دسته‌ها
یادداشت‌ها

صدور دستور تخلیه توسط داور

صدور دستور تخلیه توسط داور

در این نوشتار به بررسی امکان توافق طرفین در قرارداد اجاره به صدور دستور تخلیه توسط داور،صلاحیت داور در رسیدگی به دعاوی مربوط به قرارداد اجاره و روابط استیجاری بین موجر و مستاجر و صلاحیت دادگاه و شورای حل اختلاف در صدور دستور تخلیه می پردازیم.

صلاحیت داور در رسیدگی به دعاوی مربوط به قرارداد اجاره:

با توجه به توافق محور بودن داوری و به استناد مواد ۴۵۴ و ۴۹۶ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی طرفین قرارداد اجاره می توانند در موقع تنظیم اجاره نامه حل و فصل دعاوی و اختلافات احتمالی مربوط به روابط استیجاری خود را را به مرجع داوری ارجاع دهند.

با توجه به مزیت های داوری و رسیدگی سریع و باصرفه از نظر زمانی و هزینه های دادرسی در آن، قبول تعیین داوری و درج شرط داوری در قراردادهای اجاره از جانب اتحادیه های املاک هم مورد استقبال قرار گرفته و در قراردادهای اجاره مورد استفاده قرار می گیرد.

از جمله اختلافاتی که بین موجر و مستاجر در روابط استیجاری به وجود می‌آید عبارتند از:

تخلیه مورد اجاره، پرداخت اجور معوقه و اجرت المثل ایام تصرف ،خسارات وارده به ملک، تسویه قبوض آب برق و انشعابات، استرداد مبلغ ودیعه و خسارت تاخیر تادیه آن، خسارات دادرسی و … هستند که داور صلاحیت رسیدگی به آنها را دارد.

بنابر این ارجاع اختلافات ناشی از قرارداد اجاره به داوری منع قانونی ندارد و رای داور در این باره توسط دادگاه صالح به اجرا در می آید.

توافق طرفین در قرارداد اجاره به صدور دستور تخلیه توسط داور:

در صورتی که در مورد تخلیه مورد اجاره اختلافی پیش بیاید و داور مطابق قرارداد که شرط داوری در آن درج شده است به موضوع رسیدگی کند و رای صادر کند اگر طرفین اعتراضی به رای داور نداشته باشند و آن را قبول کنند در این مرحله با درخواست ذینفع مبنی بر اجرای رای داوری از اجرای احکام دادگاه محل وقوع مورد اجاره و صدور اجراییه، اختلاف مزبور عملاً حل و فصل خواهد شد.

سوالی که در اینجا پیش می آید این است که:

آیا داور صلاحیت صدور دستور تخلیه را دارد؟

مطابق ماده ۳ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب ۱۳۷۶ صدور دستور تخلیه صرفاً در صلاحیت مرجع قضایی صالح می باشد.

با توجه به مطالبی که بیان کردیم می توان چنین استنباط کرد که با وجود این که داور از رسیدگی به دعاوی مربوط به قرارداد اجاره و روابط استیجاری منع نشده است و حتی می‌تواند در خصوص تخلیه عین مستاجره هم رای صادر کند و از طرفی دانستیم که قانوناً صدور دستور تخلیه در صلاحیت مراجع قضایی است پس می توان گفت که:

 رای داور وصف دستور تخلیه ندارد و تنها در مورد اختلاف بر سر تخلیه،رسیدگی و رای صادر می کند و در نهایت پس از درخواست ذینفع مبنی بر اجرای رای داور از دادگاه، دادگاه همراه با صدور اجراییه برای رای داوری، دستور تخلیه عین مستاجره را هم بر اساس رای داور صادر می کند.

اداره کل حقوقی قوه قضاییه هم در مقام تایید این استدلال در نظریه  شماره : 7/1400/530 به شماره پرونده : 1400-139-530 به تاریخ : 1400/06/16 چنین مقرر کرده است:

1-در صورتی که داور بر اساس شرط داوری مندرج در قرارداد اجاره مجاز به صدور دستور تخلیه باشد، آیا اجرای این دستور مستلزم گذشت بیست روز از تاریخ ابلاغ و صدور اجراییه است یا این‌که بلافاصله پس از صدور دستور اجرای آن امکان‌پذیر است؟

2- در صورتی که قائل به صدور اجراییه باشیم، صدور اجراییه و اجرای دستور تخلیه در صلاحیت شورای حل اختلاف است یا دادگاه؟

3- با توجه به این‌که به موجب ماده 490 قانون آیین دادسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 دعوای ابطال رأی داور باید در دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوی را دارد مطرح شود، چنانچه نسبت به صدور دستور تخلیه توسط داور دعوای ابطال رأی داور مطرح شود، رسیدگی به این دعوی در صلاحیت دادگاه است یا شورای حل اختلاف.

با توجه به مواد 454 و 496 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، ارجاع اختلافات ناشی از قرارداد اجاره از جمله تخلیه عین مستأجره به داوری منعی ندارد و داور می‌تواند طبق مقررات رسیدگی و رأی خود را در خصوص تخلیه عین مستأجره صادر کند که رأی مذکور طبق مقررات قانونی توسط دادگاه صالح اجرا می‌شود.

اما رأی داور وصف دستور تخلیه ندارد؛ زیرا مطابق ماده 3 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 صدور دستور تخلیه صرفاً توسط مرجع قضایی صالح امکان‌پذیر است.

 در ماده 490 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 رسیدگی به دعوای ابطال رأی داور در صلاحیت دادگاه عمومی (حقوقی) قرار داده شده و شورای حل اختلاف طبق ماده 1 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1394 مشمول تعریف دادگاه نیست؛ بنابراین در هر حال رسیدگی به دعوای ابطال رأی داور در صلاحیت دادگاه عمومی است. همچنین اهمیت نظارت قضایی بر رأی داوری ایجاب می‌کند که اجرا و ابطال رأی داوری در اختیار دادگاه باشد نه شورای حل اختلاف.

بنابراین امکان توافق طرفین قرارداد اجاره به صدور دستور تخلیه به صورت مستقیم توسط داور وجود ندارد.

ولی امکان توافق طرفین اجاره به رسیدگی داوری در دعاوی و اختلافات ناشی از قرارداد اجاره از جمله اختلاف بر سر تخلیه مورد اجاره قانونی است ولی دستور اجرای آن در صلاحیت دادگاه می باشد.

صلاحیت دادگاه یا شورای حل اختلاف در رسیدگی به دعوای ابطال رای داوری در خصوص تخلیه مورد اجاره:

در صورتی که یکی از طرفین داوری به صدور رای داور در مورد تخلیه عین مستاجره (مورد اجاره) اعتراض داشته و تقاضای ابطال رای داوری را کند در این صورت با توجه به اینکه مطابق قانون آیین دادرسی مدنی دعوای ابطال رای داور باید در دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد مطرح شود رسیدگی به دعوای ابطال رای داوری در مورد تخلیه مورد اجاره نیز باید در دادگاه مطرح شود نه در شورای حل اختلاف. بنابراین شورای حل اختلاف مطابق قانون صلاحیت رسیدگی به دعوای ابطال رای داوری را ندارد و در هر حال رسیدگی به دعوای مزبور در دادگاه انجام می شود حتی اگر دعوا از دعاوی باشد که در صلاحیت شورای حل اختلاف است.

ایران داوری مرجع تخصصی داوری در ایران می باشد که آماده ارائه مشاوره حقوقی در خصوص داوری و قبول داوری در اختلافات و منازعات می باشد.

 

دسته‌ها
یادداشت‌ها

حدود مداخله دادگاه ها در روند داوری

حدود مداخله دادگاه ها در روند داوری

در این نوشتار به بررسی حدود مداخله دادگاه ها در روند داوری به عنوان مرجع رسیدگی به حل و فصل اختلافات که در نظام حقوقی ایران از اعتبار قانونی برخوردار است می پردازیم. و می خواهیم بدانیم که :

آیا دادگاه ها قانونا حق دخالت در روند داوری را دارند؟ یا داوری به عنوان یک نهاد رسیدگی کننده به دعاوی و اختلافات، مستقل از مراجع قضایی دادگستری است؟

موضوعی که در خصوص داوری اهمیت بسیاری دارد این است که آرای داوری علاوه بر اینکه باید از اعتبار قانونی و قطعی برخوردار باشند باید چهارچوبی برای آنها تعیین گردد که ورود دادگاه ها و رسیدگی و نظارت قضایی بر آنها به گونه ای باشد که مردم داوری را به عنوان مرجعی مستقل از مراجع قضایی بشناسند تا میل به حل و فصل اختلافات خود از طریق داوری داشته باشند. وگرنه لزومی به تعیین داور و رسیدگی داوری نمی‌بینند و مستقیما برای حل و فصل اختلافاتشان به دادگاه مراجعه می کنند.

از جمله آثار توافق طرفین بر داوری سلب صلاحیت از دادگاهها در خصوص رسیدگی به اختلاف موجود یا اختلاف احتمالی که ممکن است در آینده به وجود بیاید می باشد. طرفین با انتخاب داوری، برای طرح دعوا دیگر حق مراجعه به دادگاه ها را ندارند.اما با این وجود سلب صلاحیت دادگاه ها به معنی عدم دخالت مطلق دادگاهها در رسیدگی داوری نمی باشد.

با توجه به قوانین موجود در مواردی، داوری ممکن است تحت مداخله دادگاه ها قرار گیرد. در نگاه اول این امر مغایر با ماهیت و هدف داوری به نظر می رسد اما باید توجه داشته باشید که هدف از مداخله دادگاه ها در رسیدگی داوری کاستن از اعتبار نهاد داوری نبوده بلکه هدف از آن نظارت و کنترل قضایی می باشد.

چگونگی مداخله دادگاه ها در روند داوری

معمولاً دادگاهها بر مبنای اجباری قانونی وارد داوری نمی شوند بلکه در مواردی خاص بنابر درخواست طرفین داوری است که در روند داوری دخالت می کنند.

۱- رسیدگی به اعتبار قرارداد داوری

در مواردی کنترل نهایی داوری بر عهده دادگاه است مثلاً رسیدگی به اعتبار قرارداد داوری یا رسیدگی به مخالف بودن قرارداد داوری با قواعد آمره در صلاحیت دادگاه بوده و رسیدگی به این امر مستلزم مداخله نظارتی از سوی دادگاه می باشد.

خود داور نمی‌تواند در مورد صحت یا بطلان قرارداد داوری رای صادر کند.

۲-رسیدگی به درخواست ابطال رای داوری

پس از رسیدگی داوری و صدور رای توسط داور منتخب ممکن است یکی از طرفین رای داور را نپذیرد در این صورت مطابق قانون ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رای داوری مهلت دارد تا از دادگاه درخواست ابطال رای داوری را بنماید در این صورت دادگاه به درخواست ذینفع صلاحیت رسیدگی به درخواست ابطال رای داور را پیدا می کند.

۳-رسیدگی به درخواست صدور اجراییه رای داوری

با توجه به اینکه آرای داوری مانند آرای قضایی لازم الاجرا می باشند و مرجع اجرای رای داوری هم مانند آرای دادگاه ها اجرای احکام مدنی دادگستری می باشد لذا در هر صورت دادگاه حتی اگر در روند رسیدگی و صدور آرای داوری نقشی نداشته باشد در مرحله اجرای رای لزوماً باید وارد عمل شود.

نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه کنید این است که باید در تنظیم قرارداد داوری دقت لازم و کافی داشته باشید و برای اطمینان لازم است از یک وکیل و مشاوره متخصص در تنظیم قراردادها و آگاه از اصول و مقررات مربوط به داوری مشاوره بگیرید . تا در آینده مجبور به طرح دعوا در دادگاه جهت رسیدگی به صحت و اعتبار قرارداد داوری نشوید.

همچنین باید در تعیین داور به تجربه و مهارت و تخصص حقوقی او در حل و فصل اختلاف مربوطه ،دقت کافی داشته باشید . رای صادره توسط داوری مجرب و متخصص مسلماً پس از صدور ،مورد قبول طرفین قرار خواهد گرفت و دیگر نیازی به درخواست رسیدگی به ابطال رای داور در دادگاه نخواهد بود.

در هر صورت برای اجرای رای داوری ذینفع قانونا باید از دادگاه درخواست صدور اجراییه جهت اجرای رای داور را بنماید پس هرچند در مرحله تنظیم قرارداد داوری و رسیدگی و صدور رای لزوما نیازی به مداخله دادگاه وجود ندارد اما در مرحله اجرای رای دادگاه قطعا باید وارد عمل شود.

بنابراین مداخله دادگاه ها می تواند قبل از شروع رسیدگی داوری، در جریان رسیدگی داوری، یا پس از صدور رای داوری باشد. این دخالت ممکن است به صورت نظارتی یا مساعدتی انجام شود.

نتیجه گیری

با توجه به مطالبی که در این نوشتار تقدیم کردیم داوری با اینکه مرجعی شبه قضایی جهت رسیدگی به دعاوی و اختلافات مردم می باشد،و با توجه به رسیدگی قضایی در دادگاه ها دارای مزیت های فراوانی است،(در نوشتار های قبلی مزیت های داوری را بیان کردیم) ولی به طور کامل از مراجع قضایی دادگستری مستقل نیست و در هر مرحله از داوری ممکن است دادگاه به گونه‌ای در فرایند داوری مداخله کند، ولی برای این دخالت اجبار قانونی ندارد و با درخواست طرفین مبنی بر رسیدگی به صحت یا بطلان قرارداد داوری، درخواست رسیدگی به بطلان رای داوری و یا درخواست صدور اجراییه جهت اجرای رای صورت می گیرد.

بنابراین دادگاه ها به منظور ایجاد خلل در رسیدگی داوری یا بی اعتبار کردن آن در داوری دخالت نمی‌کنند بلکه مداخله دادگاه ها در روند داوری همیشه به درخواست یکی از طرفین داوری و به منظور مساعدت و یاری و تایید اعتبار یا بطلان قرارداد و رای داوری می باشد.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با ارائه کلیه خدمات داوری از جمله تنظیم قرارداد داوری، قبول داوری و مشاوره داوری، آماده  ارائه خدمات به متقاضیان می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

موارد ارجاع اجباری به داوری

موارد ارجاع اجباری به داوری

مطابق قوانین ایران از جمله موارد ارجاع اجباری به داوری رسیدگی به اختلافات بازار بورس و اوراق بهادار،رسیدگی به اختلافات قرارداد پیش فروش ساختمان، خصوصی سازی، قراردادهای پیمانکاری و اختلافات خانوادگی (طلاق) می باشند که در این نوشتار به بررسی هر یک از این موارد می پردازیم.

داوری به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات در نظام حقوقی ایران شناخته شده است در اصل داوری یک مرجع رسیدگی توافق محور می باشد که طرفین به منظور برخورداری از مزیت‌های خاص آن از جمله تسریع در رسیدگی ، کاهش هزینه ها ، کاهش پرونده‌های دادگستری و… در تعیین آن توافق می کنند.

پس اصولاً ارجاع اختلافات طرفین بر مبنای توافق آنها صورت می‌گیرد اما مواردی در قانون پیش‌بینی شده است که حل و فصل اختلاف و ارجاع دعوا به داوری اجباری می باشد.

۱- ارجاع اجباری اختلافات بازار بورس و اوراق بهادار به داوری

در قانون بازار اوراق بهادار مصوب ۱۳۸۴ هیئت داوری با ماهیت اجباری به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات بازار اوراق بهادار پیش‌بینی شده است مطابق قانون فوق اختلافات مربوطه ابتدا باید به کانون‌های ذیربط برای حصول سازش ارجاع شود در صورتی که در این مرحله سازش حاصل نشود اختلافات برای حل و فصل مرجع داوری ارجاع می شود .(ماده ۳۶ قانون بازار اوراق بهادار)

لازم به ذکر است که قانون بازار اوراق بهادار بر مبنای برخورداری فعالان بازار از مزیت‌های رسیدگی داوری هیئت داوری را جهت حل و فصل اختلافات مربوطه به این بازار تعیین کرده و ضوابط و مقررات خاصی را برای آن مشخص نموده که آن را از داوری آیین دادرسی مدنی متمایز کرده است.

هیئت داوری از صلاحیت رسیدگی به اختلافات فعالان این بازار برخوردار است بنابراین رسیدگی به اختلافات مزبور از صلاحیت مراجع قضایی و اداری خارج است هرچند دادگاههای دادگستری مرجع رسمی تظلمات عمومی هستند.

این صلاحیت جنبه ذاتی و امری دارد و یکی از مصادیق داوری اجباری می باشد.

رسیدگی به جرایم مربوط به بازار اوراق بهادار

رسیدگی به جرایم اصولاً در صلاحیت مراجع قضایی است و مرجع داوری صلاحیت رسیدگی به جرائم را ندارد درخصوص این موضوع هم ماده ۵۲ قانون بازار اوراق بهادار چنین مقرر کرده است:

سازمان مکلف است مستندات و مدارک مربوط به جرائم این قانون را گردآوری کند و به مراجع قضایی جهت رسیدگی کیفری اعلام نماید.

به عبارت دیگر صلاحیت هیئت داوری قانون مزبور رسیدگی به اختلافات مالی و غیرمالی فعالان این بازار ( اختلافات بین کارگزاران بازارگردانان سرمایه گذاران و سایر اشخاص ذیربط و فعالان حرفه ای)می باشد. اختلافات و دعاوی مانند ابطال معامله صدور گواهینامه نقل و انتقال سهام و…

۲- داوری اجباری در قرارداد پیش فروش ساختمان

از موارد دیگر ارجاع اجباری به داوری، داوری در قراردادهای پیش فروش ساختمان است.

در جهت تسریع و تسهیل رسیدگی به اختلافات ناشی از قراردادهای پیش فروش ساختمان ماده ۲۰ قانون پیش فروش ساختمان چنین مقرر کرده است:

کلیه اختلافات ناشی از تعبیر ،تفسیر و اجرای مفاد قرارداد پیش فروش ساختمان توسط هیئت داوری متشکل از یک داور از سوی خریدار و یک داور از سوی فروشنده و یک داور مرضی الطرفین و در صورت عدم توافق بر داور مرضی الطرفین یک داور با معرفی رئیس دادگستری شهرستان مربوطه انجام می پذیرد.

داوری در این قراردادها بر خلاف اصلی توافق محور بودن داوری بوده و مبتنی بر توافق طرفین نیست به یک تکلیف قانونی است. با این وجود طرفین در حین تنظیم قرارداد الزاماً باید شرط داوری را به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات قراردادی در قرارداد درج کنند.

۳- ارجاع اجباری به داوری در اختلافات ناشی از خصوصی سازی

مطابق قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خصوص واگذاری سهام و مدیریت شرکت‌های دولتی در ماده ۲۰ چنین مقرر شده است:

رسیدگی به اظهار نظر و اتخاذ تصمیم در مورد شکایت اشخاص حقیقی و حقوقی از هر یک از تصمیم ها در امر واگذاری در صلاحیت هیئت داوری می باشد این موضوع در قراردادهای تنظیمی واگذاری سهام قید می‌شود و به امضای طرفین قرارداد می رسد بنابر این مرجع رسیدگی به اختلافات ناشی از قراردادهای راجع به واگذاری سهام و مدیریت شرکت‌های دولتی نهاد داوری می باشد و مراجع قضایی دادگستری در این خصوص صلاحیت ندارند.

۴- داوری اجباری در قراردادهای پیمانکاری

در قراردادهای دولت با پیمانکاران خصوصی تعیین مرجع داوری به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از قراردادها امری ضروری است. به عبارتی دیگر  درج شرط داوری در این قراردادها اجباری می باشد.

۵- ارجاع اجباری دعوای طلاق به داوری

یکی دیگر از موارد ارجاع اجباری به داوری ارجاع طلاق به داوری است این اجبار ناشی از قانون می‌باشد و توافق طرفین در آن تاثیری ندارد.

مطابق آیین‌نامه مربوط به داوری در طلاق:

نسبت به درخواست های طلاق که از طرف زوجین یا یکی از آنها در دادگاه خانواده یا قائم مقام آن تسلیم می شود، چنانچه اختلاف از طریق دادگاه حل و فصل نشود، رسیدگی به موضوع با صدور قرار ،به داوری ارجاع می گردد.

پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری هر یک از زوجین مکلف هستند ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، یک نفر از اقارب خود را که واجد شرایط مقرر در این آیین‌نامه است به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند و اگر بین اقارب فرد واجد شرایط نباشد و نتواند داوری معرفی کند در صورت امتناع یا عدم توانایی در معرفی داور ، دادگاه از بین افراد واجد شرایط مبادرت به تعیین داور یا داوران می نماید.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران می باشد که به ارائه خدمات حقوقی از جمله مشاوره در خصوص مرجع داوری و قبول داوری می پردازد.

دسته‌ها
رویدادها

تکلیف دادگاه به صدور ابلاغیه و اجراییه رای داوری

تکلیف دادگاه به صدور ابلاغیه و اجراییه رای داوری

تکلیف دادگاه به صدور ابلاغیه و اجراییه رای داوری در حالت های مختلف آن یعنی در صورت قابل ابطال بودن رای داوری یا صحیح بودن رای در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد. مطابق قانون و قواعد داوری داور مکلف است در مدت داوری رای خود را صادر و برای ابلاغ به دفتر دادگاه تسلیم نماید البته با توجه به توافق محور بودن داوری طرفین داوری می توانند برای ابلاغ رای داور روش دیگری را تعیین کنند. مانند ابلاغ از طریق ارسال ایمیل، یا پست سفارشی.

لازم به ذکر است که در حال حاضر با وجود دفاتر خدمات قضایی الکترونیک ابلاغ رای داور در قالب ثبت دادخواست در دفتر خدمات قضایی هم صورت می گیرد.

سوال اینجاست که آیا با تسلیم هر رای داوری به دفتر دادگاه، دادگاه مکلف به ابلاغ آن به طرفین می باشد یا برای ابلاغ ابتدا باید رای داوری را از لحاظ شکلی و ماهیتی مورد بررسی و کنترل قرار دهد؟

اگر رایی که توسط داور صادر شده بر خلاف قانون یا اسناد رسمی یا آرای قضایی باشد باز هم دادگاه مکلف به ابلاغ چنین رایی است یا خیر؟

توجه داشته باشید که ابلاغ رای داوری مقدمه‌ای است برای اجرای آن. مطابق ماده ۴۸۸ قانون آیین دادرسی مدنی صدور اجراییه رای داوری ۲۰ روز پس از ابلاغ آن انجام می‌شود.

برای ابلاغ رای داوری از طریق دادگستری باید دادخواست ابلاغ رای داور به دادگاه ارائه شود دادگاه برای ابلاغ رای داور تکلیفی به تشکیل جلسه رسیدگی ندارد و صرفاً با درخواست داور یا طرفین داوری، رای ابلاغ می گردد.

پس از ابلاغ رای داوری در صورتی که ذینفع، خواهان اجرای رای داوری باشد باید به دادگاه صالح دادخواست صدور اجراییه دهد. در این مواقع هم سوال پیش می آید آیا دادگاه مانند مورد ابلاغ رای داوری در هر صورت مکلف به صدور اجراییه است یا لازم است قبل از صدور اجراییه، رای داوری را مورد بررسی قرار دهد؟

به عبارت دیگر

در صورتی که رای داور مشمول یکی از موارد ابطال رای داوری باشد آیا دادگاه باز هم مکلف به صدور اجراییه است یعنی برای رایی که قانونا قابل ابطال است اجراییه صادر می شود؟
نظریه اول:

با توجه به اینکه قانونگذار مرجع داوری را به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات و دعاوی در کنار مراجع دادگستری به رسمیت شناخته است و آرای صادره از داوری را مانند آرای صادره از دادگاه ها و مراجع قضایی لازم الاجرا دانسته است‌ مسلما به دنبال اهدافی در جهت پیشرفت و رشد مراجع قضایی و بهبود روند رسیدگی قضایی بوده است .

مهمترین هدف از رسیدگی داوری کاستن از پرونده‌های دادگاه هاست.

البته داوری مزیت های فراوانی در مقایسه با رسیدگی در مراجع دادگستری دارد ولی مهمترین هدف از رسیدگی داوری جلوگیری از تراکم پرونده ها در دادگاه ها و کاهش حجم کاری قضات و در نتیجه بهبود عملکرد کارکنان دادگستری و رسیدگی دقیق تر و سریعتر آنها به پرونده هاست. پس اگر قرار باشد دادگاه علاوه بر پرونده های موجود در دادگستری ، به آرای صادر شده از مرجع داوری هم رسیدگی کند این امر به دور از هدف اصلی اعتبار بخشی به آرای داوری و کاستن پرونده های قضایی خواهد بود.

در نتیجه باید به آرای داوری اعتماد کرد و بدون رسیدگی دوباره و بدون توجه به شکل و ماهیت رای اقدام به صدور اجراییه نمود.

نظر دوم :

نظر دوم اینست که دادگاه ها باید محتوای آرای داوری را از لحاظ شکلی و ماهیتی مورد بررسی قرار دهند و اگر یکی از موارد مقرر در ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی را در رای احراز کنند تکلیفی به صدور اجراییه برای چنین رایی را نخواهند داشت. زیرا اجرای رایی که خلاف قانون یا خلاف اسناد رسمی باشد و یا قابل ابطال باشد مسلما تاثیر غیر قابل انکار و منفی در نظم عمومی کشور و روابط حقوقی اشخاص خواهد داشت.

با توجه به این امر که واحد اجرای احکام هم بدون بررسی محتوای رای و بر اساس اجراییه صادره از دادگاه اقدام به اجرای رای می نمایند بنابراین دادگاه باید در موقع صدور اجراییه حتما صحیح بودن رای و مطابقت آن با قانون را احراز نماید.

happy-young-asian-couple-realtor-agent_7861-1032

ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی
رای داوری در موارد زیر باطل است و قابلیت اجرایی ندارد :

۱- رای صادره مخالف با قوانین موجد حق باشد.

۲- داور نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده رای صادر کرده است.

۳- داور خارج ازحدود اختیار خود رای صادر نموده باشد. دراین صورت فقط آن قسمت از رای که خارج از اختیارات داور است ابطال می گردد.

۴- رای داور پس از انقضای مدت داوری صادر و تسلیم شده باشد.

۵- رای داور با آنچه در دفتر املاک یا بین اصحاب دعوا در دفتر اسناد رسمی ثبت شده و دارای اعتبار قانونی است مخالف باشد.

۶- رای به وسیله داورانی صادرشده که مجاز به صدور رای نبوده اند.

۷- قرارداد رجوع به داوری بی اعتبار بوده باشد.

در این باره نظرات مختلفی وجود دارد نظریه مشورتی اداره کل حقوقی نیز درباره تکلیف دادگاه به صدور ابلاغیه و اجراییه رای داوری چنین مقرر کرده است :

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه مصوب 1398/06/26

7/98/572

شماره پرونده: 572-139-98

استعلام:

چنانچه رای داور از لحاظ شکلی و ماهیتی بر خلاف قانون و اسناد رسمی و آراء قضایی باشد، آیا دادگاه تکلیفی به ابلاغ رای داور و صدور اجرائیه برای چنین آرایی دارد؟ چنانچه پاسخ منفی است، چه تصمیمی باید اتخاذ کند؟

پاسخ:

بازگشت به استعلام شماره 9030/4666/721 مورخ 1398/03/11 به شماره ثبت وارده 572 مورخ 1398/04/17، نظریه مشورتی این اداره کل به شرح زیر اعلام می گردد:

در فرض سوال در مورد ابلاغ رأی داور دادگاه وارد محتوای رأی نمی شود و باید رأی صادره توسط داور را به طرفین ابلاغ کند؛ اما در خصوص درخواست اجرای رأی داور با توجه به صدر ماده 489 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379 چنانچه رأی داور مشتمل بر یکی از موارد مذکور در این ماده باشد، باطل است و قابلیت اجرایی ندارد. بنابراین هرگاه از سوی یکی از طرفین درخواست اجرای رأی داور شود، دادگاه مکلف است رأی داور را از حیث جهات مذکور در این ماده بررسی و تصمیم مقتضی مبنی بر قابل اجرا نبودن رای اتخاذ نماید.

بنابراین در صورتی که یکی از طرفین اجرای رای را از دادگاه بخواهد دادگاه مکلف است رای داوری را از لحاظ اصول و مبانی حقوقی مورد بررسی قرار دهد و در صورتی که از لحاظ قانونی شکلی و ماهیتی رای داوری مشکلی نداشته باشد و مشمول یکی از موارد بطلان رای داوری هم نباشد اجراییه صادر می‌نماید در غیر این صورت اگر غیر قابل اجرا بودن رای برای دادگاه محرز شود اجراییه ای صادر نخواهد کرد.

زیرا اصل بر حفظ و برقراری نظم عمومی و صدور آرای موافق با قوانین کشور می باشد.

هرچند طرفین توافقی در این خصوص کرده باشند اما در هر حال هر قرارداد و توافقی تنها در صورتی که قابلیت اجرایی دارد که مخالف صریح قانون نباشد. (ماده ۱۰ قانون مدنی و ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی)

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است و با حضور مشاوران و داوران مجرب و متخصص ایران آماده قبول داوری در دعاوی و اختلافات شما و ارائه مشاوره داوری تخصصی می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

اعسار از پرداخت محکوم به رای داوری

اعسار از پرداخت محکوم به رای داوری

اعسار از پرداخت محکوم به رای داوری و مرجع رسیدگی کننده به این ادعا در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است. به عبارت دیگر در این بخش به بررسی این امر می پردازیم که آیا داور صلاحیت رسیدگی به دعوای اعسار از پرداخت محکوم به را دارد؟ اگر محکوم علیهِ رای داوری نتواند رای داور را اجرا کند برای تقسیط محکوم به باید به دادگاه دادخواست اعسار بدهد یا از داور تقاضای تقسیط محکوم به را بنماید؟

با توجه به توافق محور بودن رسیدگی داوری و لازم نبودن رعایت تشریفات خاص دادرسی در آن، در رسیدگی داوری اصولاً طرفین می‌توانند شیوه وصول محکوم به را هرگونه که بخواهند مورد توافق قرار دهند و بر همین اساس و با توجه به مواد ۱ و ۲۷ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، با وجود توافق طرفین داوری ،تقسیط محکوم به را می توان به داوری ارجاع داد. در غیر این صورت ، اگر تقسیط محکوم به از محدوده صلاحیت های اعطایی به داور خارج باشد درخواست تقسیط در دادگاه مطرح می شود و عنوانش دعوای اعسار است نه تقسیط و باید شرایط شکلی و تشریفات خاص دادرسی در آن رعایت شود.

business-lawyer-working-about-legal-legislation-courtroom-help-their-customer_37714-285

شرایط طرح دعوای اعسار

ماده ۲۳ قانون اعسار:

مدعی اعسار باید شهادت کتبی لااقل چهار نفر از اشخاصی که از وضعیت معیشت و زندگی او مطلع باشند را به دادخواست خود ضمیمه کند.  یعنی حضور و شهادت چهار نفر شاهد در جلسه رسیدگی به دعوی اعسار در دادگاه ضروری می باشد. همچنین باید صورت ریز اموال خود را ضمیمه دادخواست نماید.

اما در دعوای تقسیط که داور به آن رسیدگی می کند رعایت تشریفات خاص رسیدگی به دعوای اعسار لازم نیست و داور بر اساس اصول کاری خود،اوضاع و احوال پرونده و اختیاراتی که از سوی طرفین داوری مطابق شرط داوری یا توافق نامه داوری از آن برخوردار است رسیدگی می نماید.

مطابق اصول کلی دادرسی و ماده ۴۸۸ قانون آیین دادرسی مدنی و سایر مواد قانونی مربوطه،رای قطعی داور توسط دادگاه اجرا می‌شود و از نظر اعتباری رای داور هم مانند رای صادره از دادگاه معتبر و لازم الاجرا است. بنابراین همانطور که در خصوص آرای صادره از دادگاه ها محکوم علیه در صورتی که توان پرداخت محکوم‌به را نداشته باشد حق درخواست رسیدگی به اعسارش را دارد ، در محکومیت رای داوری هم محکوم علیه می تواند درخواست تقسیط پرداخت محکوم به را  از داور یا از دادگاه تقاضا کند.

ماده ۱۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی:

دعوای اعسار در مورد محکوم‌به در دادگاه نخستین رسیدگی‌کننده به دعوای اصلی یا دادگاه صادرکننده اجرائیه و به طرفیت محکوم‌له اقامه می‌شود.

با توجه به اینکه در مطالب قبل بیان کردیم که رای داوری هم از لحاظ اعتباری و قابلیت اجرایی مانند آرای صادره از دادگاه ها دارای اعتبار است لذا حکم ماده ۱۳ قانون مذکور در خصوص آرای داوری هم اجرا می شود. البته جز در موردی که طرفین داوری در خصوص نحوه پرداخت محکوم به و امکان تقسیط آن توافق خاصی کرده باشند و این امر را در صلاحیت داور قرار داده باشند.

بنابراین حکم ماده ۱۳ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی شامل دعوای اعسار از پرداخت محکوم به رای داوری هم می گردد مطابق ماده فوق دادگاهی که اجراییه رای داوری را صادر کرده یا موضوع را به داوری ارجاع داده است صلاحیت رسیدگی به دعوای اعسار از پرداخت محکوم به رای داوری را خواهد داشت.

judge-signing-documents_11304-1535

صلاحیت داور در رسیدگی به اعسار از پرداخت محکوم به

مطابق اصول و قواعد حاکم بر رسیدگی داوری، داور حق دارد در محدوده توافق نامه داوری یا شرط داوری عمل کند و در هر موضوعی که داور خلاف قوانین موجد حق و قوانین خاص و خارج از توافق طرفین داوری رسیدگی و را صادر کند رای مزبور قابل ابطال در دادگاه حقوقی می باشد.

صلاحیت داور در رسیدگی به دعوای تقسیط محکوم به منوط به تصریح آن در قرارداد یا شرط داوری است در غیر این صورت داور صلاحیتی برای رسیدگی به این امر را نخواهد داشت .

بنابراین در مواردی که طرفین داوری چنین صلاحیتی به داور نداده‌اند کسی که درخواست تقسیط محکوم به رای داوری را دارد باید دعوای اعسار را مطابق ماده ۱۳قانون نحوه‌ی اجرای احکام مالی در دادگاه صلاحیتدار طرح نماید.

نکاتی در مورد شرایط تقسیط محکوم به رای داوری

قاعده فراغ رسیدگی در داوری هم حاکم می باشد و بعد از رسیدگی و صدور رای در خصوص تقسیط محکوم به ،طرفین دیگر نمی توانند از رای داور تجدیدنظرخواهی کنند و داور نمی تواند مبالغ تقسیط و سایر شرایط را تغییر دهد.

با توجه به خروج موضوعی رسیدگی داور از قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی داور حق ممنوع الخروج کردن محکوم علیه را ندارد مگر اینکه چنین صلاحیتی برای داور در شرط داوری مورد توافق طرفین قرار گرفته باشد.

نتیجه گیری

اصولا رسیدگی به دعوای اعسار از پرداخت محکوم به در صلاحیت دادگاهی است که اجراییه رای داوری را صادر کرده و یا دعوا را به داوری ارجاع نموده است اما با توجه به اصول رسیدگی داوری ، قوانین و دادنامه های صادره در این خصوص، در صورت رضایت و توافق طرفین داوری، داور هم صلاحیت رسیدگی به درخواست مزبور را دارد اما نه با عنوان دعوای اعسار بلکه با عنوان دعوای تقسیط.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ،قبول داوری، مشاوره های تخصصی داوری می باشد.

دسته‌ها
رویدادها یادداشت‌ها

بررسی صلاحیت داوری در رسیدگی به اختلافاتی که در هیئت ها کمیسیون ها و اتحادیه‌های صنفی طرح می شوند

بررسی صلاحیت داوری در رسیدگی به اختلافاتی که در هیئت ها کمیسیون ها و اتحادیه‌های صنفی طرح می شوند

در این نوشتار به بررسی صلاحیت داوری در رسیدگی به اختلافاتی که در هیئت ها کمیسیون ها و اتحادیه‌های صنفی طرح می شوند می پردازیم. رسیدگی به دعاوی و اختلافات بنا به تصریح قانون گذار در صلاحیت مراجع قضایی (دادگاه ها) می باشد در کنار مراجع قضایی مرجع دیگری با عنوان مرجع داوری هم در قانون پیش‌بینی شده که قانون گذار صلاحیت ها و ممنوعیتهایی برای مرجع مزبور مقرر نموده است .

african-american-woman-writing-book-table-with-cup-document_23-2148042562

مهمترین ویژگی داوری توافق محور بودن آن می باشد البته قانون گذار در برخی موارد مراجعه به مرجع داوری را اجباری اعلام نموده و برخی از دعاوی را هم غیر قابل ارجاع به داوری عنوان کرده است.

در کنار این دو مرجع رسیدگی کننده برخی از هیئت ها کمیسیون ها و اتحادیه های خاصی هم وجود دارند که قانونا صلاحیت رسیدگی به برخی از اختلافات بر عهده این نهادها می باشد.

با وجود وضع مقررات و قوانین در خصوص تشکیل و فعالیت هیئت ها و کمیسیون ها و سایر نهادهای مشابه در جهت کاهش پرونده های حقوقی در مراجع قضایی و تسریع رسیدگی و حل و فصل دعاوی و اختلافات به صورت تخصصی، بدیهی است که دعاوی در صلاحیت این مراجع را دیگر نباید در دادگاه طرح کرد،

حالا ابهام و سوالی که اینجا پیش می آید این است که آیا این اختلافات که در صلاحیت هیئت ها و کمیسیون ها و اتحادیه‌ ها است را می توان با توافق طرفین بوسیله تعیین داور و با داوری وی حل و فصل نمود؟

به عنوان مثال اگر خریدار ملکی در رابطه با تخلف های صنفی یک واحد صنفی شکایتی داشته باشد اصولاً باید شکایت خود را به کمیسیون رسیدگی به شکایات اتحادیه مشاوران املاک اعلام کند ولی ممکن است طرفین به خاطر صرف زمان و هزینه کمتر با هم توافق کنند که اختلاف خود را با تعیین یک شخص ثالث به عنوان داور حل و فصل کنند در حالیکه میدانیم داوری یک مرجع رسیدگی کننده به اختلافات و دعاوی می‌باشد و این دعوا از موارد مصرح در ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی یعنی دعاوی غیر قابل ارجاع به داوری نیست.

240_F_311903807_zr43VtmWSGqHYg4elqqmT4hwsBbojJsY

پس اگر شخص خریدارملک و واحد صنفی توافق کنند که اختلاف خود را توسط یک داور حل و فصل کنند آیا رسیدگی داوری در این امر معتبر خواهد بود آیا رای داوری در این خصوص قابل اجراست؟

با ذکر مثالی دیگر به پاسخ این سوال خواهیم رسید.

بررسی صلاحیت مرجع رسیدگی به اختلافات کارگر و کارفرما:

بر اساس قانون کار، کارگران و کارفرمایان بایستی در مرحله نخست، دعاوی و اختلافات خود را در شورای اسلامی کار و انجمن صنفی کارگران و یا نماینده قانونی کارگران و کارفرمایان حل و ‌فصل نمایند و در صورتی که در این مراجع به سازش دست پیدا نکنند بایستی اختلافات و دعاوی خود را در هیات‌های تشخیص و هیئت حل اختلاف مطرح نمایند.

آیا با وجود مقرره فوق، کارگر و کارفرما با وجود هیئت های حل اختلاف قانون کار می توانند برای حل و فصل اختلاف خود داور تعیین کنند و قرارداد داوری تنظیم نمایند و یا در قرارداد کار ، مرجع حل و فصل اختلافات را داوری تعیین کنند؟

در اینجا لازم است که دعاوی غیر قابل ارجاع به داوری را مرور کنیم.

business-woman-tearing-contract-her-office-breaking-contract-concept_44943-1071

دعاوی غیر قابل ارجاع به داوری

مطابق ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی اصل نکاح ، فسخ نکاح ، طلاق ، نسب ، ورشکستگی ، جرایم و دعاوی مربوط به امور حسبی قابل ارجاع به داوری نیستند.

بر اساس این ماده مشخص شد که داور ممنوعیتی به رسیدگی به اختلافات در صلاحیت مراجع خاص مانند هیئت ها کمیسیون ها و اتحادیه ها را ندارد. اما تشکیل و فعالیت نهادهای مزبور و تصریح به تخصصی و خاص بودن عملکرد آن ها ما را  به شبهه می اندازد.

بر همین اساس پس از بررسی قوانین، اصول و مقررات مربوط به صلاحیت مراجع رسیدگی کننده به دعاوی و اختلافات به این نتیجه رسیدیم که اختلافاتی که رسیدگی به آنها در صلاحیت هیئت‌ها و کمیسیون‌ها و مراجع مشابه آن می باشد قابل ارجاع به داوری نیستند.

پس ایرادی که به ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی وارد است این است که در موارد داوری پذیر نبودن و ممنوعیت داوری باید مورد فوق هم اضافه شود.

نتیجه گیری

مطابق ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی و بندهای الف و ه ماده ۱ و بند ۲ ماده ۲ قانون داوری تجاری بین المللی فقط اختلافاتی که جنبه ترافعی دارند و رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه است قابل ارجاع به داوری هستند.

پس اموری که در صلاحیت خاص هیئت ها و کمیسیون های تخصصی مانند هیئت تشخیص حل اختلاف کارگر و کارفرما، کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری، کمیسیون املاک و … هستند و قانونگذار رسیدگی به اختلافات خاصی را در صلاحیت آنها قرار داده است در صلاحیت اختصاصی این مراجع قرار دارند. لذا عدول از صلاحیت آنها بر طبق توافق طرفین اختلاف و مراجعه به مرجعی دیگر مانند داوری یا دادگاه ممکن نیست.

بنابر این رسیدگی به اختلافات در صلاحیت هیئت ها، کمیسیون ها، اتحادیه های صنفی و سایر مراجع خاص خارج از صلاحیت داور می باشد.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است و با حضور مشاوران و داوران متخصص آماده ارائه خدمات داوری (قبول داوری) و مشاوره داوری در تمامی حوزه های تخصصی می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

بررسی دعوی ابطال رای داوری در دعاوی که در صلاحیت شورای حل اختلاف است

در این نوشتار به بررسی دعوی ابطال رای داوری در دعاوی که در صلاحیت شورای حل اختلاف است می پردازیم. داوری مرجع رسیدگی به اختلافات طرفین خارج از دادگاه است رسیدگی داوری جایگزین رسیدگی در مراجع قضایی بر اساس توافق طرفین می‌باشد اما در مواردی ممکن است با وجود اینکه داور با توافق طرفین و رضایت آنها رسیدگی کرده، یکی از آنها به رای صادره اعتراض داشته باشد در این صورت قانون این اختیار را به طرفین داده که به رای داوری اعتراض شود هر یک از طرفین ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ رای داوری حق دارند دادخواست ابطال رای داوری را به مرجعی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را داشته، بدهند.

judge-gavel-with-justice-lawyers-having-team-meeting-law-firm-background_1418-2190

در این نوشتار به بررسی این امر می پردازیم که اگر داور به دعاوی در صلاحیت شورای حل اختلاف رسیدگی کرده باشد طرفین داوری اگر بخواهند دادخواست ابطال رای داوری را ارائه بدهند به کدام مرجع باید دادخواست تقدیم کنند؟

شورای حل اختلاف که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد یا دادگاه؟

مطابق قانون شورای حل اختلاف، رسیدگی به برخی دعاوی در صلاحیت این شورا است که عبارتند از:

  • صلاحیت شورای حل اختلاف

۱- دعاوی مالی راجع به اموال غیر منقول تا میزان بیست میلیون تومان.

۲- دعاوی مربوط به تخلیه عین مستاجره به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه.

۳- دعاوی تعدیل اجاره بها به شرطی که در رابطه استیجاری اختلافی وجود نداشته باشد.

۴- صدور گواهی حصر وراثت و تحریر ترکه مهر و موم ترکه و رفع آن.

۵- ادعای اعسار از پرداخت محکوم به در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوا رسیدگی کرده باشد.

۶- دعاوی خانواده راجع به مهریه جهیزیه نفقه تا میزان ۲۰ میلیون تومان در صورتی که مشمول ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده نباشد.

۷- تامین دلیل  و جرائم تعزیری که صرفاً مستوجب مجازات جزای نقدی درجه هشت باشد.

handshake-close-up-executives_1098-1384

پس از اینکه از صلاحیت شورای حل اختلاف برای رسیدگی به اختلافات آگاه شدیم می خواهیم بدانیم که اگر اختلافات و دعاوی بیان شده در فوق با توافق طرفین به مرجع داوری ارجاع داده شود و داور در این موارد رسیدگی و رای صادر کند در صورتی که هر یک از طرفین به رای داور معترض باشند و قصد درخواست ابطال رای را داشته باشند باید این دادخواست را به کدام مرجع ارائه دهند؟

مطابق ماده ۴۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به دعوی ابطال رای داوری در صلاحیت دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد.

مطابق قوانین فوق در چنین مواردی این ابهام به وجود می آید که باید بر اساس صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا به شورا دادخواست داده شود یا بر اساس ماده ۴۹۰ باید به دادگاه دادخواست داد؟

در این خصوص نظریه مشورتی به شماره ۸۷۹ به تاریخ ۹۸/۵/۲۷مقرر کرده است:

دعوای ابطال رای داوری حتی اگر محکوم به آن مالی باشد و تا سقف ۲۰ میلیون تومان باشد مطابق قوانین موجود در صلاحیت دادگاه صلاحیت دار است نه شورای حل اختلاف.

زیرا دعوای ابطال رای داوری یک دعوای غیر مالی است و دعاوی غیر مالی در دادگاه مورد رسیدگی واقع می شوند.

همچنین با توجه به قانون شورای حل اختلاف، اجرای رای داوری در صلاحیت شورای حل اختلاف نیست. بنابراین درخواست ابطال آن نیز نمی تواند در صلاحیت شورا باشد حتی در مواردی هم که شورای حل اختلاف به عنوان داور رسیدگی کرده باشد باز هم برای رسیدگی به دادخواست ابطال رای داوری صلاحیت ندارد.

ایران داوری مرجع تخصصی داوری در ایران می باشد که آماده ارائه مشاوره حقوقی در خصوص داوری و قبول داوری در اختلافات و منازعات می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

اعتبار امر مختومه در داوری

اعتبار امر مختومه در داوری

اعتبار امر مختومه یکی از اصول حقوقی مهم در قوانین ایران است و به مفهوم منع طرح مجدد دعوا در خصوص موضوعی است که قبلاً درخصوص آن دعوایی طرح، رسیدگی و رای صادر شده است.

ایران داوری

این اصل بیانگر این امر می باشد که به دعوایی که سابقاً با وحدت طرفین دعوا ، وحدت موضوع و سبب رسیدگی شده، امکان رسیدگی مجدد وجود ندارد و به عبارتی رای صادره در دعوای مزبور از اعتبار امر مختومه برخوردار است.

قانونگذار با هدف استحکام بخشیدن به اعتبار آرای قضایی و جلوگیری از محاکمه مضاعف و برقراری نظم عمومی قوانینی در این خصوص تصویب نموده و طرفین دعوا را ملزم به تبعیت از آن کرده است.

بنابراین بعد از صدور رای در خصوص دعوای، طرفین دعوا ملزم به تبعیت از آن می باشند البته این الزام غالبا قطعی و مسلم نیست و در صورتی که اعتراضی نسبت به رای وجود داشته باشد طرفین دعوا می توانند به طریق تجدید نظر خواهی، واخواهی، فرجام خواهی و اعاده دادرسی در مواعد قانونی نسبت به آن اعتراض کنند ولی طرح مجدد همان دعوا ممکن نیست.

اعتبار امر مختومه در رای داور

در خصوص آرای صادره در مراجع قضایی اسناد و مواد قانونی مسلمی وجود دارد اما در مورد آرای صادره از مراجع داوری تصریح قانونی و مسلمی موجود نمی باشد.

لذا در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم که آیا آرای صادره توسط داور نیز از اعتبار امر مختومه برخوردار است؟

مرجع داوری هم برای دولت و هم برای مردم مزیت‌هایی دارد مهمترین فایده فعالیت نهاد داوری برای دولت کاستن از پرونده‌ها و تراکم دعاوی در دادگاه‌ها است به این ترتیب رسیدگی قضایی تسریع می گردد و نیروی کار دادگستری با دقت بیشتری به پرونده ها رسیدگی می کنند مردم هم به دلیل صرف وقت کمتر و هزینه کمتر و تسریع روند رسیدگی از این مرجع استقبال می نمایند.

از آنجایی که اجرای رای داوری نیز دارای ضمانت اجرا، اصول و قواعدی همانند رای قضایی است و برای طرفین لازم الاجراست و کلیه آثار حقوقی رای قضایی را دارد لذا می توان استنباط نمود که برای رای داوری نیز باید اعتبار امر مختومه را در نظر گرفت.

مشاوره حقوقی -ایران داوری

نظرات مخالف

در مورد اعتبار امر مختومه در داوری در میان دکترین حقوقی نظرات مختلفی وجود دارد برخی با توجه به نص قانون که شرایط اعتبار امر قضاوت شده را پیش بینی نموده و تنها حکم دادگاه ها را دارای این اعتبار دانسته آرای داوری را فاقد اعتبار امر مختومه می دانند .

برخی نیز فقط در صورتی رای داوری را دارای اعتبار امر قضاوت شده می‌دانند که داوری با دستور دادگاه انجام شده باشد.

به نظر می‌رسد با توجه به فلسفه وجودی داوری و اصول و قواعد رسیدگی در حقوق ایران یعنی موجه و مدلل بودن رای داور و عدم مخالفت رای با قوانین موجد حق، رای داوری نیز از اعتبار امر مختومه برخوردار است زیرا رای داوری تمام ویژگی های یک رای قضایی را دارد.

توجیه اعتبار امر مختومه رای داوری

قطعی بودن ،لازم الاجرا بودن، ابلاغ و اجرای رای و قابلیت استنادی رای داور همگی حاکی از این امر می کند که رای داوری دارای همان اعتبار رای قضایی است و تنها مرجع رسیدگی در آن مرجع به لحاظ مصالح عمومی متفاوت می باشد ولی در اصل عملکرد و آثار هر دو یکیست.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است و با حضور مشاوران و داوران مجرب و متخصص در تمامی زمینه های حقوقی آماده ارائه خدمات داوری به متقاضیان می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

قراردادی یا قضایی بودن رای داور

قضایی یا قراردادی بودن رای داور

قضایی یا قراردادی بودن رای داور

داوری یک مرجع رسیدگی خصوصی به دعاوی و اختلافات می باشد که در جهت اعتبار بخشیدن و لازم الاجرا شدن آرای صادره از سوی این نهاد در قوانین ایران توسط قانونگذار مورد تایید و تصویب قرار گرفته است.می خواهیم بدانیم رای داوری منشا قضایی دارد یا قراردادی، لذا قضایی یا قراردادی بودن رای داور در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است.

قراردادی بودن داوری

از آنجایی که تعیین داوری به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات و منازعات در اغلب مواقع به توافق و اختیار طرفین واگذار شده است،(اختیاری بودن داوری) ماهیت قراردادی بودن داوری از آن استنباط می شود.

طرفین ممکن است قبل یا بعد از وقوع اختلاف در یک قرارداد مستقل (قرارداد داوری) و یا ضمن انعقاد قرارداد به عنوان شرط داوری، داوری را به عنوان مرجع رسمی حل و فصل اختلافات قراردادی خود تعیین کنند.که در این صورت با توافق و امضای طرفین  اختلاف ،دادگاه صلاحیت رسیدگی به موضوع دعوا را از دست می دهد و در این صورت مرجع صالح به رسیدگی، نهاد داوری است.

لازم به ذکر است که در تمام دعاوی به غیر از مواردی که داوری پذیرنبودن آنها در قانون ذکر شده (اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق، امور حسبی و جرایم) طرفین می توانند بر مبنای توافق یکدیگر در قالب قرارداد ، نهاد داوری را به عنوان مرجع صلاحیت دار برای رسیدگی و صدور رای در خصوص موضوع اختلافی را تعیین و داور یا داوران خود را معرفی کنند.

قضایی بودن داوری-ایران داوری

قضایی بودن داوری

در این مورد ارجاع اختلاف به مرجع داوری جهت رسیدگی و صدور رای تابع اختیار طرفین اختلاف نبوده بلکه یک الزام و تکلیف قانونی بر آن حاکم می باشد.

بنابراین در صورتی که در قوانین، تکلیفی برای ارجاع موضوع اختلاف به داوری وجود داشته باشد در چنین مواردی بر اساس حکم قانون و تبعیت از آن ، طرفین اختلاف ملزم به رجوع به داور و اخذ رای داوری می گردند.

مصداق بارز در این خصوص دعوای طلاق است که مطابق قانون رای دادگاه خانواده در خصوص صدور حکم طلاق تحت تاثیر نظر داوران می باشد.

البته قضات ملزم به اطاعت از رای داوران نیستند و در صورتی که آن را خلاف اوضاع و احوال و شرایط موجود تشخیص دهند داوری تجدید می گردد.

مطابق قانون حمایت خانواده :

در تمامی موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقی ، دادگاه موظف است ضمن سعی در ایجاد صلح و سازش موضوع را به داوری ارجاع کند.

از ماده فوق ، قضایی بودن داوری و داوری اجباری در طلاق  استنباط می شود.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران می باشد که با حضور مشاوران و داوران مجرب و متخصص در این زمینه آماده ارائه خدمات داوری و حل و فصل اختلافات و منازعات شما در تمامی موضوعات حقوقی و با صرفه ترین هزینه ها و در کمترین زمان می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری در امور حسبی

داوری در امورحسبی-ایران داوری

داوری در امور حسبی در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است ابتدا به بیان مقدمه ای در این باره می پردازیم.

مقدمه :

به دلیل وجود حجم زیاد پرونده‌ها در محاکم قضایی در جهت تسریع بخشیدن به رسیدگی به دعاوی و کم هزینه و به صرفه بودن از هر لحاظ قانونگذار نهاد داوری را که پیشینه تاریخی قابل توجهی نیز دارد قانونی اعلام کرده است.

بعلاوه رای داوری را همچون رای صادره در دادگاه ها معتبر و قابل اجرا دانسته است.

در اصل داوری روشی است که در آن داور در صورت وجود اختلاف یا منازعه میان طرفین در قالب یک مرجع رسیدگی غیر قضایی و خصوصی به موضوع اختلافی رسیدگی و در مورد آن رای صادر می کند. و این رای برای طرفین داوری لازم الاجرا است.

با در نظر گرفتن این موضوع و مقایسه  آن با ویژگی بارز امور حسبی یعنی غیر ترافعی بودن آن ،به نظر می رسد که داوری در امور حسبی مرجع و راهکار مناسبی برای رسیدگی نیست .

با این وجود ممکن است این سوال پیش بیاید که:

آیا این امکان وجود ندارد که اختلافی بین افراد ذینفع در امور حسبی به وجود بیاید؟

مثلاً در مورد تعیین قیم، مسلما در روابط بین قیم و مولی علیه یا بین اقاربی که داوطلب برای قیمومت هستند امکان بروز اختلاف وجود دارد.

در این نوشتار می خواهیم بدانیم که:

آیا می توان امور حسبی را به طریق داوری حل و فصل کرد؟

تعریف امور حسبی

امور حسبی اموری هستند که برخلاف سایر امور که تنها در صورت درخواست یکی از طرفین اختلاف دادگاه به آنها رسیدگی می کند،

در این امور دادگاه‌ها مکلفند نسبت به امور حسبی اقدام نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند بدون اینکه رسیدگی به آنها متوقف در وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوا از طرف آنها باشد.

داوری در قانون امور حسبی

باتوجه به موادی از قانون امور حسبی که مطابق آن طرفین دخیل در امور حسبی در جلسات رسیدگی دادگاه می توانند همراه خود مشاور، داور، کارشناس یا وکیل داشته باشند،

باید توجه داشت که حضور داور در دادگاه تنها به منزله نیابت یا ارائه مشاوره و همراهی با ذینفع می باشد نه دخالت داور در روند رسیدگی .

ماده ۱۵ قانون امور حسبی نیز تجویز مداخلات افرادی غیر از قاضی و ذینفع را بر همین اساس قرار داده است.

همچنین در صورتی که در موقع رسیدگی به امور حسبی وجود دعوا یا امر ترافعی در خصوص موضوع برای دادگاه محرز شود:

در این صورت پرونده امور حسبی تا زمان رسیدگی و صدور رای در دعوای ترافعی مرتبط با موضوع متوقف خواهد شد.

و اگر دعوای مزبور قابلیت ارجاع به داوری را داشته باشد در این صورت رسیدگی و صدور رای در امور حسبی متوقف بر صدور رای داوری خواهد بود.

 نکته :

باید توجه داشت که امور حسبی مربوط به احوال شخصیه ،قیمومت، ترکه میت،امور غایب مفقودالاثر ، امور محجورین و مسائل مربوط به آنها اساساً ممنوع از داوری نیستند و در صورتی که در مراحل اولیه درخصوص این موضوعات اختلافی بین اشخاص ذینفع وجود داشته باشد می توانند با تعیین داور در این خصوص میان خود منازعه را حل و فصل کنند. ولی در نهایت مطابق قانون حاکم بر امور حسبی (قانون امور حسبی) رسیدگی به امور حسبی و اتخاذ تصمیم نهایی و صدور حکم در این خصوص با دادگاه های حقوقی است.

بنابراین اشخاص ذینفع این اختیار را ندارند که برای امور حسبی خود ، از قبیل تعیین قیم ،اداره اموال غایب مفقودالاثر ،امور مربوط به محجورین و … داور انتخاب کنند و در نتیجه باید گفت امور حسبی ، به‌دلیل غیر ترافعی بودن آنها داوری پذیر نبوده و رای داوری صادره در این امور باطل می باشد.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران و داوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری می باشد.