دسته‌ها
یادداشت‌ها

علم داور و اعتبار آن در داوری‌

علم داور و اعتبار آن در داوری‌

در این نوشتار به بیان مطالبی در خصوص علم داور و اعتبار آن در داوری‌ می پردازیم.

ادله اثبات دعوا در رسیدگی داور و رسیدگی قاضی، تفاوت چندانی با هم ندارند.

گروهی از حقوقدانان به اعتبار تخصص داور نسبت به موضوع داوری، به تخصصی بودن داوری (بعنوان یکی از مزیت‌های آن نسبت به دادرسی دولتی و قضای حکومتی) استناد می‌نمایند.

در این نوشتار ، ما در پی نفی این مزیت نیستیم. می خواهیم چگونگی استناد به علم داور در داوری را اندکی، مورد شرح و تحلیل قرار دهیم.

چگونگی استناد به علم داور در داوری 

هر ادعایی  آن هنگام که نزد قاضی یا داور یا…. مطرح می‌گردد نیاز به ادله اثبات دعوا دارد.

همانگونه که صرف ادعا ، دلیل ، شناخته نمی‌شود صرف اطلاع و علم داور برای صدور حکم بر محکومیت طرف مقابل (بدون وجود سایر ادله اثبات دعوا) کفایت نمی‌کند.

اگر داور از بدو امر در جریان جزئیات مربوط به مبنای اختلاف طرفین باشد اما درباره ادعا مستندسازی لازم ، بوسیله ذینفع، صورت نپذیرد و اگر ادله اثباتی مرتبط با ادعا به داور، ارایه نگردد نمی‌توان به صرف آگاهی و اطلاع داور درباره موضوع اختلاف ، استناد کرد و آن را مبنای صدور رای داور دانست.

تخصص داور نسبت به موضوع دعوا ، خواهان و مدعی را بی‌نیاز از اثبات ادعا نمی‌نماید.

لزوم اثبات ادعا بوسیله خواهان 

اصل استقلال داور ، لزوم قانونی بودن دلایل اثبات دعوا، لزوم اثبات ادعا بوسیله مدعی، شان داور و داوری، اقتضا می کند که داور، وسیله اثبات ادعا نباشد.

 ادعا چیزی است که مدعی، باید زحمت اثبات آن را بکشد. اثبات ادعا با داور نیست و ماموریت داور، اثبات ادعای هیچکدام از طرفین داوری نمی باشد بلکه ماموریت داور ، اصولا رسیدگی و صدور رای درباره اختلاف طرفین، بر مبنای ادله و مستنداتی است که آنها به داور ارایه کرده‌اند.

قاعده البینه علی المدعی در داوری نیز حکمفرما است.

علم داور همراه و پیوسته با ادله دیگر 

همانگونه که تاکید شد خود داور نباید، سند و دلیل اثبات ادعای طرفین باشد.

علم داور نیز نباید فارغ از ادله دیگر و بدون پیوستگی و همراهی با سایر ادله و به تنهایی، دلیل اثبات دعوا باشد.

علم داور باید اولا ناشی از ادله‌ قانونی باشد ثانیا ادله ارایه شده به داور باید معتبر و خالی از اشکال و فساد باشند (تا بطرز سالمی باعث تحقق اطمینان و علم داور شوند) ثالثا ادله‌ای که موجب علم داور شده‌اند باید سندیت داشته و در پرونده موجود و قابل ملاحظه و استناد باشند.

اشخاصی که به تخصصی بودن داوری نسبت به قضاوت و به تخصص داور نسبت به موضوع داوری، بعنوان یکی از مزیت‌های داوری استناد می‌کنند این نکته را باید در نظر داشته باشند که تخصص داور نسبت به موضوع داوری و علم او نباید به تنهایی در جریان رسیدگی داور ، مدنظر قرار گیرد و به نظام ادله اثبات دعوا، بی توجهی شود.

تخصص داور نسبت به موضوع داوری

تخصص داور نسبت به موضوع داوری برای اینکه او به تنهایی و به صرف تخصص خود درباره موضوع مورد اختلاف، رسیدگی و صدور رای نماید کافی نیست.

بلکه داور متخصص نیز ناگزیر از آن است که اصول و موازین بنیادین دادرسی را رعایت کند، طرفین را به جلسه رسیدگی دعوت نماید، حق اطلاع و تبادل لوایح را درباره طرفین رعایت کند و فراتر از اینها در جریان رسیدگی از مدعی، ادله معتبر و کافی بخواهد.

سپس ادله را مورد رسیدگی و تدقیق قرار دهد و صحت و قدرت و توان اثباتی ادله ارایه شده را مورد بررسی، تحلیل و رسیدگی قرار دهد و پس از آنکه اطمینان حاصل کرد که ادله ارائه شده از صحت، اطمینان و قابلیت استناد برخوردارند آنها را در رسیدگی و صدور رای خود (در حدی که شایسته هستند) مورد استناد قرار دهد.

در این حالت است که داور می تواند در کنار دیگر ادله به علم و تخصص خود نیز استناد نماید.

صادق رئیسی کیا

دسته‌ها
یادداشت‌ها

ابلاغ رای داور در فرایند داوری 

ابلاغ رای داور در فرایند داوری 

ابلاغ رای داور در فرایند داوری و چگونگی آن دارای اهمیت و موضوعیت می باشد.

ابلاغ رای به طرفین داوری آخرین اقدامی است که داور بایستی در جریان داوری به انجام رساند.

با ابلاغ رای که بایستی داخل در مدت داوری باشد داور از رسیدگی فارغ می شود و ماموریتش درباره اصل داوری‌ به پایان می‌رسد.

وظایف بسیار محدودی پس از ابلاغ رای برای داور باقی می‌ماند که اصلاح رای داور در چهارچوب مواد ۳۰۹ و ۴۸۷ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، مهمترین آنهاست.

ابلاغ رای داور

در این نوشتار کوتاه و کاربردی می خواهم به بیان چند نکته مهم درباره ابلاغ رای داور بپردازم:

تسلیم رای داور در مدت داوری

قانونگذار در ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی به بیان یک حکم قانونی مهم درباره ابلاغ رای داور پرداخته است.

ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی درباره چگونگی ابلاغ رای داور بیان می‌دارد:

چنانچه طرفین در قرارداد داوری، طریق خاصی برای ابلاغ رای داوری پیش‌بینی نکرده باشند داور مکلف است رای خود را به دفتر دادگاه ارجاع کننده دعوا به داور یا به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد تسلیم نماید.

دفتر دادگاه ، اصل را بایگانی نموده و رونوشت گواهی‌شده آن را به دستور دادگاه برای اصحاب دعوا ارسال می دارد.

شیوه قراردادی ابلاغ رای داور 

همانگونه که ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی ایران بیان داشته است اگر طرفین برای چگونگی ابلاغ رای داور در قرارداد داوری یا در شرط داوری ، شیوه خاصی را پیش بینی کرده باشند داور مکلف به پیروی از آن شیوه است.

همانند آنکه طرفین داوری به شیوه ابلاغ الکترونیکی آرای داوری توافق کرده باشند و پذیرفته باشند که ابلاغ رای می تواند به طور مثال از طریق ابلاغ به ایمیل‌های آنان انجام شود.

در این صورت ، داور با ابلاغ رای خود به ایمیل و رایانامه طرفین داوری به پایان کارش می رسد.

البته باید در نظر داشته باشید که حتی در این فرض نیز داور باید رای خود را داخل در مدت قراردادی انجام داوری (یعنی مدتی که طرفین داوری برای رسیدگی و ابلاغ رای داوری در نظر گرفته‌اند) ابلاغ نماید.

شیوه ابلاغ داوری، تاثیری در لزوم ابلاغ رای داور در مدت داوری نمی گذارد.

شیوه قانونی ابلاغ رای داوری

ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی ایران در ادامه بیان داشته است که اگر طرفین داوری ، شیوه خاصی برای ابلاغ رای داور، پیش‌بینی نکرده باشند داور باید رای خود را از طریق دفتر دادگاه ذیصلاح به طرفین تسلیم نماید که در اینجا «تسلیم رای» به معنی ابلاغ رای می باشد.

همانگونه که بیان شد در این شیوه نیز ابلاغ رای داور  در فرایند داوری باید داخل در مدت قانونی داوری انجام شود.

مدت قانونی رسیدگی و ابلاغ رای داور نیز در تبصره ماده ۴۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی ایران ، سه ماه در نظر گرفته شده است و ابتدای آن روزی است که موضوع اختلاف برای انجام داوری به داور یا هیات داوران، ابلاغ شده باشد.

این نکته را نیز باید اضافه کنم که ابلاغ رای داور ، امروزه از طریق دفاتر الکترونیک قضایی باید انجام شود

فلذا مطالعه مطلب زیرا در این باره پیشنهاد می کنیم

آگاهی از رای به معنی ابلاغ رای نیست 

ممکن است برای بعضی، این تصور ایجاد شود که ابلاغ رای داوری، موضوعیت دارد و مهم نیست که به چه طریقی انجام شود.

با چنین تصوری ، ممکن است بعضی از افراد اینگونه استدلال کنند که اگر یکی از طرفین داوری یا هر دوی آنها به هر طریقی از رای داور ، آگاه شده باشد مهلت ۲۰ روزه درخواست ابطال رای داور از تاریخ آگاهی طرفین ، منظور خواهد شد نه از تاریخ ابلاغ رسمی رای داور به طرفین.

هم‌ این تصور و هم نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود نادرست و باطل است. از نظر مقررات داوری و به لحاظ اصول حقوقی، ابلاغ رای داور بایستی به صورت قانونی و رسمی انجام گردد تا حجیت و سندیت داشته باشد.
صرف آگاهی طرفین از رای داور نباید به معنی ابلاغ رای داور ، قلمداد شود.

تکلیف داور به ابلاغ رای داوری با آگاهی غیررسمی طرفین از رای داور پایان نمی‌پذیرد.

اینکه بگوییم صرف آگاهی طرفین از رای داور ، ابلاغ رای داوری به شمار می‌رود خلاف نص قانون به شمار می‌رود.

ماده ۴۹۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، مهلت درخواست ابطال رای داور را ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رای داور دانسته است.

چه بسا پیش از ابلاغ رای داوری، طرفین به یک شکلی از رای داور ،آگاهی یافته باشند.هیچ اثر قانونی نمی‌توان بر این آگاهی مترتب نمود.

همانگونه که بیان شد این آگاهی را نمی‌توان به منزله ابلاغ رای داور دانست.

حتی دادگاهی که به درخواست ابطال رای داور، رسیدگی می‌کند نمی‌تواند آگاهی طرفین از رای داوری را مبنای محاسبه مهلت ۲۰ روزه برای درخواست ابطال رای داور قرار دهد.

صرف آگاهی طرفین از رای داور (بدون ابلاغ قانونی و رسمی آن) اولا حق طرفین داوری برای ابلاغ رای داور به شیوه رسمی و قانونی را سلب نمی کند و ثانیا نمی‌تواند اثر ابلاغ رای داور را داشته باشد و ثالثا نباید مبنای آغاز مهلت ۲۰ روزه برای درخواست ابطال رای داور قرار گیرد.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری ،قبول داوری، مشاوره های تخصصی داوری می باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

رسیدگی به درخواست خسارت تاخیر تادیه در داوری

 

خسارت تاخیر تادیه

درخواست خسارت تاخیر تادیه در داوری

یکی از خواسته‌هایی که ممکن است از داور ، رسیدگی و صدور رای درباره آن درخواست شود خسارت تاخیر تادیه می باشد.

در این نوشتار می‌خواهم به گونه‌ای ساده چند نکته مهم درباره الزامات و بایسته‌های رسیدگی به درخواست تاخیر در تادیه در داوری را مورد اشاره قرار دهم.

___

خسارت تاخیر تادیه در داوری

بطور کلی می‌توان گفت که مطالبه خسارت تاخیر تادیه ، دو ماخذ و مبنای اصلی دارد:
نخست؛ مبنای قراردادی و دوم؛ مبنای قانونی

مطالبه خسارت تأخیر پرداخت بر مبنای قرارداد

ممکن است قرارداد فی‌مابین طرفین، شروط و تعهداتی مبنی بر قبول پرداخت خسارت تاخیر تادیه بوسیله یکی از طرفین به دیگری و یا بطور متقابل را در نظر گرفته باشد.

اگر طرفین داوری یا یکی از آنها از داور ، خواهان رسیدگی و صدور رای درباره خسارت تاخیر تادیه شوند داور باید بطور مشخص، مفاد قرارداد فی‌مابین آنها و همچنین مواد ۲۲۱ و ۲۲۸ قانون مدنی را مورد توجه قرار دهد.

ماده ۲۲۱ قانون مدنی ایران بیان داشته که اگر کسی تعهد اقدام به انجام کاری را بکند ( مثلاً اگر تعهد کند که در سررسید مشخصی و چه مشخصی را به طرف دیگر پرداخت نماید) و یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف از تعهد ، مسئول پرداخت خسارت به طرف مقابل است مشروط بر اینکه جبران خسارت در قرارداد ، تصریح شده باشد و یا اگر در قرارداد به این امر تصریح نشده باشد اصل تعهد و قرارداد به‌ گونه‌ای عرفی به منزله تعهد به پرداخت خسارت باشد.

ماده ۲۲۷ قانون مدنی ایران نیز بیان داشته که اگر موضوع تعهد ، پرداخت وجه نقد باشد و چنین تعهدی، انجام نگردد دادگاه می‌تواند با رعایت ماده ۲۲۱ قانون مدنی بدهکار را به جبران خسارت ناشی از تاخیر در پرداخت بدهی ، محکوم نماید.

مطالبه خسارت تأخیر تادیه بر مبنای قانون

اصولاً اگر در قرارداد ، هیچ تعهد و التزامی درباره خسارت تاخیر تادیه وجود نداشته باشد امکان مطالبه آن وجود ندارد.

اگر در قرارداد ، هیچگونه شرط و تعهدی برای پرداخت خسارت تاخیر تادیه، نوشته نشده باشد و ذینفع از داور، درخواست رسیدگی و صدور رای درباره خسارت تاخیر تادیه را خواسته باشد رسیدگی و صدور حکم به پرداخت خسارت تاخیر تادیه از سوی داور ، منوط به احراز این مسأله است که اولا در حیطه صلاحیت و اختیار داور برای تفسیر قرارداد و برای رسیدگی به چنین خواسته‌ای، بحثی نباشد و ثانیا منوط به آن است که پرداخت خسارت تاخیر تادیه ولو آنکه در قرارداد به صراحت مورد اشاره قرار نگرفته باشد تعهدات قراردادی به گونه‌ای باشد که از جنبه حقوقی و عرفی بتوان طرف مقابل را محکوم به پرداخت خسارت تأخیر پرداخت نمود.

در جایی که خسارت تاخیر تادیه در قرارداد، منظور و شرط نشده و مبنای قراردادی نداشته باشد و مشمول قسمت پایانی ماده ۲۲۱ قانون مدنی نیز نباشد داور فقط می تواند بر مبنای قانونی نسبت به پرداخت خسارت تاخیر تادیه برای مدت قرارداد اقدام به رسیدگی و صدور حکم نماید همانند قوانین ناظر بر چک که مبنای خسارت تاخیر تادیه چک را تاریخ صدور چک دانسته است.
در این مورد خاص، تاریخ تحقق دین بر مبنای حکم قانونی، صراحتا مشخص شده است.

اما در همه موارد ، کار به همین راحتی نیست. در بسیاری از موارد به داور باید رسیدگی و احراز نماید که تاریخ تحقق دین دقیقا چه زمانی بوده است.

اهمیت احراز قطعیت بدهی

باید در نظر داشت که خسارت تاخیر تادیه ، فرع بر تحقق دین و بدهی است.
آنچه که داور باید ابتدا به آن رسیدگی و توجه کند احراز وجود اصل دین و میزان آن و تاریخ تحقق آن است.
اگر اصل دین ، محقق و میزان آن معلوم نباشد نمی‌توان به پرداخت خسارت تاخیر تادیه درباره آن حکم داد. بدیهی است که برای محاسبه خسارت تاخیر تادیه باید اصل دین و میزان و همچنین تاریخ تحقق اصل دین و تاریخ مطالبه آن مشخص باشد.

ابتدا باید اصل دین و تاریخ تحقق دین و همچنین تاریخ مطالبه دین در جریان رسیدگی داور ، مورد توجه و تدقیق قرار گرفته و مشخص گردد.

بر مبنای ماده ۵۲۲ ق.آ.د.م می‌توان گفت که خسارت تاخیر تادیه، ناظر به دیون منجز و قطعی است. دیونی که مورد اختلاف طرفین نبوده و با مطالبه داین و استنکاف مدیون از پرداخت ، حسب صلاحیت و نظر داور می‌تواند مورد حکم قرار گیرد.

به عبارت دیگر ، مطالبه خسارت تاخیر تادیه موضوع این ماده ، منوط به این است که دِین مورد دعوا ، از نوع دِین مسلًم و دارای سررسید مشخصی بوده و مورد مطالبه نیز قرار گرفته باشد.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

تصحیح رای داور و موارد و چگونگی آن

چگونگی تصحیح رای داور

 

حرفه ای ترین و آرمانی ترین فرض موجود آن است که تصحیح رای داور ، لازم نباشد.

بهترین حالت این است که در رای داور ، شاهد هیچ یک از اشتباهات زیر نباشیم

هیچ اشتباه نگارشی یا تایپی یا اشتباهات محاسباتی وجود نداشته باشد.

هیچ کلمه ای جا نیفتاده و هیچ کلمه اضافه ای هم نیامده  باشد.

در مواردی که رای داور، ناظر به تعیین رقم و مقادیر و اندازه هاست هیچ اشتباهی در نوشتن و بیان رقم و مقدار و اندازه ها رخ ندهد.

در انجام محاسبات و بیان نتیجه محاسبات، هیچ اشتباهی رخ نداده باشد.

و….

اما به هر صورت این یک آرمان است. شاهد آرای داوری متعددی هستیم که اشتباهات متعدد شکلی و محتوایی دارند.

آرای داوری که اشتباهات شکلی و محتوایی دارند نه تنها حل اختلاف نمی‌کنند بلکه حجم بیشتری از اختلافات بین مردم و اصحاب دعوا را رقم می زنند.

در این نوشتار به بیان چند نکته درباره تصحیح رای داور و موارد و چگونگی آن می پردازم.

 

تصحیح رای داور و موارد و چگونگی آن

 

دسته‌ها
یادداشت‌ها

ابلاغ الکترونیکی اوراق و آرای داوری بوسیله ایمیل

ابلاغ الکترونیکی اوراق و آرای داوری بوسیله ایمی

اگر طرفین داوری، مکتوبا و حسب مورد در «قرارنامه داوری» یا در «شرط داوری» یا در «قرارداد داوری» پذیرفته باشند که ابلاغ اوراق داوری و ازجمله رای داور از طریق الکترونیکی بوسیله ایمیل انجام می شود این توافق بر اساس قانون تجارت الکترونیک و قانون آیین دادرسی مدنی ، محترم و قابل اجراست.

در این حالت ، داور می‌تواند به همان ترتیبی که در شرط داوری یا در قرارداد داوری یا در قرارنامه داوری آمده است اوراق داوری و از جمله رای داوری را به ایمیل طرفین ابلاغ نماید.

در این خصوص مهم آن است که اولا طرفین داوری و داور ، ایمیل های خود را مشخص و عملا اوراق داوری و تبادل لوایح و ابلاغیه های مرتبط با داوری را از طریق ایمیل، مبادله کرده باشند.

اگر در طرفین و داور، کتبا روشی برای ابلاغ اوراق داوری، مقرر نکرده باشند اما عملا در تمام فرایند داوری از ایمیل برای ابلاغ اوراق داوری و مبادله لایحه و مستندات استفاده کرده باشند این نیز به منزله توافق بر یک روش و شیوه برای ابلاغ اوراق و رای داوری شناخته می شود.

آنچه که در ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ، مورد تاکید است و موضوعیت دارد توافق طرفین برای تعیین روش ابلاغ است و این توافق ممکن است به صورت کتبی یا به صورت عملی اتفاق بیفتد.

بنابراین ، کتبی یا شفاهی بودن روش توافق برای شیوه ابلاغ رای داور ، موضوعیت ندارد و مهم نیست.

آنچه که مهم است اصل توافق طرفین در این مورد است. همانگونه که دیگر توافقات اشخاص می‌تواند به صورت عملی و غیرکتبی باشد توافق برای تعیین شیوه ابلاغ اوراق داوری نیز می‌تواند به صورت عملی واقع شود. بدین شکل که طرفین با استفاده عملی از ایمیل در واقع به این شیوه از ابلاغ اوراق داوری و رای داوری توافق نموده اند.

کما اینکه در قانون داوری تجاری بین المللی و در ماده ۱۸ آیین داوری مرکز داوری اتاق بازرگانی ایران، همین روش یعنی استفاده عملی از یک روش ابلاغ و سابقه ابلاغ و تبادل لوایح بر اساس همان روش، مورد تایید و تاکید قرار گرفته است.

علاوه بر مراتب فوق، طی سالهای اخیر شاهد نهادینه شدن ابلاغ های الکترونیکی در قوه قضاییه، سازمان ثبت اسناد و املاک، اشخاص دولتی و غیردولتی (که به ارایه و یا فروش خدمات و کالا می پردازند) بوده ایم.

آموزش ها و آزمون های آنلاین و دریافت و ارسال مدارک متقاضیان هم که مدتهاست از طریق بسترهای الکترونیکی در حال انجام است.

وقتی طرفین داوری و داور، عملا و با استفاده از ایمیل اقدام به مبادله لوایح و مستندات و …. بر این شیوه از ابلاغ اوراق و رای داوری، توافق نموده اند دلیلی ندارد که دفاتر دادگاه ها و دستگاه قضایی ، چنین توافقی را به رسمیت نشناسند.

ماده ۱۰ قانون مدنی و قانون تجارت الکترونیک و ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی از توافق عملی طرفین برای استفاده از ایمیل جهت ابلاغ اوراق و رای داوری، پشتیبانی و حمایت می کند.

دسته‌ها
رویدادها

خانه داوران املاک فعال شد

فرم درخواست عضویت در خانه داوران املاک 

https://www.irandavari.com/register-amlak

پیشنهاد می شود این مطلب را پیش از تکمیل فرم بخوانید:

  گشایش خانه داوران املاک به روی حرفه ای های داوری

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران با حضور داوران و مشاوران متخصص و مجرب آماده ارائه خدمات داوری می باشد.

دسته‌ها
رویدادها

گشایش خانه داوران املاک به روی حرفه ای های داوری

خانه داوران املاک فعال شد

گشایش خانه داوران املاک به روی حرفه ای های داوری در موسسه بین المللی حقوقی و داوری برهان اول.

ارائه خدمات حقوق کسب و کار بخشی از فعالیت موسسه بین المللی حقوقی و داوری برهان اول است.

ثبت موسسه پس از حدود ۱۵ سال کارشناسی و ارائه خدمات حقوقی حرفه‌ای مرتبط با کسب و کار در تیرماه ۱۳۹۰ صورت گرفت.

همزمان کارگروه “ایران داوری” تحت مدیریت موسسه حقوقی برهان اول با هدایت جمعی از کارشناسان حقوقی تا به امروز اداره می شود.
هسته مرکزی این گروه حدود 20 سال پیش شکل گرفته و با افزایش دانش و تجربه، ضمن تمرکز در حیطه کسب و کار ، صنوف و شرکتها تدریجاً به شرایط موفق فعلی خود رسیده است.

داوری داخلی

ایران داوری با ۸ سال سابقه ثبتی و بیش از 20 سال فعالیت و تجربه در مسائل حقوقی و داوری داخلی اعم از وکالت در داوری، قبول داوری و آموزش داوری به ویژه آموزش اصناف و خصوصاً آموزش داوری املاک، ضمن ارتقا و توسعه خود، افتخار همکاری حرفه‌ای با ۲ مرجع بزرگ و پر مخاطب در سطح ملی را نیز در کارنامه دارد.
همکاری حرفه ای با مرکز آموزش بازرگانی (وابسته به وزارت صمت) و جهاد دانشگاهی (واحد علامه طباطبایی) در برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی کاربردی در همین راستا آغاز گردیده و ادامه دارد.
نقش “ایران داوری” در این همکاری، تولید محتوا و اجرای کارگاه های آموزش داوری بوده که در سطوح مختلف برای مشاوران املاک سراسر کشور و عموم علاقمندان ارائه می گردد.
با افزایش کارشناسان و متخصصان داوری و همچنین افزایش دانش پذیران داوری در معاملات و دعاوی املاک “ایران داوری” مصمم گردید ضمن شناسایی و معرفی متخصصان و استعدادهای داوری “خانه داوران املاک” را راه اندازی نماید.
“خانه داوران املاک” کانون هم اندیشی و معرفی داوران متخصص در موضوعات ملکی و ساختمانی ایران است.
«گسترش داوری حرفه‌ای و بدون نقص» در حوزه املاک و صنعت ساختمان از طریق طراحی و اجرای سازوکارهای آموزشی، اجرایی و علمی لازم  از جمله اهداف “ایران داوری” در این زمینه است.
ورود به آستانه داوری حرفه‌ای در زمینه های ملکی و ساختمانی و همچنین پایش و صیانت از شأن داوری در دعاوی و معالات ملکی و ساختمانی از دیگر اهداف ایران داوری از راه اندازی “خانه داوران املاک” است.
ایران داوری در این مرحله از فعالیت های اجرایی، علمی و آموزشی خود فعالان صنعت ساختمان و عموم علاقمندان به داوری که واجد شرایط لازم هستند را با گشایش خانه داوران املاک به ارایه درخواست برای عضویت در “خانه داوران املاک” دعوت می نماید.
لینک درخواست عضویت
https://www.irandavari.com/register-amlak
دسته‌ها
یادداشت‌ها

انصراف از داوری

انصراف از داوری-ایران داوری

انصراف از داوری

انصراف از داوری در این نوشتار به طور خاص به معنی استعفای داور می باشد. انصراف از داوری لزوما به معنی استعفای داور نیست و چه بسا به معنی انصراف طرفین از داوری (عدول از داوری) هم باشد.

انصراف داور از داوری (استعفای داور) برای داور و برای طرفین داوری و برای دادگاه، مسئولیت ها و آثار متفاوتی را ایجاد می کند.

در این نوشتار، بخشی از مسئولیت های داور در قبال انصراف از داوری (استعفای داور)  را بطور خلاصه مرور می کنیم.

آثار و مسئولیت های انصراف برای داور

1- قبول داوری به معنی تعهد داور به ارایه خدمت به طرفین داوری است.

این تعهد با قبول داوری، آغاز می شود و با ابلاغ رای داوری به پایان می رسد. انصراف داور به معنی ناتمام گذاشتن تعهد به داوری است و این از موجبات ایجاد مسئولیت برای داور به شمار می رود.

نکته نخست:

برابر ماده 221 قانون مدنی اگر کسی تعهد به امری بنماید در صوت عدم انجام تعهد، مسئول جبران خسارت وارده به طرف مقابل است اعم از اینکه التزام به جبران خسارت در قرارداد لحاظ شده باشد یا عرفاً به منزله تصریح در قرارداد باشد یا قانوناً الزم به جبران خسارت را موجب شود.

نکته دوم:

 ماده 473 قانون آیین دادرسی مدنی بیان می دارد که اگر داور پس از قبول داوری بدون دلیل موجه از انجام داوری خودداری نماید در قبال طرفین داوری (در صورت مطالبه خسارت بوسیله آنان) ملزم به جبران خسارت خواهد بود.

2- برابر ماده 473 قانون آیین دادرسی مدنی، انصراف (استعفای داور) می تواند موجب محرومیت 5 ساله داور از داوری گردد.

3- انصراف باید مورد قبول هر دو طرف داوری قرار گیرد.

اگر فقط یکی از طرفین  با انصراف داور (استعفای داور) موافق باشد این برای رفع مسئولیت داور در قبال تعهدی که بر عهده گرفته است کافی نخواهد بود.

نکته سوم: 

حتی موافقت هر دو طرف با انصراف داور  لزوماً به منزله اسقاط حق آنان برای مطالبه خسارت ناشی از عدم انجام تعهد داور  نسبت به مدتی که این تعهد را داشته و آن را انجام نداده است نمی باشد.

4- انصراف داور (استعفای داور) و تحقق آن، استحقاق داور نسبت به دستمزد را پایان می بخشد. بنابراین اگر داور بابت قبول داوری، وجهی از طرفین یا یکی از آنها دریافت کرده باشد بایستی آن را برگرداند.

5- موسسات حرفه ای داوری نسبت به انصراف داور از داوری (استعفای داور) باید با حساسیت و سخت گیری بسیار بالا برخورد نمایند و به شدت مراقبت نمایند که وقت و حقوق مردم و مراجعان به نهاد داوری، بازیچه کسانی که به اصول و موازین حرفه ای داوری متعهد نیستند قرار نگیرد.

نکته چهارم:

طرفین داوری و همچنین موسسات داوری حرفه ای به ویژه در هنگام انتخاب داور باید نسبت به توان و امکان داور برای انجام داوری از آغاز تا پایان آن (ابلاغ رای داور) اطمینان حاصل نمایند.

6- توصیه می شود داوران حرفه ای و موسسات داوری و مراکز داوری در هر موردی که با انصراف داور از داوری ، روبرو می گردند یک فهرست از داورانی که پس از قبول داوری اقدام به انصراف از داوری نموده اند تهیه کنند.

یکی از آثار انصراف غیرمسئولانه داور باید این باشد که مسئولیت های عدم انجام تعهد بوسیله داور در قالب نظامات اجرایی و حرفه ای نیز دامان افراد غیرمتعهد در جامعه داوران را بگیرد.

در فعالیت ها و کارهای آتی در جامعه داوری ایران وجود و توجه به چنین فهرست هایی برای نهاد داوری مفید خواهد بود.

7- انصراف داور (استعفای داور) ممکن است ناشی ازعوامل و عذر موجه باشد همانند آنکه ناشی از بیماری یا قبول سمت در دولت یا دستگاه قضایی و مسائل حادث شده بر داور باشد که قابل پیش بینی برای خود داور هم نبوده است. بدیهی است که حساب این موارد خاص را باید ازحساب سایر موارد جدا کنیم.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران و داوران مجرب خدمات داوری ارائه می نماید.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری دولت در دعاوی و اختلافات اشخاص غیردولتی

داوری دولت در دعاوی و اختلافات اشخاص غیردولتی-ایران داوری

داوری سازمان های و دستگاه های دولتی

داوری دولت در دعاوی و اختلافات اشخاص غیردولتی در این نوشتار مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

در نگاه و برداشت نخست شاید با خودتان فکر کنید موضوع عجیب، نادر و کم اهمیتی را برای بیان نظر و دیدگاه خود انتخاب کرده ام. این واقعیت را در نظر داشته باشید که عملاً در قراردادهای بسیاری از جمله قراردادهای مسکن مهر یا قراردادهای دستگاه های دولتی با پیمانکاران و…. شرط داوری و ارجاع حل اختلاف به یک شرکت یا سازمان یا مقام دولتی درج شده است.

توجه بفرمایید که این موضوع با حکم مقرر در اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی که ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری را مقید به تصویب هیات وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی نموده و نیز با قانون منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلسین و کارمندان در معاملات دولتی و کشوری که بر ممنوعیت داوری کارمندان دولت در معاملات دولتی و شهرداری تاکید کرده است تفاوت دارد.

در این مطلب ، صحبت از ارجاع دعاوی و اختلافات اشخاص غیردولتی به اشخاص دولتی است و دولت به معنی عام آن مدنظر است یعنی اعم از قوای مجریه و قضاییه و مقننه و اشخاص وابسته به آنها.

جایگاه قانونی داوری دولت در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی

با این وصف که ذات و فلسفه وجودی نهاد داوری، حل اختلاف از طریق اشخاص غیردولتی است سوال این است که آیا داوری دولت و دستگاه های دولتی در روابط و اختلافات اشخاص غیر دولتی، جایگاه عقلی و قانونی دارد یا خیر؟

صلاحیت و اهلیت قانونی هر یک از دستگاه ها و اشخاص دولتی را قانون بطور مشخص و محصور تعیین نموده است.

بطور مثال صلاحیت و حیطه عمل وزارت امور خارجه یا سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان یا سازمان تعزیرات حکومتی یا دیوان محاسبات کشور و…. را قانونگذار در قوانین مرتبط با تاسیس یا فعالیت آنها مشخص نموده است.

در اغلب موارد قانونگذار ایران اجازه داوری و صلاحیت داوری در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی را به اشخاص و دستگاه های دولتی نداده است.

بنابراین، اصل غالب این است که دستگاه ها و اشخاص دولتی، اختیار و صلاحیت داوری در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی با یکدیگر را ندارند.

هر دستگاه یا شخص دولتی که بخواهد داوری در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی را بپذیرد باید نکات مهم زیر را مورد توجه قرار دهد:

1- ذات و فلسفه وجودی داوری، اقتضا نمی کند که دولت و اشخاص دولتی اقدام به داوری در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی نمایند.

اساسا نهاد داوری برای حل اختلاف از طریق اشخاص غیردولتی شکل گرفته است. اگر بنا باشد حیطه صلاحیت دولت در داوری را باز و دامنه دار قلمداد کنیم فلسفه وجودی و اقتضائات نهاد داوری را نفی کرده ایم.

2- هر یک از اشخاص دولتی دارای حیطه صلاحیت و ماموریت های قانونی خاص خود می باشند و وظیفه دارند به طور مشخص و دقیق به آن ماموریت ها بپردازند و برای قصور و کوتاهی آنان در انجام وظیفه یا ارتکاب رفتار و اعمال خارج از صلاحیت نیز در قوانین مربوطه و از جمله در قانون مجازات اسلامی و قانون مسئولیت مدنی ، مسئولیت های کیفری و مدنی مقرر شده است.

قبول داوری بوسیله اشخاص دولتی به جز در مواردی که تکلیف قانونی آنان باشد سبب می شود وقت و توان اشخاص دولتی در خارج از وظایف و ماموریت های قانونی صرف شود و این مغایر با هدف و کارکرد دولت است.

3- در فرضی که به سبب تقصیر یا تدلیس یا تقلب اشخاص دولتی در داوری، خسارتی به طرفین داوری وارد شود طرفین داوری، حق خواهند داشت برابر ماده 501 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی اقدام به طرح دعوی مطالبه خسارت علیه داور نمایند.

در این فرض علی الاصول بایستی حکم به جبران خسارت علیه اشخاص دولتی که قبول داوری نموده اند و همچنین داوران منصوب آنها صادر گردد.

اشخاص دولتی که تکلیف قانونی به قبول و انجام داوری اشخاص غیردولتی را ندارند اگر از طریق قبول و انجام داوری، مسبب ورود چنین خسارتی به دولت شوند بدلیل اقدام در خارج از حیطه صلاحیت خود بایستی در معرض ادعای دولت برای مطالبه خسارت نیز قرار گیرند.

4- بدیهی است که داوری خدمت رایگان و بدون مزد نیست

دولت برای انجام داوری بین اشخاص غیردولتی و اخذ دستمزد برای انجام آن مجاز شناخته نشده است.

برابر اصل 53 قانون اساسی و ماده 4 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ، دريافت هر گونه وجه، كالا و يا خدمات تحت هر عنوان از اشخاص حقيقی و حقوقی توسط وزارتخانه‌ها، مؤسسات و شركتهای دولتی غير از مواردی كه در مقررات قانونی مربوط معين شده يا می شود ممنوع می باشد.

5- داوری بین اشخاص غیردولتی را به معنی واقعی نمی توان به حساب وظایف و تکالیف عمومی دولت گذاشت. دولت ها به طور مشخص، عهده دار و متکفل قضاوت هستند نه داوری.

نقش دولت در داوری نمی تواند فراتر از سیاست گذاری و نظارت باشد.

تصدی دولت به داوری بین اشخاص غیردولتی، جایگاه و نقش دولت نسبت به نهاد داوری را به انحراف و عدول از موازین حکمرانی خوب و اصول حقوقی و عقلی، منتهی می نماید.

بنا بر مراتب یادشده ملاحظه می فرمایید که داوری اشخاص دولتی در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی از چند جنبه دارای ابعاد و آثار نامطلوب برای نهاد داوری و نیز برای دولت است.

درباره داوری کارمندان دولت در اختلافات و دعاوی اشخاص غیردولتی در نوشتار دیگری به بحث خواهم پرداخت.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که خدمات داوری تخصصی ارائه می نماید.

 

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری در اختلافات آپارتمانی

داوری در اختلافات آپارتمانی-ایران داوری

داوری در اختلافات آپارتمانی

در این نوشتار به بیان نکاتی درباره داوری در اختلافات آپارتمانی (داوری در اختلافات و دعاوی موضوع قانون تملک آپارتمان ها) می پردازم.

قانون تملک آپارتمان ها مصوب 1343 به بیان پاره ای از احکام قانونی درباره زندگی در آپارتمان و چگونگی اداره آپارتمان ها پرداخته است.

چه بسا درباره چگونگی مدیریت آپارتمان و نحوه تقسیم هزینه ها و تعیین تکلیف آپارتمان های فرسوده و….بین مالکان اختلافاتی بروز نماید.

بخشی از این اختلافات ، داوری پذیر هستند و نیازی نیست که لزوماً در دادگاه مطرح شوند.

اختلافات و دعاوی آپارتمانی داوری پذیر :

گروهی از دعاوی و اختلافات موضوع قانون تملک آپارتمان ها ، داوری پذیر و قابل ارجاع به داوری هستند که برخی از آنها به شرح زیر می باشد:

الف) اختلاف درباره چگونگی استفاده از قسمت های مشترک و اداره امور مربوط به آنها

ب) اختلاف درباره حدود و میزان قسمت اختصاصی هر واحد

ج) اختلاف درباره سهم مالکین از هزینه ها و تقسیم آن

د) اختلاف درباره چگونگی استفاده  از نمای خارجی ساختمان در قسمت اختصاصی

محدودیت های داوری در اختلافات و دعاوی آپارتمانی

گروهی از اختلافات و دعاوی و امور موضوع قانون تملک آپارتمان ها قابل ارجاع به داوری نیستند

یا اینکه از قوانین آمره و موجد حق ، شناخته می شوند و از این جهت باید مورد توجه داور باشند از جمله موارد زیر:

الف) تفکیک ناپذیر بودن حقوق هر مالک در قسمت اختصاصی و حصه او در قسمت های مشترک.

(موضوع ماده 3 قانون تملک آپارتمان ها)

ب) تعریف و مفهوم قسمت های اختصاصی و قسمت های مشترک آپارتمان به چیزی کمتر یا بیشتر از آنچه قانون تملک آپارتمان ها مقرر داشته است قابل  توسعه و تغییر نمی باشد.

(موضوع مواد 1 و 2 قانون تملک آپارتمان ها)

ج) الزامی بودن شناسایی نشانی قسمت اختصاصی برای ابلاغ اوراق و دعوتنامه و…. به عنوان یک اصل

(تیصره ماده 6 قانون تملک آپارتمان ها)

د) الزامی بودن قاعده به رسمیت شناختن فقط یک رای (یک نماینده) برای واحدهایی که مالکان متعدد دارند.

(ماده 7 قانون تملک آپارتمان ها)

ه) الزامی بودن رعایت حد نصاب اکثریت مالکان در رسمیت یافتن جلسه و نیز در رای برای جلسات نوبت اول و دوم مجمع مالکان.

(موضوع ماده7 قانون تملک آپارتمان ها و ماده 8 آیین نامه اجرایی قانون تملک آپارتمان ها)

و) الزامی بودن رعایت رای اکثریت مالکان در مواردی که یکی از مالکان بخواهد در محل یا شکل در یا سردر یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود که در مرئی و منظر باشد تغییر بدهد.

(موضوع ماده 9 قانون تملک آپارتمان ها)

ز) الزامی بودن رعایت این قاعده که عدم بهره برداری و استفاده مالک از قسمت های مشترک و تاسیسات،

موجب معافیت از پرداخت هزینه های آن نیست.

(موضوع ماده 10 قانون تملک اپارتمان ها)

ح) فقدان صلاحیت داور برای تصمیم گیری درباره قطع خدمات یا برقراری خدمات،

نسبت به مالکی که از پرداخت هزینه های خودداری نموده است.

(موضوع ماده 10 مکرر قانون تملک آپارتمان ها)

ط) فقدان صلاحیت داور برای الزام مالکی که علیرغم قطع انشعابات و خدمات،

همچنان از پرداخت هزینه های مشترک خودداری می نماید.

(موضوع تبصره یک ماده 10 قانون تملک آپارتمان ها)

ی) فقدان صلاحیت داور برای رسیدگی به اعتراضات مالک یا مالکان بدهکار،

نسبت به رای و نظر هیات مدیره آپارتمان.

(موضوع تبصره 3 ماده 10 مکرر قانون تملک آپارتمان ها)

ک) فقدان صلاحیت داور نسبت به مواردی که بدلیل فرسودگی یا پایان عمر مفید ساختمان بایستی جهت تجدید بنا یا بازسازی آن اقدام گردد.

(موضوع ماده 13 قانون تملک آپارتمان ها)

ل) فقدان صلاحیت داور برای صدور دستور تخلیه واحدی که مالک آن برای تخلیه ساختمان فرسوده، همکاری لازم را بعمل نیاورده است.

(موضوع تبصره 2 ماده 13 قانون تملک آپارتمان ها)

ایران داوری مرکز تخصصی داوری در ایران است که با حضور مشاوران متخصص و داوران مجرب در خصوص دعاوی و اختلافات شما قبول داوری می نمایند.