دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری بین المللی

تعریف داوری بین المللی

داوری بین المللی که به نوعی داوری در قراردادها می باشد، عبارت است از اینکه یکی از طرفین در زمان انعقاد موافقت نامه داوری به موجب قوانین ایران تبعه ایران نباشد.

تعریف مذکور، تعریف مندرج در بند « ب » ماده ۱ قانون داوری تجاری بین المللی است که بر اساس آن ملاک و معیار بین المللی بودن داوری در حقوق ایران مشخص شده است و مطابق این تعریف، قانونگذار جمهوری اسلامی ایران از سایر عناصر مربوط به خارجی و بین المللی تلقی شدن یک داوری عدول کرده و صرفاً تابعیت غیر ایرانی یکی از طرفین داوری در زمان انعقاد موافقتنامه داوری ( قرارداد داوری ) را مبنای داوری بین المللی قرار داده است.

مشمولان داوری بین المللی در قوانین ایران

با توجه به تعریف ارائه شده که بر اساس آن تابعیت ایرانی یکی از طرفین در زمان انعقاد موافقت نامه داوری ملاک بین‌المللی بودن داوری تلقی شده است لازم است مشخص شود چه کسانی تابعیت ایران ندارند.

بر اساس مواد ۹۷۶ تا ۹۹۱ قانون مدنی ایران ، احکام مربوط به تابعیت ایران مشخص شده است و لذا اشخاصی که شرایط و مقررات مندرج در مواد مذکور را نداشته باشند تبعه ایران نبوده و هرگاه اختلافی بین اینگونه اشخاص به وجود آید و طرفین قصد حل اختلاف از طریق داوری داشته باشند داوری بین آنها داوری داخلی تلقی شده و اختلاف آنها بر اساس باب هفتم مقررات آیین دادرسی مدنی که مقررات آن در مواد ۴۵۴ تا ۵۰۱ مشخص شده است حل اختلاف خواهد شد

این که مال موضوع اختلاف در کشور خارج واقع شده یا قرارداد اصلی یا موافقت نامه داوری در خارج از ایران منعقد شده و حتی اقامتگاه و محل سکونت هر دو طرف یا یکی از آنها در خارج از ایران باشد، از نظر قانونگذار ایران دلیلی بر بین‌المللی بودن داوری نخواهد بود.

 

داوری بین المللی - ایران داوری

داوری تجاری بین المللی

عنوان داوری بین المللی عموماً همراه با تجارت و به شکل داوری تجاری بین المللی مطرح می‌شود و در اذهان عمومی هم بیشتر با همین عنوان شناخته شده و مورد بررسی قرار می گیرد

علت عمده این امر آن است که محاسن و ویژگی های اصلی داوری در مقایسه با محاکم دادگستری عموماً در تجارت بین بازرگانان جلوه بیشتری پیدا می‌کند چه اینکه اولاً : وقوع اختلاف در هر رابطه تجاری یا غیر تجاری ممکن و محتمل بوده و تجّار نیز به این واقعیت واقف هستند. ثانیاً : در تجارت ، فرصت‌ها به پول تقویم می‌شوند و در واقع هر فرصتی برای یک بازرگان حائز اهمیت بوده و جنبه مالی دارد.

اینکه یک اختلاف بین یک بازرگان و تاجر با تاجر یا شخص دیگر در سریع ترین زمان ممکن حل و فصل گردد، گاهاً میلیونها و میلیاردها ریال یا دلار اثر مالی دارد و لذا طبیعی است که بازرگانان به دنبال سریع ترین زمان ممکن برای حل و فصل اختلافات خود باشند.

با ذکر مقدمه فوق مشخص می گردد که تجّار به دلایل مشخصی داوری را بر رسیدگی قضایی برای حل اختلافات خود ترجیح می دهند که از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد :

دلایل ترجیح داوری بر دادگستری در معاملات بین المللی

۱- سرعت در رسیدگی:

همچنانکه در چند سطر قبل توضیح داده شد نگاه ویژه تجّار به اهمیت زمان و فرصت در تعاملات تجاری و ارزش مالی آن باعث شده است که تجّار به دنبال سریع ترین گزینه ممکن برای حل اختلاف خود باشند و داوری گزینه ای است که در مقایسه با دادگستری مطلوب نظر این قشر از جامعه اقتصادی می باشد تا جائی که در بسیاری موارد سرعت در رسیدگی به اختلاف از « عدالت » مهمتر بوده و صدور یک رأی سریع ، اگر چه به صورت ناعادلانه ، رضایت طرفین اختلاف را بیشتر جلب می نماید تا اینکه اختلاف آنها در فرصت طولانی و با دقت و عدالت بیشتر مورد رسیدگی واقع شود و لذا سرعت در رسیدگی از جمله عواملی است که داوری را در برابر دادگستری ارجح نموده و به لحاظ اهمیت آن در معاملات تجاری برای تجّار و بازرگانان ترجیح دارد.

۲- تخصص مقام رسیدگی کننده :

تخصص در رسیدگی نیز از جمله محاسن دیگر داوری نسبت به محاکم قضایی است و تجّار به دلیل وجود این عامل، حل اختلاف از طریق داوری را به رسیدگی های قضایی ترجیح می دهند.

عموماً در محاکم دادگستری، قضات با تخصص عمومی به موضوعات ارجاع شده، رسیدگی کرده و ممکن است در موضوع اختلاف ارجاع شده، تخصص و تجربه کافی نداشته و لازم باشد که از تجربه و دانش کارشناسان رسمی دادگستری استفاده نمایند که همین جلب نظر کارشناسی و فرآیند اعتراض به نظریات کارشناسی از جمله دلایل تأخیر و اطاله رسیدگی قضایی می باشد. در حالیکه در حل اختلاف از طریق داوری عموماً داور، شخصی متخصص در حوزه اختلاف بوده و به جزئی ترین مباحث موضوع اختلاف علم و اطلاع دارد و لذا به راحتی خواسته طرفین را متوجه شده و اظهارات آنها را به خوبی درک می کند.

۳-انتخابی بودن داور :

در حل اختلاف از طریق داوری امکان اینکه طرفین داور خود را به صورت مرضی الطرفین یا اختصاصی انتخاب کنند، وجود داشته و این انتخاب آنها را در رسیدن به عدالت مطلوب اقناع می سازد چرا که با انتخاب داور مرضی الطرفین یا داور اختصاصی خود اولاً : داور منتخب را بر اساس تجربه، تخصص، تعهد، عدالت و سایر معیارهای لازم بر اساس شناخت خود انتخاب می کنند ثانیا: حتی اگر داور مرضی الطرفین نبوده و طرفین مجبور به انتخاب داور اختصاصی باشند حداقل این قوت قلب را دارند که یک نفر با ویژگیهایی که مورد نظر است برای دفاع از حقوق در جلسه داوری حضور دارد.

۴- هزینه کمتر داوری نسبت به دادگستری :

در هر معامله تجاری بخشی از سود تجّار در مدیریت هزینه نهفته است به این معنا که تمام تجّار تلاش می کنند تا با اتخاذ تدابیری بتوانند هزینه های مستقیم معامله و هزینه های مرتبط یا ناشی از معامله را به حداقل ممکن برسانند.

یکی از این هزینه های با اهمیت، هزینه های مربوط به حل اختلافاتی است که ممکن است در طول معامله یا پس از آن به وجود آید و این هزینه ها خصوصاً در معاملات بین المللی بسیار سنگین بوده و تجّار همیشه سعی می کنند تا به روش های مختلف نسبت به کاهش این هزینه اقدام نمایند.

اولین گزینه انتخابی هر تاجر برای حل اختلاف، توسل به مذاکره دوستانه و مسالمت آمیز است ولی چون این روش همیشه منتج به نتیجه مطلوب نمی شود لذا گزینه بعدی حل اختلاف از طریق یک شخص ثالث است به شرطی که تصمیمات آن شخص قابلیت اجرایی داشته باشد و با این شرط فقط دادگستری و داوری گزینه های متصور می باشد.

از آنجا که هزینه های داوری خصوصاً در اختلافات ناشی از معاملات تجاری بین المللی در مقایسه با دادگستری بسیار اندک می باشد لذا داوری بهترین گزینه تجار بین المللی برای حل اختلافات می باشد.

۵- وجود قوانین خاص و لازم الاجرا برای داوری :

در نظر داشته باشیم که وجود قوانین و مقررات خاص داوری در جامعه جهانی و به عبارت دیگر عدم دخالت مستقیم دولت ها در حل اختلاف از طریق داوری های بین المللی و به طور واضح ، ملزم نبودن داور به رعایت قوانین داخلی هر یک از طرفین اختلاف از جمله مهمترین عوامل اشتیاق و رغبت تجّار برای حل اختلاف از طریق داوری می باشد.

جمع بندی مباحث

با مطالبی که ذکر گردید مشخص می گردد که داوری بین المللی در مقابل داوری داخلی قرار داشته و در حقوق ایران به نوعی از داوری اطلاق می شود که یکی از طرفین در زمان انعقاد توافق نامه داوری مطابق مقررات قانون مدنی ایران تحت تابعیت ایران نباشد و بر این اساس روشن است که محل اقامت طرفین داوری یا محل انعقاد موافق نامه ( قرارداد داوری ) یا قرار گرفتن مال موضوع اختلاف در خارج از ایران دلیلی بر بین المللی بودن داوری نخواهد بود و توضیح داده شد که مهمترین مصداق داوری بین المللی در روابط تجاری و معاملاتی بین تجّار و بازرگانان قابل  و دلایل مختلفی وجود دارد که در معاملات بین المللی ، داوری بر دادگستری ترجیح یافته است که برخی از این دلایل به اختصار بیان گردید.

قطعاً همکاران ما در ایران داوری با تخصص و تجربه موثری که در حوزه داوری در قراردادها و داوری های بین المللی داشته و از این لحاظ نسبت به سایر موسسات و سازمان های داوری مزیّت نسبی دارند با جزئیات بیشتری در این مورد به بیان مطالب مفید و کاربردی خواهند پرداخت.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری بین المللی و خارجی

داوری بین المللی و خارجی و نحوه اجرایی آنها

هر چند در ظاهر اگر بخواهیم داوری بین المللی و خارجی را در مقابل داوری داخلی قرار دهیم تفاوتی بین داوری بین المللی و خارجی نباشد ولی با دقت در مفهوم داوری بین المللی و خارجی و ارتباط آنها با قانون حاکم بر اجرای هر کدام از آنها با مفهوم هر یک آشنا می شویم.

لذا بدواً تعریفی از داوری داخلی ارائه نموده و سپس با تعریف داوری بین المللی و خارجی، نحوه اجرای هر کدام را در این نوشتار بررسی می نماییم

داوری داخلی :

در داوری داخلی تمام موارد آن و مقر داوری در کشور محل اختلاف طرفین و در نظام داخلی متولد و اجرا می شوند و قانون داخلی آن کشور نیز بر تمام ارکان و اجرای آن حاکم می باشد.

داوری بین المللی :

معیار داوری بین المللی بر اساس بند ب ماده یک قانون داوری تجاری بین المللی مصوب 1376 تابعیت بیان شده است و در صورتی که در داوری هنگام عقد قرارداد یکی از طرفین و یا هر دو طرف تابعیت خارجی داشته باشند آن داوری بین المللی می باشد.

هر چند این اشتباه هست که تابعیت را که یک امر سیاسی هست و به حقوق ارتباطی ندارد معیار قرار دهیم.

متأسفانه قانونگذار یک معیار سیاسی را برای بین المللی داشتن داوری قرار داده است و بایستی به این معیار قانونگذار احترام گذاشت لذا بعنوان مثال هر گاه دو عراقی با هم و با یک ایرانی و یک هندی در ایران اختلاف پیدا کنند و در ایران به داوری مراجعه کنند این داوری بین المللی بوده و قانون داوری تجاری بین المللی مصوب 1376 حاکم می باشد.

سیستم های داوری :

کشورها در خصوص داوری بین المللی دو سیستم را انتخاب کرده اند که برخی سیستم واحد و برخی سیستم دوگانه را دارند، کشوری مانند انگلستان نسبت به داوری های داخلی و بین المللی تنها یک قانون را حاکم می داند.

ولی در مقابل کشوری مانند ایران با انتخاب سیستم دوگانه نسبت به دعاوی داخلی یک قانون و داوری بین المللی یک قانون دیگر را انتخاب نموده است، که انتخاب سیستم دو گانه کار را برای داور سخت می کند، بدین جهت که بایستی ابتدا تشخیص دهد موضوع اختلاف مشمول داوری بین المللی یا داخلی می باشد سپس نسبت به رسیدگی و حل و فصل اختلاف اقدام نماید.

داوری خارجی :

هر گاه مقر داوری خارج از کشور طرفین اختلاف و یا خارج از کشور یک طرف اختلاف باشد آن داوری خارجی می باشد .

مثلاً هر گاه دو ایرانی داوری خود را در ترکیه قرار دهند این داوری بین المللی نمی باشد ولی خارجی هست و منشأ اثر این داوری خارجی نسبت به داوری داخلی در حکومت کنوانسیون شناسائی و اجرای احکام داوری خارجی تنظیم شده در نیویورک مصوب 1958 میلادی می باشد که ایران در تاریخ 3/4/1327 به آن ملحق شده است و می توان در ایران به موجب کنوانسیون نیویورک تقاضای اجرای آن را نمود،.

البته یک مزیت دیگر کنوانسیون نیویورک آن است، وقتی که طرفین آیین دادرسی مدنی خارجی را حاکم بر قرارداد خود نموده باشند مثلاً وقتی دو ایرانی قرارداد می بندد و قانون سوئیس را حاکم می دانند در این جا بر اساس بند 3 ماده 1 کنوانسیون نیویورک داوری خارجی هست.

حال با توجه به آشنایی تفاوت داوری بین المللی و خارجی، قلمرو اجرای داوری بین المللی قانون داوری تجاری بین المللی ایران مصوب 1376 می باشد و قلمرو آراء خارجی کنوانسیون اجرای آرای خارجی نیویورک مصوب 1958 می باشد که با شناسایی داوری بین المللی و خارجی صدور حکم و اجرای داوری بین المللی و خارجی به درستی انجام می شود.

(متن فوق برگرفته از جزوه داوری تجاری بین المللی دکتر رحیم پیلوار در دانشگاه تهران می باشد.)

دسته‌ها
داوری در تجارت بین‌الملل یادداشت‌ها

داوری در تجارت بین الملل

داوری در تجارت بین الملل

داوری در تجارت بین الملل ،طرفداران بیشتری از داوری در حقوق داخلی دارد، تجار بین المللی علاقه زیادی دارند که اختلاف خود را به صورت غیر رسمی و بر اساس قوانین و اصول حقوقی که مناسب می دانند بین خودشان ، به صورت غیر رسمی ولی با الزام های مناسب جهت اجرای رأی داور حل و فصل نمایند.

همین موارد و رابطه ها باعث هم افزایی تجارت بین الملل و داوری بین المللی شده است.

توسعه داوری در تجارت بین الملل و علاقه تجار به حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد های خود از طریق داوری، و کارآمد بودن داوری باعث توسعه تجارت بین الملل و اعتماد تجار به یکدیگر شده و از حدود اوایل قرن بیستم داوری تجاری بین المللی رشد فزاینده ای پیدا کرد.

علل رشد داوری تجاری بین المللی

از جمله علل آن می توان به توسعه اقتصادی کشورها و افزایش تجارت خارجی و از طرفی ایجاد بسترهای مناسب حقوقی برای داوری در سطح بین المللی و تنظیم قوانین و مقررات داخلی و بین المللی اشاره نمود.

این عوامل دست به دست هم داد، تا داوری تبدیل به یک نهاد مهم در تجارت بین الملل گردد و تا جائیکه بیش از نود درصد اختلافات به داوری ارجاع گردد.

در ایران هم به موجب سیاست های کلی نظام که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب و در تاریخ 29/7/1381 در روزنامه رسمی به چاپ رسیده است یکی از مسائل مهم توسعه و ترویج داوری است.

این امر به صورت قانون الزام آور بوده و در همین راستا در بند «ج» ماده 91 قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی قوه قضائیه مکلف گردید به جهت تخصصی بودن امور بازرگانی ارجاع پرونده های بازرگانی به داوری باشد.

برابر قانون برنامه 5 ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران در قسمت دوّم از بند «و» ماده 211 تدوین لایحه جامع داوری داخلی و بین المللی پیش بینی شده است که هم اکنون نیز این لایحه در حال تهیه می باشد.

قانون داوری تجاری بین المللی

تصویب قانون داوری تجاری بین المللی در سال 1376 در قلمرو داوری های بین المللی و همچنین الحاق ایران در سال 1380 به کنوانسیون شناسائی و اجرای احکام داوری خارجی نیویورک مصوب 1958 در مورد شناسائی و اجرای آرای داوری خارجی، قدم بزرگ دیگری است که ایران در راستای ارتقاء امنیت تجارت بین الملل و جذب سرمایه های خارجی در ایران برداشته است.

تعریف و بیان تفاوت های داوری خارجی و بین المللی و معرفی سایر روش های جایگزین حل اختلاف که معروف به ADR هستند نوشته ای جداگانه طلب می کند که در آینده تقدیم می گردد و در انتها فواید داوری بیان می گردد:

فواید داوری در تجارت بین الملل

فواید داوری در تجارت بین الملل در زیر بیان می شود :

  1. الزام آور بودن رأی داور، طرفین قرارداد را در خصوص ارجاع اختلاف خود به داوری مطمئن می سازد.
  2. کوتاه شدن روند دادرسی و سرعت در رسیدگی
  3. استفاده از افراد متخصص در امر داوری می تواند رسیدگی را از ایراد محفوظ دارد تا فردی آشنا به موضوع دعوی به اختلاف طرفین رسیدگی کند.
  4. مورد اعتماد بودن داور از آن جهت هست که خود طرفین داور را انتخاب نموده اند.
  5. محرمانگی ،در دنیای تجارت بین الملل آبروی طرفین تجاری و شرکت های تجاری بسیار مهم هست و دوست ندارند اطاعت آنها در اختیار کسی قرار گیرد.
  6. قابلیت انعطاف پذیری داوری در مراجعه به قانون حاکم و اصول و قواعد رسیدگی
  7. اجرای راحت تر رأی داور نسبت به آراء صادره توسط محاکم قضائی در کشور ثالث
  8. تک مرحله ای بودن داوری
  9. استفاده از حقوقدانان اعم از وکلا و یا افراد آگاه به قوانین و افراد متخصص در حوزه امور حقوقی و فنی جهت دفاع
  10. ایران داوری به عنوان یک مرکز تخصص داوری با حضور مشاوران و داوران مجرب آماده ارائه خدمات داوری و رفع ابهامات و سوالات حقوقی شما راجع به داوری در تجارت بین الملل می باشد.
دسته‌ها
معاهدات بین‌المللی داوری

قانون داوری نمونه آنسیترال ۱۹۸۵

قانون داوری نمونه آنسیترال ۱۹۸۵

فصل اول- مقررات عمومی

ماده 1. قلمرو اجرا

1- قانون داوری نمونه آنسیترال ، با رعایت هرگونه موافقت‌نامه معتبری که بین این کشور و یا کشورهای دیگر وجود دارد شامل داوری تجاری بین‌المللی خواهد بود.

2- مقررات این قانون، به استثنای مواد 8، 9، 35، 36، در صورتی قابل اجرا است که محل داوری در قلمرو این کشور باشد.

3- داوری در صورتی بین‌المللی است که:

الف) مرکز تجارت طرفین موافقت‌نامه داوری، در زمان انعقاد قرارداد مذکور،‌ در کشور‌های مختلف باشد،‌ یا

ب)‌ یکی از محل‌های زیر،‌ خارج از کشوری باشد که مرکز تجارت طرفین در آن کشور واقع است:

یک: محل داوری، در صورتی که موافقت‌نامه داوری (تصریح) یا به موجب آن تعیین شده باشد،

دو: هر محلی که قسمت اساسی تعهدات ناشی از روابط تجاری بایستی در آن محل اجرا شود یا محلی که موضوع اصلی اختلاف نزدیک‌ترین ارتباط را با آن محل دارد،‌یا

ج) طرفین صریحاً توافق کرده باشند که موضوع اصلی موافقت‌نامه داوری به بیش از یک کشور ارتباط دارد.

4- به منظور (اجرای) بند سه این ماده:

الف) چنانچه طرفی بیش از یک مرکز تجارت داشته باشد، مرکزی که نزدیکترین رابطه را با موافقت‌نامه داوری دارد، مرکز تجارت او خواهد بود،

ب) چنانچه طرفی مرکز تجارت نداشته باشد، محل سکونت معمولی او ملاک است.

5- این قانون نسبت به سایر قوانین این کشور که به موجب آن‌ها اختلافات خاصی را نمی‌توان به داوری ارجاع نمود و یا منحصراً‌ برحسب مقررات دیگری غیر از این قانون قابل ارجاع به داوری هستند، تأثیری نخواهد داشت.

ماده 2- تعاریف و قواعد تفسیر
به منظور (اجرای)‌ این قانون:

الف)‌ منظور از «داوری» هر نوع داوری است، اعم از اینکه توسط یک مؤسسه دائمی ‌اداره (و تصدی) شود یا نه

ب)‌ «دیوان داوری»‌، به معنای داور و احد یا گروه داوران می‌باشد؛

ج) منظور از دادگاه،‌عضو یا ارگانی از سیستم قضائی یک کشور است.

د) در مواردی که به موجب یکی از مقررات فصل‌های سوم، چهارم یا پنجم این قانون،‌طرفین در اتخاذ تصمیم نسبت به موضوع خاصی مختار دانسته شده‌اند،‌این اختیار شامل حق طرفین در تفویض اتخاذ تصمیم به شخص ثالث از آن جمله هر سازمانی،‌ نیز می‌باشد،

ﻫ ) هر کجا که در هر یک از مقررات این قانون به توافق قبلی یا بعدی طرفین اشاره شده، یا به هر نحو دیگری به موافقت‌نامه فی‌مابین طرفین اشاره می‌شود، موافقت‌نامه مذکور شامل هر نوع مقررات داوری مذکور در آ ن قرارداد نیز خواهد بود.

ماده 3- دریافت (ابلاغ) مراسلات کتبی

1- به جز مواردی که توافق دیگری بین طرفین وجود داشته باشد:

الف) هرگونه مراسلات کتبی،‌ به شرط آنکه به شخص گیرنده تسلیم شود و یا به مرکز تجارت، محل سکونت معمولی یا نشانی پستی وی تسلیم گردد،‌ دریافت (ابلاغ) شده محسوب می‌گردد.

در صورتی که پس از انجام تحقیق معقول هیچ‌کدام از این نشانی‌ها به دست نیاید، مراسله کتبی در صورتی دریافت (ابلاغ) شده تلقی می‌شود که با پست سفارشی یا با هر وسیله دیگری که اهتمام در تسلیم مراسله را ثابت کند،‌ به (هرکدام از) آخرین محل سکونت معمولی یا به آخرین نشانی پستی که از گیرنده در دست (از او شناخته شده) تسلیم شده باشد،

ب)‌ مراسله در همان روز تسلیم به شرح فوق، ابلاغ شده تلقی می‌شود.

2- مقررات این ماده، شامل مراسلات در جریان رسیدگی نخواهد بود.

ماده 4- انصراف از حق ایراد

چنانچه هریک از طرفین با علم به اینکه بعضی مقررات این قانون یا الزامات ناشی از داوری که طرفین می‌توانند از آن عدول کنند، رعایت نشده مع‌الوصف داوری را ادامه دهد و ایراد خود به این امر را بدون تأخیر غیر موجه عنوان ننماید،‌ یا اگر مهلتی تعیین شده باشد، در مهلت مقرر ایراد نکند،‌ چنین تلقی خواهد شد که از این حق خود صرف‌نظر نموده است.

ماده 5- حدود مداخله دادگاه

هیچ دادگاهی نمی‌تواند در موضوعات مشمول این قانون دخالت کند، مگر در موردی که به موجب این قانون پیش‌بینی شده است.

ماده 6- دادگاه یا سایر مراجعی که عهده‌دار پاره‌ای تکالیف جهت مساعدت و نظارت در داوری هستند.

وظایف مندرج در مواد 11 (3 و 4) 13(3)، 14 و 34(2) به عهده …. (هر کشوری که این قانون نمونه را تصویب می‌کند، دادگاه یا دادگاه‌ها یا مرجع صالح دیگری را برای انجام این وظایف مشخص می‌کند) گذارده می‌شود.

 

فصل دوم- موافقت‌نامه داوری

ماده 7- تعریف و شکل موافقت‌نامه داوری

«موافقت‌نامه داوری» توافقی (قراردادی) است بین طرفین که به موجب آن تمام یا بعضی اختلافات به وجود آمده در مورد یک رابطه حقوقی معین اعم از قراردادی یا غیر قراردادی یا اختلافاتی را که ممکن است (در رابطه با آن ارتباط حقوقی معین) پیش آید به داوری ارجاع می‌شود.

موافقت‌نامه داوری ممکن است به صورت شرط داوری در یک قرارداد یا به صورت موافقت‌نامه جداگانه باشد.

موافقت‌نامه داوری بایستی به صورت کتبی باشد. موافقت‌نامه در صورتی کتبی است که طیّ سندی (نوشته‌ای) به امضای طرفین رسیده باشد، یا طی مبادله نامه‌ها، تلکس،‌تلگرام یا سایر وسایل مخابراتی که وجود موافقت‌نامه را اثبات نماید،‌ آمده باشد،‌ یا یکی از طرفین طیّ‌ مبادله دادخواست یا دفاعیه، وجود آن را ادعا کند و طرف دیگر آن را تکذیب ننماید.

تصریح در قرارداد به سندی (خارج از قرارداد) که متضمن شرط داوری است به منزله موافقت‌نامه داوری خواهد بود، مشروط بر اینکه قرارداد مذکور به صورت کتبی بوده و تصریح نیز به نحوی باشد که شرط (داوری) را جزئی از قرارداد بنماید.

ماده 8-

موافقت‌نامه داوری و دعوای ماهوی نزد دادگاهی که نزد او در خصوص امر موضوع موافق نامه داوری طرح دعوی شده، مکلف است در صورت درخواست یکی از طرفین که دیرتر از تسلیم نخستین لایحه او در ماهیّت اختلاف به عمل نیامده باشد، طرفین را به داوری احاله (و هدایت) نماید، مگر اینکه احراز نماید موافقت‌نامه (داوری) باطل و ملغی‌الاثر یا غیر قابل اجرا می¬باشد.

هرگاه دعوای مذکور در بند (1) فوق طرح شده باشد، ‌در عین حال که این دعوی تحت رسیدگی دادگاه است، مع‌الوصف جریان رسیدگی داوری نیز می‌تواند آغاز شده یا (در صورتی که قبلاً شروع شده) ادامه یابد و رأی نیز صادر شود.

ماده 9-

موافقت‌نامه داوری و دستور موقت (قرار تأمین) دادگاه تقاضای یکی از طرفین، قبل یا حین دادرسی داوری، از دادگاه مبنی بر صدور دستور موقت (قرار تأمین)، همچنین صدور چنین دستوری از جانب دادگاه، معارض موافقت‌نامه داوری نخواهد بود.

فصل سوم- ترکیب دیوان داوری

ماده 10- تعداد داوران طرفین در تعیین،‌ تعداد داوران، آزاد هستند. در صورت عدم تعیین،‌ تعداد داوران سه (عضو) خواهد بود.

ماده 11- تعیین داوران

1- هیچ‌کس را نمی‌توان به علت ملیتش از داور شدن ممنوع کرد، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

2- طرفین آزادند که با توجه و رعایت مقررات بند‌های 4 و 5 این ماده، در مورد روش تعیین داور یا داوران توافق نمایند.

3- در صورت نبودن چنین توافقی:

الف) در داوری سه نفره، هر طرف یک داور را انتخاب می‌کند و دو داور منصوب طرفین،‌داور سوم را تعیین خواهند کرد،‌ اگر یکی از طرفین ظرف 30 روز از تاریخ دریافت درخواست طرف مقابل در این خصوص،‌داور خود را تعیین نکند، یا اگر دو داور (منصوب طرفین) نتوانند ظرف 30 روز از تاریخ انتخاب شدن درباره انتخاب داور سوم توافق نمایند، بنا به تقاضای یکی از طرفین تعیین (داور مربوط) توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص گردیده، انجام خواهد شد،

ب) در داوری یک نفره،‌ اگر طرفین نتوانند درباره انتخاب داور توافق نمایند، (داور) بنا به تقاضای یکی از طرفین توسط دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مشخص شده، تعیین خواهد شد.

4- هرگاه، حسب روش تعیین (داور) که موردتوافق طرفین قرار گرفته.

الف) یکی از طرفین به کیفیتی که به موجب آن روش مقرر شده،‌ اقدام (لازم) ننماید،‌ یا

ب) طرفین، یا دو داور،‌ نتوانند به توافقی که حسب روش فوق‌الذکر مورد نظر است، دست یابند، یا

ج) شخص ثالث، از آن جمله هر سازمانی، نتواند به وظیفه‌ای که به موجب روش مذکور به او محول شده، عمل نماید،

(در این صورت) هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 تعیین شده، ‌درخواست کند اقدام لازم را انجام دهد، مگر اینکه روش تعیین (داور) مورد توافق بین طرفین، طرق دیگری جهت تأمین (این هدف،‌ یعنی) تعیین داور پیش‌بینی کرده باشد،

تصمیم اتخاذ شده در مورد موضوعاتی که به موجب بندهای 3 یا 4 این ماده به عهده دادگاه یا مرجع دیگر مذکور در ماده 6 گذارده شده، قابل اعتراض نیست.

دادگاه یا مرجع دیگر بایستی در تعیین داور به کلیه شرایطی که طرفین در موافقت‌نامه برای داور لازم دانسته‌اند و همچنین به ملاحظاتی که احتمالاً جهت تأمین (هدف) تعیین داور مستقل و بی‌طرف وجود داشته توجه کافی معمول دارد و هنگامی‌که داور واحد یا داور سوم را تعیین می‌نماید، علاوه بر موارد فوق،‌ اولی بودن انتخاب داور با ملیتی غیر از ملیت طرفین را نیز ملحوظ نماید.

1. [عناوین مواد صرفاً جهت تسهیل در (اشاره و) ارجاع است و نباید به منظور تفسیر به کار گرفته شوند.

2 [. اصطلاح «تجاری» بایستی در مفهوم وسیع آن تفسیر شود،‌ به نحوی که موضوعات ناشی از هرگونه رابطه را که دارای ماهیت تجاری است، اعم از قراردادی یا غیر قراردادی، شامل شود.

منظور از روابط دارای ماهیت تجاری، بدون قید انحصار، عبارت است از تهیه یا مبادله کالا یا خدمات، قرارداد توزیع،‌نمایندگی یا کارگزاری،‌ حق‌العمل‌کاری، اجاره به شرط تملیک، ساختمان پروژه‌ها،‌ مشاوره،‌مهندسی،‌پروانه امتیاز، سرمایه‌گذاری،‌تأمین اعتبار،‌بانکداری بیمه، قرارداد بهره‌برداری یا امتیاز انحصاری یا مشارکت مدنی و انواع دیگر همکاری صنعتی یا تجاری، حمل و نقل کالا یا مسافر از طریق هوا، دریا، راه‌آهن یا جاده.

ماده 12- موارد جرح (داور)

هرگاه شخصی از حیث امکان انتخاب به‌عنوان داور مورد مراجعه (و پیشنهاد) قرار گیرد، بایستی هرگونه اوضاع و احوالی را که موجب بروز تهدیدهای موجهی در مورد بی‌طرفی و استقلال او می‌گردد،‌افشاء نماید.

از موقع انتصاب به‌عنوان داور و در طول جریان داوری (نیز)، داور بایستی بدون تأخیر (بروز) چنین اوضاع و احوالی را به طرفین اطلاع دهد مگر اینکه ایشان توسط وی از اوضاع و احوال مذکور از قبل مطلع شده باشند.

داور صرفاً در صورتی می‌تواند جرح شود که اوضاع و احوال موجود باعث تردیدهای موجهی در خصوص بی‌طرفی و استقلال او گردد، یا واجد اوصافی که مورد توافق (و نظر) طرفین بوده،‌نباشد.

هر طرف صرفاً به استناد عللی که پس از تعیین داور،‌از آن‌ها مطلع شده،‌می‌تواند داوری را که خود تعیین کرده یا در جریان تعیین او مشارکت داشته،‌جرح کند.

ماده 13- تشریفات جرح

1- طرفین آزادند که با رعایت مفاد بند 4 این ماده،‌ در مورد تشریفات جرح داور توافق نمایند.

2- در صورت نبودن چنین توافقی،‌ طرفی که قصد جرح داور را دارد،‌ بایستی ظرف 15 روز از تاریخ اطلاع از تشکیل دیوان داوری یا اطلاع هرگونه اوضاع و احوال مذکور در ماده 12 (2)، دلایل جرح را طی لایحه‌ای کتبی به دیوان داوری اعلام کند. دیوان داوری در مورد جرح اتخاذ تصمیم می‌کند، مگر اینکه داور مورد جرح از سمت خود کناره‌گیری کند و یا طرف مقابل نیز جرح را بپذیرد.

3- چنانچه جرحی که با رعایت تشریفات مورد توافق طرفین یا تشریفات مقرر در بند دو این ماده،‌ به عمل آمده،‌ مورد قبول قرار نگیرد،‌ طرفی که (داور را) جرح کرده می‌تواند ظرف سی روز پس از دریافت اخطاریه حاوی تصمیم مربوط به رد جرح،‌ از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 پیش‌بینی شده،‌ درخواست نماید که نسبت به جرح (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم کند. این تصمیم قابل اعتراض نیست. مادام که چنین درخواستی تحت رسیدگی است،‌ دیوان داوری همراه با داور مورد جرح، می‌تواند رسیدگی داوری را ادامه داده و رأی (نیز) صادر کند.

ماده 14- کوتاهی یا عدم امکان انجام وظیفه

اگر داور به حکم قانون یا عملاً (de jure or de facto) نتواند وظایف خود را انجام دهد یا بنا به علل دیگری از انجام این وظایف بدون تأخیر غیرموجه،‌ ناتوان گردد، چنانچه خود از سمت (داوری) کناره‌گیری کند یا اگر طرفین توافق نمایند، (سمت و) مأموریت او پایان می‌پذیرد.

در غیر این صورت، چنانچه در مورد هریک از موارد فوق،‌ (بین طرفین) اختلاف‌نظر وجود داشته باشد،‌ هرکدام از طرفین می‌تواند از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده 6 مقرر گردیده درخواست کند که در مورد ختم مأموریت داور اتخاذ تصمیم نماید، این تصمیم قابل اعتراض نیست.

در مواردی که داور طبق این ماده یا ماده 13(2) از کار خود کناره‌گیری می‌کند یا یکی طرفین در مورد ختم مأموریت او موافقت می‌نماید، به معنای قبول اعتبار (و صحت دلایل) موارد مذکور در این ماده یا ماده 12(2) نخواهد بود.

ماده 15- تعیین داور جانشین

در مواردی که مأموریت داور به لحاظ مواد 13 یا 14،‌ یا به جهت کناره‌گیری خود او بنا به علل دیگری،‌ یا به لحاظ توافق طرفین در خصوص لغو مأموریت او (به‌عنوان داور)، یا ب علت سایر موارد ختم مأموریت، خاتمه می‌پذیرد بایستی داور جانشین،‌ مطابق مقررات قابل اجرا درباره تعیین داوری که تغییر مکند، معین گردد.

فصل چهارم- صلاحیت دیوان داوری

ماده 16-

صلاحیت دیوان داوری برای اتخاذ تصمیم در مورد صلاحیت خود دیوان داوری می‌تواند در مورد صلاحیت خود،‌ همچنین درباره وجود یا اعتبار موافقت‌نامه داوری اتخاذ تصمیم کند.

برای این منظور،‌ شرط داوری که (به صورت) جزئی از یک قرارداد (مقرر شده) باشد،‌ به‌عنوان موافقت‌نامه‌ای مستقل از سایر شرایط قرارداد به شمار می‌رود.

تصمیم دیوان داوری مبنی بر اینکه قرارداد باطل و ملغی الاثر است،‌ فی‌نفسه به معنای عدم اعتبار شرط داوری (مندرج در آن قرارداد) نخواهد بود.

ایراد به اینکه دیوان داوری فاقد صلاحیت است، ‌بایستی حداکثر تا قبل از تسلیم لایحه دفاعیه مطرح شود. هیچ طرفی به صرف اینکه داوری را تعیین کرده یا در تعیین او مشارکت داشته، از طرح چنین ایرادی محروم نخواهد بود.

ایراد به اینکه دیوان داوری از چارچوب صلاحیت خود تجاوز کرده، بایستی به محض اینکه موضوع خارج از صلاحیت در جریان رسیدگی داوری مطرح می‌شود، عنوان گردد.

دیوان داوری می‌تواند در هرکدام از موارد (مذکور)، ایراد خارج از موعد را نیز بپذیرد، به شرط آنکه تأخیر را موجه تشخیص دهد.

دیوان داوری می‌تواند نسبت به ایرادات مذکور در بند دو فوق، به‌عنوان یک امر مقدماتی،‌ و یاد رأی ماهوی خود، اتخاذ تصمیم کند.

در صورتی که دیوان داوری به صورت یک امر مقدماتی به صلاحیت خود نظر بدهد،‌ هر کدام از طرفین می‌توانند ظرف 30 روز پس از ابلاغ این تصمیم از دادگاه یا مرجع دیگری که در ماده شش پیش‌بینی شده درخواست کند که نسبت به موضوع (رسیدگی و) اتخاذ تصمیم نماید.

این تصمیم قابل اعتراض نیست، ‌در اثنای رسیدگی به این درخواست، دیوان داوری می‌تواند به دادرسی خود ادامه داده و رأی نیز صادر کند.

ماده 17- اختیار دیوان داوری درباره صدور دستور موقت

دیوان داوری می‌تواند بنا به درخواست هرکدام از طرفین،‌ مقرر نماید طرف دیگر اقدامات تأمینی را که دیوان با توجه به موضوع اصلی اختلاف ضروری تشخیص می‌دهد، انجام دهد،‌ مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

دیوان داوری می‌تواند مقرر نماید که هرکدام از طرفین در رابطه با چنین اقداماتی،‌ تأمین مناسب بسپارند.

فصل پنجم- نحوه رسیدگی

ماده 18- رفتار مساوی با طرفین

رفتار با طرفین بایستی به نحو مساوی باشد و به هرکدام از ایشان فرصت کامل جهت ارائه و طرح دعاوی داده شود.

ماده 19- تعیین قواعد رسیدگی

طرفین آزادند که در مورد تشریفاتی که بایستی جهت انجام رسیدگی توسط دیوان داوری رعایت شود، با توجه به مقررات این قانون توافق نمایند.

در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری می‌تواند با رعایت مقررات این قانون، داوری را به نحوی که مقتضی تشخیص می‌دهد اداره و تصدی نماید.

اختیاری که دیوان داوری در این موارد دارد، شامل اختیار او در تشخیص قابل قبول بودن، ارتباط، موضوعیت یا ارزش هرگونه دلیل نیز می‌باشد.

ماده 20- محل داوری

طرفین آزادند که در مورد محل داوری توافق کنند. در صورت نبودن چنین توافقی محل داوری با توجه به اوضاع و احوال دعوی، من جمله سهولت (دسترسی) طرفین، توسط دیوان داوری تعیین می‌شود.

صرف‌نظر از مفاد بند (1) این ماده، دیوان داوری می‌تواند برای شور بین اعضاء استماع شهادت شهود،‌ کارشناسان طرفین، ‌یا بازرسی کالا و سایر اموال یا اسناد و مدارک،‌ در هر محلی که خود مقتضی بداند تشکیل یابد، ‌مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 21- شروع جریان داوری

رسیدگی داوری در خصوص یک دعوای خاص، در تاریخی که درخواست ارجاع اختلاف به داوری به خوانده ابلاغ شده است شروع می‌شود مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 22- زبان

طرفین آزادند که در مورد زبان یا زبان‌های مورد استفاده در رسیدگی داوری توافق نمایند. در صورت نبودن چنین توافقی، دیوان داوری در مورد زبان یا زبان‌های مورد استفاده در داوری اتخاذ تصمیم می‌کند.

توافق طرفین یا تصمیم دیوان داوری (در این مورد) شامل هرگونه لایحه مکتوب طرفین،‌ هرگونه جلسه رسیدگی یا (صدور) رأی، تصمیم یا سایر مراسلات دیوان داوری خواهد بود، مگر اینکه طور دیگری مقرر شده باشد.

دیوان داوری می‌تواند مقرر کند که ادله کتبی با ترجمه آن‌ها به زبان یا زبان‌هایی که مورد توافق طرفین قرار گرفته یا خود دیوان داوری تعیین کرده، همراه باشد.

ماده 23- دادخواست و دفاعیه

خواهان بایستی ظرف مهلتی که طرفین توافق کرده‌اند یا توسط دیوان داوری تعیین شده، واقعیاتی را که ادعای او را تأیید می‌کند، نکات مورد اختلاف و خواسته یا خسارت مورد درخواست را تقدیم نماید، خوانده نیز بایستی دفاعیات خود در خصوص موارد مذکور را (در مهلت مورد توافق یا تعیین شده توسط دیوان داوری) تسلیم کند، مگر اینکه طرفین در خصوص مندرجات (و عناوین) مقرر در درخواست و دفاعیه، طور دیگری توافق کرده باشند.

طرفین می‌توانند کلیه مدارکی را که مرتبط تشخیص می‌دهند و یا فهرست مدارک یا سایر ادله‌ای که در نظر دارند (بعداً) تسلیم نمایند، همراه با دادخواست یا دفاعیه خود تقدیم نمایند.

چنانچه بین طرفین ترتیب دیگری توافق نشده باشد هرکدام از آن‌ها می‌توانند دادخواست یا دفاعیه خود را در طول رسیدگی داوری اصلاح یا تکمیل نمایند، مگر اینکه دیوان داوری مصلحت نداند که چنین اصلاحیه‌ای را با توجه به تأخیری که در تهیه آن رخ داده، بپذیرد.

ماده 24- جلسه رسیدگی و دادرسی به صورت کتبی

جز در مواردی که طرفین توافق دیگری کرده باشند دیوان داوری در خصوص اینکه آیا جهت ارائه ادله یا استدلالات شفاهی،‌ جلسه رسیدگی شفاهی برگزار شود یا اینکه رسیدگی بر اساس مدارک و سایر موارد ادامه یابد، اتخاذ تصمیم خواهد کرد.

مع‌الوصف در صورتی که یکی از طرفین در مقطع مناسبی از رسیدگی درخواست نماید،‌ دیوان داوری بایستی جلسه رسیدگی شفاهی را برگزار کند، مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که هیچ نوع جلسه رسیدگی شفاهی تشکیل نشود.

دیوان داوری بایستی قبل از تشکیل هرگونه جلسه رسیدگی یا اجلاس دیوان به منظور بازرسی کالا یا سایر اموال یا مدارک، طرفین را طی اخطاریه‌ای مطلع نماید.

کلیه لوایح‌،‌ مدارک یا سایر اطلاعاتی که توسط یکی از طرفین به دیوان داوری تسلیم شده‌،‌ بایستی برای طرف مقابل نیز ارسال گردد.

همچنین گزارش کارشناسی یا ارزیابی مدارک که ممکن است دیوان داوری هنگام اتخاذ تصمیم به آن‌ها استناد نماید،‌ بایستی برای طرفین ارسال شود.

ماده 25- قصور هرکدام از طرفین

مگر در مواردی که توافق دیگری بین طرفین باشد، چنانچه بدون ارائه دلیل کافی:

الف) خواهان در تقدیم دادخواست خود بر اساس ماده 23 (1) کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد کرد.

ب) خوانده در تقدیم دفاعیه خود بر اساس ماده 23 (1)، کوتاهی نماید،‌ دیوان داوری بدون اینکه این کوتاهی را فی‌نفسه،‌ به معنای قبول ادعاهای خواهان تلقی نماید،‌ رسیدگی را ادامه خواهد داد.

ج) هرکدام از طرفین از حضور در جلسه رسیدگی یا تهیه ادله مستند، کوتاهی کند،‌ دیوان داوری می‌تواند دادرسی را ادامه داده و بر اساس مدارکی که نزد او است مبادرت به صدور رأی کند.

ماده 26- کارشناس منصوب از طرف دیوان داوری

دیوان داوری می‌تواند:

الف) جهت تقدیم گزارش در مورد موضوع خاصی که توسط دیوان داوری مشخص می‌شود، یک کارشناس یا بیشتر را تعیین نماید،

ب) مقرر نماید که هرکدام از طرفین هرگونه اطلاعات مرتبط را در اختیار کارشناس قرار دهد، یا موجبات دسترسی کارشناس به مدارک مربوط، کالا، یا سایر اموال را جهت انجام بازبینی (و کارشناسی) فراهم نماید، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورتی که یکی از طرفین درخواست کند و یا خود دیوان داوری ضروری تشخیص دهد،‌ کارشناس بایستی پس از تقدیم گزارش کتبی یا شفاهی خود، در جلسه رسیدگی نیز شرکت کند.

در جلسه مذکور، طرفین نیز این فرصت را خواهند داشت که از کارشناس سؤالاتی بنماید و شاهد کارشناس خود را به منظور ادای شهادت در خصوص نکات مورد اختلاف، معرفی کنند، مگر اینکه طرفین به طور دیگری توافق کرده باشند.

ماده 27 – مساعدت دادگاه برای تحصیل (جمع‌آوری) دلیل

دیوان داوری، یا هرکدام از طرفین با در دست داشتن موافقت دیوان داوری، می‌تواند از هر دادگاه صلاحیت‌دار این کشور درخواست کند که در مورد تحصیل (جمع‌آوری) دلیل مساعدت نماید.

دادگاه می‌تواند در چارچوب صلاحیت خویش و با رعایت مقررات خود درباره تحصیل (جمع‌آوری) دلیل، این درخواست را (اجابت و) اجرا کند.

فصل ششم – صدور رأی و ختم دادرسی

ماده 28- قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف دیوان داوری برحسب قواعد حقوقی که طرفین به‌عنوان قواعد قابل اعمال در مورد ماهیت اختلاف برگزیده‌اند، در خصوص اختلاف (دعوی) اتخاذ تصمیم خواهد کرد.

هرگونه تعیین قانون یا سیستم حقوقی یک کشور مشخص، به‌عنوان ارجاع مستقیم به قوانین ماهوی آن کشور تلقی خواهد شد و نه قواعد حل تعارض آن، مگر اینکه طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

در صورت عدم تعیین (قانون ماهوی) از جانب طرفین، دیوان داوری قانونی را اجرا خواهد کرد که به موجب قواعد حل تعارضی که خود مناسب تشخیص داده، تعیین می‌گردد.

دیوان داوری صرفاً در صورتی بر اساس عدل و انصاف (ex acque et bono) یا به‌عنوان میانجیگری دوستانه (amiable compositure) اتخاذ تصمیم می‌کند که طرفین صراحتاً چنین اجازه‌ای به او داده باشند.

دیوان داوری، در کلیه موارد بر اساس شرایط قرارداد اتخاذ تصمیم خواهد کرد و عرف بازرگانی قابل اجرا در معامله مربوط را مورد نظر قرار خواهد داد.

ماده 29- اخذ تصمیم توسط هیئت داوران

در دادرسی‌هایی که توسط بیش از یک داور صورت می‌گیرد، هر تصمیم دیوان داوری بایستی با اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری اتخاذ شود، مگر طرفین طور دیگری توافق کرده باشند.

مع‌ذلک، موضوعات مربوط به آیین دادرسی توسط داور رئیس (سرداور) مورد تصمیم قرار می‌گیرد،‌ مشروط بر اینکه طرفین یا کلیه اعضای دیوان داوری چنین اجازه‌ای داده باشند.

ماده 30 – سازش

چنانچه طرفین در جریان دادرسی،‌ اختلافات خود را از طریق سازش حل کنند، دیوان داوری رسیدگی را ختم خواهد نمود،‌و چنانچه طرفین تقاضا نمایند و مورد اعتراض دیوان داوری (نیز) نباشد،‌ موافقت‌نامه سازش را به صورت رأی داوری بر اساس شرایط مرضی الطرفین (صادر و) ثبت می‌نماید.

رأی بر اساس شرایط مرضی الطرفین بایستی مطابق مقررات ماده 31 صادر شود و تصریح گردد که رأی به شمار می‌رود. چنین رأیی همان وضعیت و اثری را دارد که هر رأی ماهوی دیگری داراست.

ماده 31- شکل و محتوی رأی

رأی بایستی به صورت کتبی بوده و به امضای داور یا داوران برسد.

در رسیدگی داوری توسط بیش از یک داور، امضای اکثریت کلیه اعضای دیوان داوری کافی خواهد بود،‌ مشروط بر اینکه علت امضای محذوف تصریح شود.

کلیه دلایلی که رأی مبتنی بر آن است بایستی در متن رأی آورده شود،‌ مگر اینکه طرفین توافق کرده باشند که دلایل رأی ذکر نشود یا رأی بر اساس شرایط مرضی الطرفین به موجب ماده 30 صادر شده باشد.

رأی بایستی حاوی تاریخ و محل داوری که مطابق ماده 20 (1) تعیین شده، (نیز) باشد. رأی،‌ صادر شده در همان محل محسوب می‌گردد.

پس از امضای رأی، رونوشت آنکه مطابق بند (1) این ماده توسط داوران امضا شده، بایستی به هرکدام از طرفین تسلیم شود.

ماده 32- ختم رسیدگی

1- رسیدگی داوری به موجب رأی نهایی یا به موجب دستور دیوان داوری که مطابق بند (2) این ماده صادر می‌شود، ‌ختم می‌گردد.

2- دیوان داوری در موارد زیر،‌ دستور ختم رسیدگی داوری را مصادره می‌نماید:

الف) ‌خواهان دعوای خود را مسترد کن، مگر اینکه خوانده نسبت آن اعتراض نماید و دیوان داوری و نیز برای او منافع مشروع و موجهی به حل و فصل نهایی اختلاف، تشخیص دهد.

ب) طرفین در مورد ختم رسیدگی توافق کنند.

ج) دیوان داوری ادامۀ رسیدگی را به هر دلیل دیگری، غیر لازم یا غیر ممکن یابد.

3- با توجه و رعایت مقررات مواد 33 و 34 یا ختم رسیدگی، وظیفه دیوان داوری (نیز) پایان می‌پذیرد.

ماده 33- اصلاح و تفسیر رأی، رأی الحاقی

مشروط بر اینکه مهلت دیگری بین طرفین توافق نشده باشد،‌ ظرف سی روز پس از دریافت رأی:

الف) هرکدام از طرفین، می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه به طرف دیگر، از دیوان داوری درخواست کند که هرگونه اشتباه در محاسبه، املاء یا (تحریر و) ماشین‌نویسی یا اشتباهات مشابه در رأی را اصلاح نماید.

ب) چنانچه بین طرفین توافق شده باشد، هرکدام از ایشان می‌تواند با ارسال اخطاریه به طرف دیگر،‌ از دیوان داوری درخواست کند که نکته مشخص یا قسمتی از رأی را تفسیر کند.

چنانچه دیوان داوری چنین تقاضاهایی را موجه تشخیص دهد، اصلاح یا تفسیر (لازم) را ظرف 30 روز از وصول درخواست،‌ به عمل خواهد آورد. تفسیر رأی جزئی از آن محسوب می‌شود.

هرکدام ا ز طرفین می‌تواند ضمن ارسال اخطاریه برای طرف دیگر،‌ ظرف سی روز از تاریخ دریافت رأی از دیوان داوری تقاضا کند که نسبت به ادعاهایی که اقامه کرده ولی در رأی مسکوت مانده است، رأی الحاقی صادر نماید، مگر اینکه بین طرفین طور دیگری توافق شده باشد.

چنانچه دیوان داوری این درخواست را موجه تشخیص دهد، ظرف 60 روز نسبت به صدور رأی الحاقی اقدام می‌نماید.

دیوان داوری می‌تواند در صورت لزوم،‌مهلتی را که ظرف آن بایستی رأیی را مطابق بند 1 یا 3 این ماده اصلاح یا تفسیر کند یا رأی الحاقی صادر نماید، تمدید کند.

مقررات ماده 31 در مورد اصلاح، تفسیر یا رأی الحاقی لازم‌الاجرا است.

فصل هفتم-اعتراض به رأی

ماده 34-

درخواست ابطال، به منزله تنها (وسیله) اعتراض به رأی مراجعه به هر دادگاهی برای اعتراض به رأی داوری صرفاً به صورت درخواست ابطال آن مطابق بندهای 2 و 3 این ماده ممکن است.

رأی داوری ممکن است صرفاً در موارد زیر توسط دادگاه مندرج در ماده 6 ابطال شود:

الف) طرفی که چنین درخواستی می‌نماید، دلایلی ارائه نماید که:

یک: طرف (او در) موافقت‌نامه داوری مذکور در ماده 7، فاقد پاره‌ای اهلیت‌های لازم بوده است،‌ یا موافقت‌نامه مذکور به موجب قانونی که طرفین حاکم بر آن دانسته‌اند، یا در صورتی که چنین قانونی تعیین نشده باشد، به موجب قانون، این کشور معتبر نیست، یا

دو: طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ در مورد تعیین هر داور یا رسیدگی داوری اخطاریه صحیحی دریافت نکرده باشد،‌ یا به هر جهت دیگری قادر به ارائه (و اقامه) دعوایش نشده باشد،

سه: رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرط رجوع به داوری مورد نظر نبوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد وارد رسیدگی شده،‌ یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعاتی که ارجاع نشده قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت از رأی را که حاوی تصمیم درباره موضوعاتی است که به داوری ارجاع نشده ابطال کرد، یا

چهار: ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت‌نامه (داوری) نباشد، مگر اینکه موافقت‌نامه مذکور با یکی از مقررات این قانون که طرفین نمی‌توانند از آن عدول نمایند در تعارض باشد و یا اگر موافقت‌نامه‌ای وجود نداشته باشد (ترکیب دیوان داوری یا آیین دادرسی داوری) مطابق مفاد این قانون نبوده باشد، یا

ب) دادگاه احراز کند که:

یک: موضوع اصلی اختلاف، به موجب قوانین این کشور قابل حل و فصل از طریق داوری نیست، یا

دو: رأی (داوری) مخالف نظم عمومی این کشور است.

درخواست ابطال (رأی) پس از انقضای سه ماه از تاریخ دریافت آن توسط طرفی که چنین درخواستی می‌نماید،‌ یا چنانچه بر اساس ماده 33 تقاضایی شده باشد (ظرف 3 ماه) از تاریخی که در مورد تقاضای مذکور توسط دیوان داوری تعیین تکلیف شده، مسموع نیست.

دادگاه می‌تواند، در مواردی که از او تقاضای ابطال رأی داوری شده، در صورت اقتضا و درخواست یکی از طرفین، به منظور ایجاد فرصت برای دیوان داوری جهت از سرگیری رسیدگی یا سایر اقدامات مشابه که به نظر دیوان داوری دلایل ابطال را منتفی می‌سازد، رسیدگی به تقاضای مذکور را برای مدتی که خود تعیین می‌کند، معلق نماید.

فصل هشتم- شناسایی و اجرای آرای (داوری)

ماده 35- شناسایی و اجرا

رأی داوری، صرف‌نظر از کشوری که در (قلمرو) آن صادر شده،‌ بایستی لازم‌الاجرا شناخته شود و در صورت تقاضای کتبی از دادگاه صلاحیت‌دار، با رعایت مفاد این ماده و ماده 36 قانون حاضر، به مورد اجرا گذارده خواهد شد.

طرفی که به رأی استناد می‌کند یا درخواست اجرای آن را می‌کند،‌ بایستی نسخه اصل رأی را که به طور کامل تأیید شده یا کپی تصدیق شده آن را همراه با نسخه اصل موافقت‌نامه داوری مذکور در ماده 7 یا نسخه تصدیق شده آن تسلیم نماید. چنانچه رأی یا موافقت‌نامه به زبان رسمی این کشور نباشد، بایستی ترجمه کاملاً مصدق آن‌ها به زبان رسمی مذکور را نیز تسلیم کند.

ماده 36- موارد عدم شناسایی یا عدم اجرا

1- (تقاضای) شناسایی یا اجرای رأی داوری را،‌ صرف‌نظر از کشوری که در آنجا صادر شده،‌ صرفاً در موارد زیر می‌توان رد کرد:

الف) به درخواست طرفی که علیه او (به رأی) استناد شده، مشروط بر اینکه طرف مذکور به دادگاه صلاحیت‌داری که درخواست شناسایی یا اجرا از او به عمل آمده،‌ ادله‌ای ارائه کند که:

یک: طرف (او در) موافقت‌نامه داوری مندرج در ماده 7، از بعضی جهات فاقد اهلیت (لازم) بوده است، یا موافقت‌نامه مذکور،‌ به موجب قوانینی که حسب توافق ایشان،‌ موافقت‌نامه مشمول آن بوده یا در صورت عدم تعیین قانون حاکم به موجب قانون کشوری که رأی در قلمرو آن صادر شده،‌ معتبر نباشد، یا

دو: طرفی که علیه او به رأی استناد شده، به طور صحیح از تعیین داور (ها) یا جریان رسیدگی داوری مطلع نشده و یا به هر علت دیگری قادر به ارائه ادعاهای خود نشده باشد.

سه: رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرایط رجوع به داوری مورد نظر بوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمی‌گنجد، وارد رسیدگی شده یا حاوی تصمیم درباره موضوعی باشد که خارج از قلمرو (شرط) رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعات ارجاع نشده،‌ قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت رأی را که حاوی تصمیماتی در مورد موضوعات ارجاع شده به داوری است،‌ شناسایی و اجرا نمود، ‌یا

چهار: ترکیب دیوان داوری یا آیین (دادرسی) داوری مطابق موافقت‌نامه فی‌مابین طرفین نبوده باشد،‌ یا در صورت نبود چنین قانونی، مطابق قانون کشور محل انجام داوری نباشد، یا

پنج: رأی داوری هنوز نسبت به طرفین الزام‌آور نشده باشد، یا توسط دادگاه کشوری که در آن صادر شده یا طبق قانونی که به موجب آن صادر گردیده، ابطال یا معلق شده باشد، یا

ب) در صورتی که دادگاه احراز کند که:

یک: موضوع اصلی اختلاف به موجب قوانین این کشور از طریق داوری قابل حل و فصل نیست، یا

دو: شناسایی یا اجرای رأی،‌ برخلاف نظم عمومی این کشور خواهد بود.

2- اگر از دادگاه مذکور در بند یک – «الف» – پنج، این ماده درخواست موقوف الاجرا شدن یا تعلیق رأی داوری شده باشد،‌ دادگاهی که از او تقاضای شناسایی یا اجرای رأی به عمل آمده،‌ در صورتی که مصلحت تشخیص دهد می‌تواند تصمیم خود را به تأخیر اندازد و همچنین می‌تواند در صورت درخواست متقاضی شناسایی یا اجرای رأی،‌ مقرر نماید که طرف مقابل تأمین مناسب بسپرد.

دسته‌ها
رویدادها

داوری در مناقشه گازی ایران و ترکمنستان

آماده بودن مدارک ایران برای درخواست داوری

دسته‌ها
قوانین داوری داخلی

آیین‌نامه داوری مركز داوری كانون وكلاء مركز

آیین‌نامه داوری مركز داوری كانون وكلاء مركز

آیین نامه داوری مرکز داوری کانون وکلاء مرکز در 13 فصل با موضوع داوری در 85 ماده به شرح زیر آمده است:

فصل يكم- كليات

ماده 1-

مركز داوري كانون وكلاء مركز كه به موجب اساسنامه مصوب 85/5/4 هیئت مديره كانون وكلاء دادگستری مركز تشكيل شده است در مواردی كه حل اختلاف به آن مركز ارجاع می‌شود مطابق مقررات اين آئین‌نامه و اساسنامه مركز داوری رسيدگي خواهد كرد.

ماده 2-

در داوری‌های بین‌المللی رسيدگي مركز علاوه بر مقررات اين آیین‌نامه تابع قانون داوري تجاري بین‌المللی مصوب 1376 و در داوری‌های داخلي تابع مقررات مندرج در باب هفتم قانون آئين دادرسي مدني مصوب 1379 می‌باشد.

ماده 3-

به منظور اعمال مقررات اساسنامه مركز داوري كانون و اين آئین‌نامه، داوری بین‌المللی عبارت است از اينكه يكي از طرفين در زمان انعقاد موافقت‌نامه داوري به موجب قوانين ايران تبعه ايران نباشد. ساير موارد داوری داخلي محسوب می‌شود.

فصل دوم- تعاريف

ماده 4-

«مركز» در اين آئین‌نامه به معناي مركز داوری كانون وكلاء دادگستری مركز می‌باشد.

ماده 5-

«مرجع داوري» به معنای مرجع متشكل از يك يا چند داور است كه زیر نظر مركز تشكيل می‌شود.

ماده 6-

«خواهان» به معنای يك يا چند خواهان و «خوانده» به معنای يك يا چند خوانده است.

فصل سوم- ابلاغ‌ها، مراسلات و مواعد زمانی

ماده 7-

كليه لوايح و درخواست هایی كه هريك از طرفين دعوا تسليم می‌کند و نيز اسناد منضم به آن‌ها بايد به تعداد طرف‌های دعوا و داورها به‌علاوه يك نسخه باشد، نسخه اخير در دبيرخانه مركز باقی می‌ماند، يك نسخه از كليه مكاتباتی كه مرجع داوری با طرفين دعوا انجام می‌دهد نيز بايد به دبيرخانه مركز تسليم شود.

ماده 8-

در داوری‌های داخلي ابلاغ اوراق از طرف دبيرخانه مركز مطابق مقررات قانون آئين دادرسي مدني مصوب 1379 به عمل خواهد آمد مگر اينكه طرفين در قرارداد داوری طريق خاصی برای ابلاغ رأی داور پیش‌بینی كرده باشند.

ماده 9-

در داوری‌های بین‌المللی ابلاغ اوراق و آراء به تشخيص دبيرخانه مركز يا مرجع داوری می‌تواند از طريق تحويل در قبال رسيد، پست سفارشی، پست سریع‌السیر، دورنگار، تلكس، تلگرام يا ساير طرق ارتباط از راه دور كه متضمن ثبت و ضبط سابقه ارسال باشد انجام گيرد.

تاريخ ابلاغ تاريخی است كه اوراق توسط مخاطب يا نماينده او دريافت می‌شود. در صورتي كه ابلاغ از طريق وسايل ارتباط از راه دور باشد، تاريخ ابلاغ تاريخی است كه عرفاً اوراق از سوی مخاطب دريافت شده محسوب می‌شود.

ماده 10-

مواعد زمانی مذكور در اين آئین‌نامه از روز بعد از تاريخ ابلاغ شروع می‌شود اگر روز بعد از ابلاغ در كشوری كه ابلاغ در آنجا صورت می‌گیرد تعطيل رسمی يا روز غیر کاری باشد مهلت از اولين روز بعد از تعطيل يا روز غیر کاری آغاز خواهد شد تعطيلات رسمي و ايام غیر کاری داخل در مهلت جزو مهلت محسوب می‌شود اگر آخرين روز مهلت در كشوري كه ابلاغ در آنجا صورت گرفته است روز تعطيل يا غیر کاری باشد مهلت در پايان اولين روز بعد از آن منقضی خواهد شد.

فصل چهارم-شروع داوری

ماده 11-

طرفي كه می‌خواهد مركز به اختلاف او مطابق مقررات اين آیین‌نامه رسيدگي نمايد بايد درخواست رسيدگی را به دبيرخانه مركز تسليم كند دبيرخانه بايد در قبال اخذ درخواست داوری رسيدی مشتمل بر نام و نام خانوادگی خواهان و خوانده و همچنين تاريخ دريافت درخواست به خواهان تسليم كند.

ماده 12-
درخواست داوری بايد حاوی نكات ذيل باشد:

الف) تقاضای ارجاع اختلاف به داوری؛

ب) نام و نام خانوادگی، نام پدر و نشانی اقامتگاه هريك از طرفين؛

پ) توضيح ماهيت اختلاف و نيز اوضاع و احوالی كه منجر به بروز اختلاف شده است؛

ج) تعيين مبلغ خواسته به نظر خواهان؛

د) شرط داوری يا موافقت‌نامه داوری؛

ه) قبول صلاحيت داوری كه مركز از بين فهرست داوران تخصصي تعيين خواهد كرد.

ماده 13-

خواهان بايد درخواست داوری و ضمائم آن را مطابق ماده 7 اين آیین نامه به تعداد نسخ لازم تنظيم و به دبيرخانه مركز تقديم كند خواهان بايد هزینه‌های اداری مركز را نيز در موقع تقديم درخواست مطابق قواعد راجع به تعيين هزینه‌های داوری مركز كه در تاريخ تقديم درخواست لازم‌الاجرا می‌باشد به دبيرخانه پرداخت كند.

ماده 14-

چنانچه خواهان مفاد ماده 12 آیین نامه را در موقع تقديم درخواست رعايت نكرده باشد دبيرخانه مركز با صدور اخطاريه مهلت ده روزه‌ای را به منظور رعايت مفاد ماده مذكور به خواهان اعطاء می‌کند در صورتی كه خواهان در مهلت مقرر تكاليف مندرج در ماده 12 آیین‌نامه را انجام ندهد دبيرخانه مركز درخواست خواهان را رد كرده و پرونده را بايگانی خواهد نمود. رد درخواست از سوی دبيرخانه مركز مانع طرح مجدد درخواست از سوی خواهان نمی‌باشد.

ماده 15-

دبيرخانه مركز پس از دريافت درخواست داوری و ضمائم آن و همچنين وصول هزینه‌های مقرر نسخه‌ای از آن را جهت «پاسخ به درخواست داوری» به خوانده يا خواندگان با پست سفارشی ابلاغ خواهد كرد.

ماده 16 –

چنانچه اختلاف موضوع درخواست داوری راجع به رابطه حقوقی باشد كه قبلاً اختلاف ديگری در مورد همان رابطه بين همان طرفين مطابق مقررات اين آئین‌نامه در مركز طرح شده است، هیئت امناء مركز می‌تواند به درخواست هريك از طرفين ادعای مطروحه در درخواست داوری جديد را در داوری سابق ادغام كرده تا به هر دو ادعا توأماً نزد مرجع داوری واحدی رسيدگی شود.

مشروط بر اينكه در داوری سابق هنوز قرارنامه داوری امضاء نشده و يا هیئت امناء مركز آن را تصويب ننموده باشد. در غیر این صورت ادغام ادعاهای جديد در داوری سابق منوط به رعايت مفاد ماده 54 اين آیین‌نامه می‌باشد.

فصل پنجم- پاسخ به درخواست داوری و دعوای تقابل

ماده 17-

خوانده بايد ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ درخواست داوری پاسخ آن را به دبيرخانه مركز تسليم كند،

پاسخ خوانده بايد حاوی نكات ذيل باشد:

الف) نام و نام خانوادگی و نشاني اقامتگاه خوانده؛

ب) اظهارنظر در مورد ماهيت اختلاف و اوضاع و احوالي كه منجر به بروز اختلاف شده است؛

ج) پاسخ به خواسته خواهان؛

د) چنانچه داوري مطابق مقررات آئین‌نامه بین‌المللی باشد اظهارنظر درباره قانون حاكم و زبان داوری؛

ه) اظهارنظر در مورد تعداد داوران و نحوه انتخاب آن‌ها و همچنين معرفی داور اختصاصي خود از بين فهرست تخصصي داوران مركز.

ماده 18-

دبيرخانه می‌تواند به درخواست خوانده مهلت ارائه پاسخ را تمديد كند مشروط بر اينكه خوانده ضمن تقاضاي تمديد مهلت درباره تعداد داوران و نحوه انتخاب آن‌ها اظهارنظر كرده و در صورت لزوم داور اختصاصي خود را نيز مطابق مقررات اين آئین‌نامه معرفي كند، در غير این صورت دبيرخانه مركز مطابق مقررات اين آیین‌نامه اقدام خواهد كرد.

ماده 19-

پاسخ خوانده بايد مطابق ماده 7 آئین‌نامه به تعداد لازم تنظيم و به دبيرخانه مركز تقديم شود.

ماده 20-

دبيرخانه مركز بايد يك نسخه از پاسخ خوانده و ضمائم آن را به خواهان ابلاغ كند.

ماده 21-هرگونه ادعای متقابل خوانده بايد همراه با پاسخ به درخواست داوری مطرح گردد پاسخ به درخواست داوری بايد حاوی نكات ذيل باشد.

الف) توضيح ماهيت اختلاف و اوضاع و احوالي كه منجر به ادعای متقابل شده است.

ب) تعيين خواسته متقابل و در صورت امكان تقويم آن

ماده 22- خواهان بايد ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ دعوی متقابل پاسخ خود را به دبيرخانه مركز تسليم كند. دبيرخانه می‌تواند اين مهلت را به تقاضای خواهان تمديد كند.

فصل ششم- آثار موافقت‌نامه داوری

ماده 23-

در كليه مواردي كه رسيدگي به اختلاف به مركز داوری ارجاع می‌شود، رسيدگي طبق مقررات لازم‌الاجرا در زمان درخواست داوری به عمل خواهد آمد.

ماده 24-

چنانچه خوانده از پاسخ به درخواست داوری مطابق ماده 18 آیین‌نامه امتناع كند، در صورتی كه هیئت امناء مركز احراز كند كه ظاهراً موافقت‌نامه داوری بين طرفين منعقد شده است، داوری ادامه خواهد يافت، بدون اينكه تصميم هیئت امناء در مورد وجود ظاهری موافقت‌نامه داوری مانع طرح ايرادات راجع به وجود يا اعتبار موافقت‌نامه داوری نزد مرجع داوری گردد.

در اين صورت اتخاذ هرگونه تصميم نهائی درباره صلاحيت با مرجع داوری است چنانچه هیئت امناء مركز وجود ظاهری موافقت‌نامه داوری را احراز نكند عدم امكان ادامه داوری از طرف دبيرخانه مركز به طرفين ابلاغ می‌شود، در اين صورت هريك از طرفين می‌تواند اتخاذ تصميم در مورد وجود يا فقدان موافقت‌نامه داوری را از دادگاه صلاحیت‌دار تقاضا كند.

ماده 25-

چنانچه هر يك از طرفين دعوا قبل از تشكيل مرجع داوری نسبت به وجود موافقت‌نامه داوری، اعتبار يا حوزه شمول آن ايراد كند، تصمیم‌گیری در مورد ايراد مطروحه با هیئت امناء مركز داوری خواهد بود، بدون اينكه تصميم هیئت امناء مانع طرح ايراد نزد مرجع داوری باشد.

در صورتی كه هیئت امناء ايراد را وارد تشخيص دهد، عدم امكان ادامه داوری از طرف دبيرخانه مركز به طرفين ابلاغ می‌شود، در اين صورت هريك از طرفين می‌تواند اتخاذ تصميم در مورد وجود يا فقدان ايراد را از دادگاه صلاحیت‌دار تقاضا كند.

ماده 26-

عدم شركت طرفين در جلسات داوری يا هريك از مراحل آن مانع جريان داوری نخواهد بود، مرجع داوری می‌تواند با ادامه رسيدگي بر اساس مدارك موجود مبادرت به صدور رأی نمايد.

ماده 27 –

ادعای فقدان يا بی‌اعتباری قرارداد اصلی رافع صلاحيت مرجع داوری نيست مشروط بر اینکه مرجع داوری اعتبار موافقت‌نامه داوری را احراز كند، حتي اگر قرارداد اصلی وجود نداشته و يا باطل باشد مرجع داوری می‌تواند درباره حقوق طرفين رسيدگی كرده و نسبت به ادعاها و ايرادات آن‌ها اتخاذ تصميم كند.

فصل هفتم- مرجع داوری

ماده 28 –

داور بايد مستقل از طرفين باشد و در طول داوری نيز استقلال خود را حفظ كند.

ماده 29-

شخصي كه قرار است به‌عنوان داور انتخاب شود بايد قبل از انتخاب يا تأیید انتخاب او توسط هیئت امناء مركز اعلاميه مكتوبي مبني بر استقلال خود امضاء كند وي مكلف است هر واقعيت يا اوضاع و احوالي را كه ممكن است طرفين را نسبت به استقلال او دچار تردید کند به دبيرخانه مركز اعلام نمايد دبيرخانه اين اطلاعات را به صورت كتبي به طرفين اطلاع داده و مهلتي را جهت اظهارنظر آن‌ها تعيين می‌کند.

ماده 30-

داور مكلف است هر واقعيت يا اوضاع و احوالي از نوع مذكور در ماده 28 آیین‌نامه را كه در جريان داوری حادث شود فوراً به صورت مكتوب به دبيرخانه مركز و طرفين اعلام كند.

ماده 31-

تصميم هیئت امناء مركز در مورد انتخاب، تأیید، جرح داور  يا تعويض داور قطعي است هیئت مكلف به اعلام دلايل تصميم خود نمی‌باشد.

ماده 32-

داور مكلف است بعد از قبول سمت وظايف خود را مطابق مقررات اين آئین‌نامه انجام دهد.

ماده 33-

تعيين تعداد داوران بر عهده طرفين اختلاف است در صورت عدم تعيين دعوي به داوري واحد منتخب مركز ارجاع خواهد شد.

ماده 34-

چنانچه طرفين توافق كرده باشند كه داور منفرد به اختلافات رسيدگي كند بايد با توافق داور منفرد را از ميان اسامي مندرج در فهرست‌های داوران تخصصي مركز انتخاب كرده و به منظور تأیيد به هیئت امناء مركز معرفي كنند.

در صورتي كه طرفين نتوانند ظرف 20 روز از تاريخ ابلاغ درخواست داوري به خوانده در مورد انتخاب داور منفرد به توافق برسند، هیئت امناء مركز به تقاضاي دبيرخانه داور منفرد را تعيين خواهد كرد.

ماده 35-

در مواردی كه بايد سه داور به اختلاف رسيدگي كنند هر يك از خواهان و خوانده حسب مورد بايد ضمن درخواست داوری يا پاسخ به آن داور اختصاصی خود را از ميان اسامی مندرج در فهرست های تخصصی مركز انتخاب كرده و به منظور تأیید به هیئت امناء مركز معرفی كنند.

چنانچه هر يك از طرفين ظرف مدت 20 روز از تاريخ ابلاغ درخواست داوری به خوانده داور خود را تعيين و قبولي وی را تحصيل نكند،‌نصب داور طرف يا طرفين مستنكف با هیئت امناء مركز خواهد بود انتخاب داور ثالث (سرداور) با داوران اختصاصي می‌باشد در صورتي كه داوران منتخب نتوانند ظرف بيست روز از تاريخ انتخاب در مورد سرداور از ميان اسامي مندرج در فهرست‌های تخصصی مركز توافق كرده و قبولی وی را تحصيل كنند هیئت امناء مركز به درخواست دبيرخانه داور ثالث را تعيين خواهد كرد.

ماده 36-

دبیر کل مركز می‌تواند به تقاضای خواهان، خوانده يا داوران منتخب مهلت مناسبي علاوه بر مهلت‌های مقرر در ماده 34 به منظور انتخاب داوران اختصاصي يا سرداور به آن‌ها اعطاء كند.

ماده 37-

در مواردی كه هر يك از طرفين دعوا اعم از خواهان يا خوانده متعدد باشند و اختلاف هم بايد به هیئت داوری سه نفره ارجاع شود خواهان‌های متعدد بايد متفقاً يك داور و خواندگان متعدد نيز يك داور برای تأیید به هیئت امناء مركز معرفی نمايند در صورتی كه خواهان يا خواندگان متعدد ظرف مهلت مقرر در ماده 34 داور خود را انتخاب و معرفي نكنند هیئت امناء مرکز همه اعضای مرجع داوری را منصوب و يكی از ايشان را به‌عنوان رئيس هیئت تعيين می‌نماید.

فصل هشتم – نصب و تأیید داور

ماده 38-

هیئت امناء مركز در تائيد يا نصب داور بايد كليه شرايط قانونی مقرر براي تصدی سمت داوری و همچنين در دسترس بودن و توانايی شخص برای اداره داوری مطابق مقررات اين آئین‌نامه را در نظر بگيرد.

ماده 39-

دبیر کل مركز نيز می‌تواند اشخاصي را كه توسط طرفين يا داوران منتخب طرفين به‌عنوان داور منفرد، اختصاصی يا سرداور معرفی می‌شوند تأیید نمايد مشروط بر اينكه داور مزبور اعلاميه مستقل بودن خود را بدون هيچ قيد و شرط صادر و تسليم كرده باشد يا اگر اعلاميه او حاوی قيد و شرط است مورد اعتراض واقع نشده باشد، تأیید دبیر کل در اين قبيل موارد بايد به اولين جلسه بعدی هیئت امناء مركز گزارش شود اگر نظر دبیر کل عدم تأیید شخصی باشد كه به‌عنوان داور منفرد، اختصاصی يا سرداور معرفي شده است موضوع به هیئت امناء مركز ارجاع خواهد شد.

فصل نهم – جرح داوران

ماده 40-

داور در صورتي قابل جرح است كه اوضاع و احوال موجود باعث ترديدهاي موجهي در خصوص بی‌طرفی و استقلال او شود و يا اينكه واجد اوصافي كه مورد توافق و نظر طرفين بوده است نباشد.

ماده 41 –

طرفي كه قصد جرح داور را دارد بايد ظرف پانزده روز از تاريخ تشكيل مرجع داوري يا اطلاع از هرگونه اوضاع و احوالي كه سبب جرح می‌باشد دلايل جرح را طي لایحه‌ای به دبيرخانه مركز اعلام كند،‌دبيرخانه بايد بلافاصله جرح و دلايل آن را به داور اطلاع دهد. داور در مورد جرح اتخاذ تصميم می‌کند.

چنانچه داور مورد جرح، دلايل جرح را نپذيرد طرفی كه داور را جرح كرده است می‌تواند ظرف 20 روز پس از ابلاغ تصميم راجع به رد جرح از هیئت امناء‌ مركز داوری اتخاذ تصميم در مورد جرح را درخواست كند.

ماده 42 –

هیئت امناء مركز قبل از تصمیم‌گیری در مورد جرح بايد از طريق دبيرخانه به داور يا داوران مورد جرح، طرف يا طرف‌های مقابل و نيز ساير اعضاء هیئت داوری امكان اظهارنظر كتبي ظرف مهلت مناسب را اعطاء كرده باشد اظهارنظرهای كتبی هر يك از طرفين و داوران در مورد جرح به كليه طرف‌ها و داوران ابلاغ می‌شود.

فصل دهم- تعيين جانشين

ماده 43 –

اگر داور به موجب قانون يا عملاً‌ قادر به انجام وظايف خود نباشد و يا بنا به علل ديگری موفق به انجام وظايف خود بدون تأخیر موجه نباشد مسئوليت وی خاتمه می‌یابد.

چنانچه در تحقق موارد مذكور بين طرفين اختلاف باشد هريك از آن‌ها می‌تواند از هیئت امناء مركز درخواست كند كه در مورد ختم مأموریت داور مزبور تصمیم‌گیری كند.

ماده 44-

هرگاه مأموریت يك داور به هر دليلی خاتمه يابد داور جانشين مطابق مقررات حاكم بر تعيين داوری كه مأمورین وی خاتمه يافته است تعيين می‌شود.

ماده 45 –

بعد از تكميل و تشكيل مرجع داوری جديد هیئت امناء مركز پس از كسب نظر طرفين در مورد تجديد يا عدم تجديد رسیدگی‌های قبلی نزد مرجع داوری جديد اتخاذ تصميم خواهد كرد.

فصل يازدهم – رسيدگی

ماده 46 –

دبيرخانه مركز پس از تشكيل مرجع داوری پرونده را به آن تسليم می‌کند مشروط بر اينكه پیش‌پرداخت هزینه‌ها كه دبيرخانه در اين مقطع مطالبه كرده است پرداخت شده باشد.

ماده 47-

رسيدگی مراجع داوري مركز تابع مقررات اين آئین‌نامه و حسب مورد قانون داوری تجاری بین‌المللی يا مقررات باب هفتم قانون آئين دادرسی مدنی می‌باشد، در مواردی كه مقررات فوق حكمي ندارند رسيدگی تابع قواعدی است كه طرفين تعيين می‌کنند چنانچه طرفين قواعدی تعيين نكرده باشند رسيدگی تابع مقرراتی خواهد بود كه مرجع داوری تعيين می‌کند.

ماده 48-

مرجع داوری بايد در كليه دعاوي منصفانه و بی‌طرفانه عمل كند و اطمينان حاصل كند كه هر يك از طرف‌ها از فرصت معقولی برای طرح ادعاها و دفاعيات خود برخوردار شده‌اند.

ماده 49-

مرجع داوری می‌تواند پس از مشورت با طرفين جلسات شور، استماع يا بازرسی اموال يا اسناد مدارك را در هر محلی كه خود مقتضی بداند تشكيل دهد، مگر اينكه طرفين به نحو ديگري توافق كرده باشند.

ماده 50-

مرجع داوری بايد بعد از تحويل گرفتن پرونده بر اساس اسناد و مدارك موجود در پرونده و يا با حضور طرفين قرارنامه داوری تنظيم كند

قرارنامه داوری بايد حاوی نكات ذيل باشد:

الف) نام و مشخصات كامل طرفين؛

ب) نشانی اقامتگاه طرفين كه در طول داوری كليه اوراق بايد به آنجا ابلاغ شود؛

ج) خلاصه ای از ادعاهای طرفين و خواسته هريك از آن‌ها و در صورت امكان تقويم خواسته‌های متداعيين؛

د) اسم و مشخصات كامل و نشانی اقامتگاه داور يا داوران؛

ه) محل داوری؛

و) تعيين قانون ماهوی و شكلی حاكم (در داوری‌های بین‌المللی).

ماده 51 –

قرار نامه داوری بايد به امضا طرفين دعوا و داور يا داوران برسد.

ماده 52 –

مرجع داوری بايد ظرف ده روز از تاريخ تحويل گرفتن پرونده قرارنامه داوری را تنظيم و به دبيرخانه مركز تسليم كند. دبیر کل مركز می‌تواند اين مهلت را به تقاضای موجه مرجع داوری و يا در صورت ضرورت به صلاحديد خود تمديد كند.

ماده 53 –

چنانچه يكي از طرفين اختلاف از مشاركت در تنظيم قرار نامه داوری يا امضا آن خودداري كند مرجع داوری بايد قرارنامه را جهت تصويب به هیئت امناء مركز تسليم كند. با تصويب قرارنامه داوری از سوي هیئت امناء داوری ادامه می‌یابد.

ماده 54 –

مرجع داوری بايد هنگام تنظيم قرارنامه داوري و يا بلافاصله بعد از تنظيم آن پس از مشورت با طرفين برنامه زمان‌بندی شده داوری را طی سند جداگانه‌ای تنظيم و به دبيرخانه مركز تسليم كند.

دبيرخانه بايد يك نسخه از سند مذكور را برای طرفين ارسال كند. هرگونه اصلاح و تغيير در برنامه زمان‌بندی بايد به طرفين و دبيرخانه مركز اطلاع داده شود.

ماده 55 – پس از امضا قرارنامه داوري يا تصويب آن از سوی هیئت امناء‌ مركز هيچ يك از طرفين دعوا نمی‌تواند ادعای جديدی به غير از ادعای مندرج در سند مذكور طرح كند. مگر اينكه مرجع داوری با توجه به ماهيت ادعاهاي جديد، مقطع زماني داوري و ساير اوضاع و احوال نظر به طرح آن را بدهد.

ماده 56-

مرجع داوري می‌تواند پس از بررسي لوايح كتبي و اسناد طرفين برای استماع اظهارات شفاهي آن‌ها جلسه تشکیل دهد. چنانچه يكي از طرفين در زمان مناسب درخواست تشكيل جلسه نمايد برگزاري جلسه برای يك مرتبه الزامي است مگر اينكه طرفين به نحو ديگري توافق كرده باشند.

ماده 57- مرجع داوري بايد قبل از تشكيل جلسه از طريق دبيرخانه مركز تاريخ، زمان و مكان تشكيل جلسه را با ابلاغ اخطاريه به طرفين اعلام كند تاريخ، جلسه بايد حداقل پنج روز پس از تاريخ ابلاغ اخطاريه به طرفين باشد.

ماده 58-

در صورتي كه يكی از طرفين علی‌رغم ابلاغ اخطاريه بدون عذر موجه در جلسه حاضر نشود مرجع داوری می‌تواند بدون تجديد جلسه به رسيدگی ادامه دهد.

ماده 59-

طرفين دعوا می‌توانند شخصاً يا با تعيين وكيل دادگستری در جلسه حاضر شوند طرفين می‌توانند حداكثر با دو مشاور در جلسه حاضر گردند.

ماده 60-

اداره جلسات با مرجع داوری است اشخاص فاقد سمت در داوري نمی‌توانند در جلسه حاضر شوند مگر با رضايت متداعيين و اجازه مرجع داوری.

فصل دوازدهم- ختم رسيدگی،‌صدور و ابلاغ رأی

ماده 61 –

مرجع داوری پس از اينكه احراز كرد طرفين از فرصت كافی براي ارائه مطالب خود برخوردار شده‌اند ختم رسيدگی را اعلام می‌کند پس از ختم رسيدگی هيچ لايحه، استدلال يا دليل جديدی قابل طرح و ارائه نيست مگر به تقاضای مرجع داوری و يا با اجازه آن.

ماده 62 –

مرجع داوری بايد پس از اعلام ختم رسيدگي تاريخ تقريبي تنظيم پیش‌نویس رأی را با رعايت مفاد قوانين حاكم بر داوری تعيين و به دبيرخانه مركز اعلام كند. هرگونه تعويق و تأخیر در اين تاريخ بايد به دبيرخانه مركز اعلام گردد.

ماده 63 –

رسيدگی داوری با صدور رأی نهايي يا به موجب دستور مرجع داوری در موارد زير خاتمه می‌یابد.

  1. استرداد دعوا توسط خواهان.
  2. عدم مكان يا عدم لزوم ادامه رسيدگی به دليل ديگر به تشخيص مرجع داوری.
  3. توافق طرفين در ختم رسيدگي.
ماده 64-

در داوری‌های داخلي مرجع داوري بايد ظرف 3 ماه از تاريخ ابلاغ موضوع داوری به داور يا تمام داوران رأی نهايي خود را صادر كند مگر اينكه طرفين با توافق مدت را تمديد كنند.

ماده 65-

در داوری‌های بین‌المللی مرجع داوری بايد ظرف 3 ماه از تاريخ ابلاغ درخواست داوری به خوانده رأی نهايي خود را صادر كند مگر اينكه طرفين با توافق مدت را تمديد كنند.

ماده 66-

رأی مرجع داوري بايد مستدل و متضمن اسباب و علل حكم باشد.

ماده 67-

در مواردي كه مرجع داوري مركب از بيش از يك داور است رأی داوري بايد با اكثريت آرا صادر شود مگر اينكه طرفين به نحو ديگري توافق كرده باشند.

ماده 68-

مرجع داوري بايد قبل از امضاء رأی پیش‌نویس آن را به دبيرخانه مركز تسليم كند پیش‌نویس رأی بايد به تأیید يكي از وكلاي دادگستري كه به‌عنوان مشاور داوران توسط دبيرخانه به مرجع داوری معرفي شده است، رسيده باشد. در صورت اختلاف‌نظر بين داور و مشاور تصويب رأی در صلاحيت هیئت امناء خواهد بود.

ماده 69-

پس از صدور رأی دبيرخانه مركز بايد يك نسخه از آن را به طرفين ابلاغ كند.

ماده 70-

نسخه اصلي رأی در دبيرخانه مركز بايگاني می‌شود طرفين دعوا هر زمان می‌توانند با پرداخت هزينه نسخ اضافي از رأی را كه توسط دبيرخانه مركز تصديق شده است از دبيرخانه دريافت كنند.

ماده 71-

در داوری‌های داخلي مرجع داوري می‌تواند تا انقضاء مدت داوري رأساً هرگونه اشتباه در محاسبه،‌نگارش و يا اشتباهات مشابه در رأی را اصلاح كند در داوری‌های بین‌المللی اصلاح يا تفسير رأی به ابتكار مرجع داوري بايد ظرف سي روز از تاريخ صدور رأی به عمل آيد در هر صورت مرجع داوری بايد ظرف سي روز از تاريخ صدور رأی اصلاحي پیش‌نویس آن را جهت تأیيد به دبيرخانه مركز تسليم كند.

ماده 72 –

در داوری‌های بین‌المللی هر يك از طرفين می‌توانند ظرف سي روز از تاريخ ابلاغ رأی درخواست اصلاح يا تفسير رأی را به دبيرخانه مركز تسليم كنند درخواست تفسير يا اصلاح بايد مطابق ماده 7 آیین‌نامه به تعداد كافي باشد مرجع داوري بايد ظرف سي روز از تاريخ وصول تقاضا اتخاذ تصميم كند.

ماده 73 –

مرجع داوری بايد ضمن ابلاغ يك نسخه از درخواست تفسير يا اصلاح به طرف مقابل مهلتي را به منظور اظهارنظر به وي اعطاء كند.

ماده 74 –

مرجع داوری بايد ظرف 20 روز از تاريخ صدور رأی اصلاحی يا تفسيری پیش‌نویس آن را جهت تأیید به دبيرخانه مركز تسليم كند.

ماده 75 –

در داوری‌های داخلي هريك از طرفين می‌توانند ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ رأی درخواست اصلاح رأی را به دبيرخانه مركز تسليم كنند درخواست اصلاح بايد مطابق ماده 7 آئین‌نامه به تعداد كافي باشد مرجع داوری بايد ظرف بيست روز از تاريخ تسليم تقاضا، اتخاذ تصميم كند. مفاد مواد 72 و 73 در اين مورد نيز لازم الرعايه است.

ماده 76–

رأی اصلاحي و تفسيري بايد مطابق مقررات اين آیین نامه به طرفين ابلاغ شود مفاد مواد 65 – 66 – 69 اين آیین‌نامه در مورد آراء اصلاحی و تفسيری نيز لازم الرعايه می‌باشد.

فصل سيزدهم-هزینه‌ها

ماده 77 –

خواهان به درخواست دبيرخانه بايد در موقع تقديم تقاضانامه داوری مبلغی را به‌عنوان پیش‌پرداخت موقت هزینه‌ها به منظور تأمين هزینه‌های داوری تا مرحله تنظيم قرارنامه داوری بپردازد.

ماده 78–

دبير كل مركز در اولين فرصت ممكن بعد از وصول درخواست داوری بايد مجموع مبلغ هزينه داوری اعم از حق‌الزحمه داوران و هزینه‌های اداری مركز را نسبت به ادعای اصلي و متقابل تعيين كند. در داوری‌هایی كه دعوی متقابل از سوی خوانده اقامه شده است دبيرخانه می‌تواند هزينه ادعای اصلی و تقابل را به صورت جداگانه تعيين كند.

ماده 79-

پرداخت هزینه‌های داوری به تساوی بر عهده طرفين است مگر اينكه طرفين طور ديگری توافق كرده باشند. مبلغ پرداخت اولیه‌ای كه خواهان به موجب ماده 76 انجام داده است بابت سهم او از مبلغ هزینه های داوری منظور خواهد شد.

ماده 80-
در صورتی كه طرفين از پرداخت هزينه داوری امتناع كنند

دبیر کل مركز می‌تواند پس از مشورت با مرجع داوری رسيدگی را متوقف سازد پس از توقف رسيدگی دبیر کل بايد مهلتی كه كمتر از پانزده روز نباشد به منظور پرداخت هزینه‌ها به طرفين اعطاء کند عدم پرداخت هزينه در اين مدت به منزله استرداد دعوی اصلي يا متقابل می‌باشد.

ماده 81 –

هريك از طرفين دعوا می‌تواند به منظور جلوگيری از توقف رسيدگي سهم طرف مقابل از هزینه داوري را تأديه كند.

ماده 82 –

هیئت امناء مركز بايد به پيشنهاد دبیر کل مركز جدول هزینه‌هاي اداري و حق‌الزحمه داوران مركز را بر اساس ارزش خواسته تصويب كند ارقام مندرج در جداول مذكور قابل تغيير است.

ماده 83 –

هیئت امناء مركز به پيشنهاد دبیر کل مبلغ حق الثبت درخواست داوری را كه خواهان در موقع تقديم درخواست داوری بابت هزينه اداری مركز بايد تأدیه كند، تعيين خواهد كرد.

ماده 84 –

حق‌الزحمه داوران و هزینه‌های اداری هر داوری بر اساس جداول مورد اجرا در تاريخ ثبت درخواست داوری خواهان تعيين می‌شود.

ماده 85 –

ميزان هزینه هاي داوری و نحوه پرداخت آن بايد در رأی نهايی مرجع داوری قيد شود.

دسته‌ها
قوانین داوری داخلی

از قانون برنامه پنجم توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور

داوری در برنامه پنجم توسعه

ماده 211:

4ـ  قوه قضائیه، مکلف است تا سال دوم برنامه، ترتیبی اتخاذ نماید که ضمن حفظ حریم خصوصی اشخاص، آراء صادره از سوی محاکم، به صورت بر خط (آنلاین)، در معرض تحلیل و نقد صاحب نظران و متخصصان قرار گیرد.

دسته‌ها
قوانین داوری داخلی

قانون موافقتنامه بین دولت جمهوری اسلامی ایران و‌ کمیته حقوقی مشورتی آسیایی – آفریقایی راجع به‌ ایجاد مرکز منطقه‌ای داوری در تهران ‌

ماده واحده – موافقتنامه بین دولت جمهوری اسلامی ایران و کمیته حقوقی‌ مشورتی آسیایی – آفریقایی راجع به ایجاد مرکز منطقه‌ای داوری در تهران مشتمل بر یک ‌مقدمه و نه ماده به شرح پیوست تصویب و اجازه مبادله اسناد آن داده می‌شود.