اين دعاوي ناشي از رابطه حقوقي معين اعم از قراردادي يا غير آل بوده و موضوع آن از طريق داوري قابل حل و فصل باشد به رسميت خواهند شناخت.

2- عبارت موافقت نامه كتبی اعم است از شرط داوری كه در ضمن قرارداد درج شده باشد يا قرار داوری جداگانه ای كه به امضای طرفين رسيده و يا ضمن مبادله يا تلگرام حاصل شده باشد.

3- هرگاه دعوائي در محاكم هريك از كشورهاي متعاهد مطرح باشد كه طرفين درباره موضوع اصلي آن دعوي موافقت نامه داوري به مفهوم مقرر در اين ماده داشته باشند دادگاه بنا به تقاضاي احد از طرفين دعوي را به داوري احاله خواهد نمود مگر در مواردي كه بنا به تشخيص محكمه موافقت نامه داوري باطل يا فاقد اثر ويا فاقد شرايط لازم براي اجرا باشد.

ماده سوم

دول متعاهد احكام داوري را الزام آور خواهند شناخت و آن را مطابق آيين دادرسي محلي كه حكم داوري در قلمرو و آن مورد استناد قرار گرفت است با رعايت شرايط مندرج در مواد آتي اين كنوانسيون اجرا خواهند كرد به هنگام شناسايي و اجراي احكام داوري موضوع اين كنوانسيون, هيچ گونه شرايطي كه اساساً شديدتر باشد يا حق الزحمه يا هزينه اي بيشتر از آنچه كه در شناسايي و اجراي احكام داوري داخلي معمول است تحميل نخواهد شد.

ماده چهارم

1- براي تحصيل شناسايي و اجراي احكام داوري مذكور در ماده قبل متقاضي شناسايي و اجراي حكم بايد همزمان با تسليم تقاضا نامه خود مدارك ذيل را نيز ارائه نمايد:

الف . نسخه اصل مصدق حكم يا رونوشت گواهي شده آن؛

ب . اصل موافقت نامه داوري مذكور در ماده دوم و يا رونوشت گواهي شده آن.

2- هرگاه حكم يا موافقت نامه مذكور به زبان رسمي كشوری كه در قلمرو آن به حكم داوری استناد شده است نباشد طرفی كه شناسايی و اجرای حكم را تقاضا نموده مكلف به ارائه ترجمه اين اسناد به آن زبان است صحت ترجمه بايستی توسط مترجم رسمی يا قسم خورده و يا مامور سياسی يا كنسولی گواهي گردد.

ماده پنجم

1- در خواست شناسايي و اجراي حكم داوری فقط در صورتی می تواند به تقاضای كسی كه عليه او به حكم استناد شده رد شود كه

طرف مذكور نزد مرجع صالح محلی كه در آنجا تقاضای شناسايی و اجرای حكم است دلايل و مدارك مثبته ای ارائه دهد مبنی بر اينكه:

الف . طرفين موافقت نامه داوری مورد اشاره در ماده دوم طبق قانون متبوع ايشان به جهتی فاقد اهليت بوده يا اينكه موافقت نامه مذكور حسب قانونی كه طبق توافق طرفين حاكم بر اين موافقت نامه است يا در غياب هرگونه نشانه ای بر توافق طرفين در مورد قانون حاكم، حسب قانون كشوری كه حكم داوری در آنجا صادر گرديده فاقد اعتبار است ؛ يا

ب . تعيين داور يا جريان رسيدگي داوری به طرفی كه عليه وی به حكم استناد شده درست ابلاغ نگرديده يا اينكه طرف مذكور به جهت ديگری قادر به طرح نظريات و مواضع خود در داوری نشده است ؛يا

ج . حكم داوری مربوط به اختلافي است كه نظر به ارجاع آن به داوری نبوده يا داخل در موضوع ارجاعی به داوری تجاوز داوری حاوی تصميماتی است كه از حدود موضوع ارجاعی به داوری تجاوز كرده است در صورتي كه تصميمات راجع به موضوعات ارجاعی به داوری از تصميماتی كه مربوط به موضوع داوری نيست قابل تفكيك باشد آن قسمت از حكم داوری كه حاوی تصميمات مربوط به موضوعات ارجاعی به داوری است قابل شناسايی و اجرا خواهد بود؛ يا.

د . نحوه تشكيل مرجع داوري يا تشريفات داوري منطبق با توافق طرفين نبوده در غياب چنين توافقي با قوانين كشوري كه داوري در آنجا اانجام شده مطابق نبوده است يا.

ه . حكم داوري هنوز نسبت به طرفين لازم الاجرا نشده يا اينكه به وسيله مرجع صالح كشوري كه حكم در قلمرو آن با حسب قوانين آن صادر شده, ابطال يا معلق گرديده است.

2- مرجع صالح كشوري كه شناسايي و اجراي حكم داوري از او درخواست شده نيز در صورت احراز يكي از موارد زير مي تواند تقاضاي شناسايي و اجراي حكم را رد كند:

الف . برابر با قوانين آن كشور حل و فصل موضوع مختلف فيه از طريق داوري ميسر نبوده است يا.

ب . شناسايي و اجراي احكام مغاير با نظم عمومي آن كشور است.

ماده ششم

چنانكه از مرجع مذكور در ماده 5 (بند 1 /ه) تقاضاي ابطال يا تعليق حكم داوري شده باشد مرجعي كه تقاضاي شناسايي و اجراي حكم نزد او مطرح است مي توان چنانچه مقتضي تشخيص دهد دستور اجراي حكم داوري را به تعويق اندازد و همچنين مي تواند بنا به تقاضاي طرفي كه درخواست شناسايي و اجراي حكم را كرده است طرف ديگر را مكلف سازد كه تضمين مناسبي توديع نمايد.

ماده هفتم

1- مقررات كنوانسيون حاضر به اعتبار موافقت نامه هاي دو جانبه و چند جانبه مربوط به شناسايي و اجراي احكام داوري منعقده بين دول متعاهد لطمه اي وارد نخواهد كرد و نيز مانع از حق هيچ ذينفعي كه بخواهد به طريق مقرر و به مقدار مجاز در قوانين يا معاهدات كشوري كه در قلمرو او به يك حكم داوري استناد شده از آن حكم بهره مند شود نخواهد گرديد.

2- به محض ملتزم شدن كشورهاي متعاهد به اين كنوانسيون و تا جائي كه به آن ملتزم مي شوند, پروتكل 1923 ژنو راجع به شروط داوري و كنوانسيون 1927 ژنو راجع به اجراي احكام داوري خارجی بين اين كشورها موقوف الاجرا خواهد گرديد.

ماده هشتم

1- كنوانسيون حاضر تا تاريخ 31 دسامبر 1958 براي امضاي دول عضو سازمان ملل متحد يا هر دولتي كه عضو يكي از سازمانهاي تخصصي ملل متحد باشد يا بعداً عضو آن بشود, و هر دولتي كه عضو اساسنامه ديوان بين الملل دادگستري باشد يا بعداً عضو آن بشود يا هر دولتي كه از جانب مجمع عمومي سازمان ملل متحد از وي دعوت بعمل آيد, مفتوح خواهد بود.

ماده نهم

1- اين كنوانسيون براي الحاق كليه دول مذكور در ماده 8 مفتوح خواهد بود.

2- الحاق با تسليم سند الحاق نزد دبير كل سازمان ملل متحد انجام خواهد گرفت.

ماده دهم

1- هر كشوري مي تواند به هنگام امضا تصويب يا الحاق اعلام دارد كه اين كنوانسيون را نسبت به كليه يا بعضي از سرزمينهاي كه آن كشور مسئوليت روابط بين المللي آنها را بعهده دارد تعميم خواهد داشت اعلام مذكور از تاريخ لازم الاجرا شدن كنوانسيون نسبت به آن كشور موثر خواهد بود.

2- در هر زماني پس از امضا تصويب يا الحاق هرگونه تعميم كنوانسيون از اين حيث از طريق صدور اعلاميه اي به عنوان دبير كل سازمان ملل متحد انجام مي گيرد كه از نودمين روز پس از روز وصول آن توسط دبير كل يا از تاريخ لازم الاجرا شدن كنوانسيون نسبت به كشور مربوطه, بسته به اينكه كداميك موخر است لازم الاجرا خواهد شد.

3- در مورد سرزمين هايي كه اين كنوانسيون در تاريخ امضا, تصويب يا الحاق به آن نسبت به آنها تعميم نمي يابد هريك از كشورهاي مربوط امكانات اتخاذ تدابير لازم به منظور تعميم شمول اين كنوانسيون نسبت به چنين سرزمين هايي را مشروط به رضايت دولتهاي چنين سرزمينهايي در مواردي كه قانون اساسي آنها لازم مي داند مورد توجه قرار خواهند داد.

ماده يازدهم

مقررات مشروحه ذيل درباره دول فدرال و يا دولي كه داراي حكومتي واحد نباشند اجرا خواهد شد:

الف . در مورد آن قسمت از مواد كنوانسيون حاضر كه در صلاحيت قانونگذاري مقامات حكومت فدرال قرار مي گيرد , تعهدات حكومت فدرال از اين حيث همانند تعهد دول متعاهدي خواهد بود كه به روش فدرال اداره نمي شوند.

ب . درباره آن قسمت از مواد كنوانسيون حاضر كه در صلاحيت قانونگذاري دول يا عضو فدراسيون قرار دارد و طبق قانون اساسي فدراسيون تكليفي از نظر اقدامات تقنيني به عهده آنها نيست حكومت فدرال مواد مذكور را در نزديكترين زمان ممكن همراه با توصيه موافق خود به اطلاع مقامات ذي صلاحيت دول و يا ايالات عضو فدراسيون خواهد رسانيد.

ج . دول فدرال عضو اين كنوانسيون مكلف خواهند بود در صورت درخواست هر يك از دول متعاهد كه از طريق دبير كل سازمان ملل متحد ارسال خواهد شد گزارشي از مجموعه قوانين و رويه هاي جاري فدراسيون و واحدهاي متشكله آن را در مورد هر يك از مقررات و مواد خاص اين كنوانسيون تسليم كنند و مشخص سازند كه در مورد مقررات و مفاد كنوانسيون تا چه حد اقدامات تقنيني يا ساير اقدامات صورت گرفته است.

ماده دوازدهم

1- كنوانسيون در نودمين روز پس از تاريخ توديع سومين سند تصويب يا الحاق لازم الاجرا مي گردد.

2- كنوانسيون حاضر نسبت به كشورهايي كه پس از تسليم سومين سند تصويب يا الحاق آن را تصويب مي كنند يا بدان ملحق مي شوند در نودمين روز پس از تسليم سند تصويب يا الحاق آن لازم الاجرا خواهدشد.

ماده سيزدهم

1- هريك از دول متعاهد مي تواند با ابلاغ كتبي كه به عنوان دبير كل سازمان ملل متحد ارسال خواهد كرد رجوع از اين كنوانسيون را اعلام نمايد رجوع از كنوانسيون يك سال پس از تاريخ وصول اعلاميه به دبير كل عملي خواهد شد.

2- هر يك از دول عضو كه اعلاميه يا تذكريه اي طبق مقررات ماده دهم صادر و ابلاغ نموده است مي تواند در هر زماني متعاقب آن با ابلاغ به دبير كل سازمان ملل متحد اعلام كند كه يك سال پس از تاريخي كه ابلاغ مذكور واصل مي گردد, مقررات اين كنوانسيون نسبت به سرزمين مربوط موقوف الاجرا خواهد شد.

3- كنوانسيون شناسايی و اجرای احكام داوری خارجی نسبت به احكام داوري كه جريان شناسايي و اجراي آنها قبل از تحقق رجوع از اين كنوانسيون به گردش افتاده باشد كماكان لازم الاجرا خواهد بود.

ماده چهاردهم

هيچ يك از دول متعاهد نمي تواند در برابر ساير كشورهاي عضو از مقررات اين كنوانسيون استفاده كند مگر در حدود كه خود را ملزم به اجراي اين كنوانسيون بوده باشد.

ماده پانزدهم
دبير كل سازمان ملل متحد مراتب ذيل را به اطلاع دول مذكور در ماده هشتم خواهد رسانيد:

الف . امضاها و تصويبهاي موضوع ماده هشتم؛

ب . الحاقهاي موضوع ماده نهم ؛

ج . اعلاميه و اخطاريه هاي موضوع مواد يكم و دهم و يازدهم ؛

د . تاريخ اجراي كنوانسيون حاضر وفق ماده دوازدهم ؛

ه . اعلاميه هاي رجوع و ابلاغهاي موضوع ماده سيزدهم؛

ماده شانزدهم

1- كنوانسيون شناسايی و اجرای احكام داوری خارجی كه متون انگليسي چيني , اسپانيايي , فرانسوي و روسي آن متساوياً معتبر است در آرشيو سازمان ملل متحد توديع خواهد شد.

2- دبير كل سازمان ملل متحد به هريك از دول مذكور در ماده هشتم يك نسخه گواهي شده از اين كنوانسيون را تسليم خواهد كرد.