دسته‌ها
یادداشت‌ها

بایسته های داوری در معاملات و دعاوی املاک

بایسته های داوری در معاملات و دعاوی املاک-ایران داوری

بایسته های داوری در معاملات و دعاوی املاک

بایسته های داوری در معاملات و دعاوی املاک در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد .
لازم به ذکر است که در قراردادها و دعاوی املاک نیز می توان از روش حل اختلاف به وسیله داور استفاده کرد و در این مورد هیچ ممنوعیتی وجود ندارد.

ماده ۴۹۶
ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، فقط ارجاع دعاوی ورشکستگی، اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق و نسب به داوری، ممنوع شده است و هیچ ممنوعیتی درباره ارجاع معاملات و دعاوی املاک به داوری، قائل نشده است.

اما این بدان معنی نیست که داوری در معاملات و دعاوی ملکی، هیچ تفاوتی با داوری در سایر زمینه‌ها ندارد.
بدیهی است که بایسته های داوری در معاملات و دعاوی املاک به اقتضای ماهیت و شرایط خاص خود متفاوت بوده و ویژگی خاصی پیدا می کند.

از جمله نکات و ویژگی‌های داوری در دعاوی و معاملات املاک می توان به موارد زیر اشاره نمود:
۱- در معاملات و دعاوی مربوط به املاک دولتی، عمومی و املاک شهرداری ها

انتخاب داور با ممنوعیت ها و محدودیت هایی مواجه است از جمله آنکه بایستی مقررات اموال دولتی و قانون محاسبات عمومی کشور و قانون شهرداری ها و محدودیت های اصل ۱۳۹ قانون اساسی و ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه عمومی انقلاب در امور مدنی، رعایت گردد.

۲- بند ۵ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی دادگاه عمومی انقلاب دو نکته مهمی را درباره داوری در معاملات املاک بیان داشته است.

الف) در داوری در معاملات املاک باید دقت نمود که رای داور با آنچه که در دفتر املاک ، ثبت شده است مخالفت نداشته باشد.

ب) رای داور نبایستی با مندرجات معتبر دفتر اسناد رسمی در ارتباط با معاملات و روابط فی مابین طرفین داوری ، مخالفت داشته باشد.

عدم دقت به این نکات مهم در داوری معاملات و دعاوی ملکی می‌تواند باعث بطلان رای داور شود.

با توجه به مطالب بیان شده در خصوص بایسته های داوری در معاملات و دعاوی ملکی و با انتخاب مرجع داوری به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات و دعاوی ملکی توصیه می شود از داوران متخصص ایران داوری بهره‌مند شده و از این طریق حقوق خود را تضمین نمایید.

دسته‌ها
آراء هیئت عمومی دیوان عدالت اداری

داوری شورای عالی معادن

داوری شورای عالی معادن-ایران داوری

داوری شورای عالی معادن

داوری شورای عالی معادن در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد. شورای عالی معادن، صلاحیت داوری در اختلافات بین دارندگان پروانه فعالیت های معدنی با دستگاه های اجرایی را ندارد.

به موجب بند الف تبصره 3 ماده 12 قانون اصلاح قانون معادن مصوب سال 1390، اتخاذ تصمیم در موارد اختلاف دارندگان پروانه فعالیت معدنی در صورت توافق طرفین مبنی بر حکم به داوری از سوی شورای عالی معادن:

یکی از وظایف شورای عالی معادن تعیین شده است و مطابق قسمت اول اصل 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد موکول به تصویب هیأت وزیران شده است و باید به اطلاع مجلس برسد.

نظر به اینکه عبارت « با دستگاه های اجرایی » مذکور در ماده 96 آیین نامه اجرایی قانون اصلاح قانون معادن اطلاق دارد و شامل دستگاههای دولتی و غیر دولتی حسب تعریف ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری می شود.

بنابراین اطلاق عبارت «دستگاه های اجرایی» به لحاظ مغایرت با قانون و خروج از حدود اختیارات با استناد به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال می شود.

محمدکاظم بهرامی

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

1396/06/07

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

قانون حاکم بر قراردادهای داوری

قانون حاکم بر قراردادهای داوری چیست ؟

قانون حاکم بر قراردادهای داوری قانون زمان تنظیم قرارداد می باشد.

قراردادهای داوری با رعایت اصل 139 قانون اساسی، تابع مقررات زمان تنظیم خود می باشند. اثر قانون نسبت به آتیه است و با توجه به تبصره ذیل ماده 458 ق.آ.د.م که مقرر داشته قراردادهای داوری که قبل از اجرای این قانون، تنظیم شده اند با رعایت اصل 139 قانون اساسی، تابع مقررات زمان تنظیم می باشد.

نظریه مشورتی شماره 6683/7 – 1385/9/5 اداره کل حقوقی قوه قضاییه.

ایران داوری مرکز تخصصی داوری می باشد.

 مشاوران و داوران مجرب و متخصص در حوزه های حقوقی در آن حضور دارند. که خدمات داوری ارائه می نماید.

 

دسته‌ها
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه

رأی داوری نسبت به بانک‌های دولتی بدون رعایت اصل 139 قانون اساسی بی‌اعتبار است

رأی داوری نسبت به بانک‌های دولتی

رأی داوری نسبت به بانک‌های دولتی بدون رعایت اصل 139 قانون اساسی بی‌اعتبار است

اساساً رأی داوری فقط نسبت به طرفین قرارداد که توافق بر داوری نموده‌اند معتبر است و نسبت به اشخاص ثالث اعم از حقیقی یا حقوقی مانند بانک‌ها بی‌اعتبار است و قابل تسری به آن‌ها نیست.

دسته‌ها
سایر مقررات

تصويبنامة هيأت وزيران دربارة تفويض اجازه ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری به كميسيون امور زيربنايی و صنعت

داوری در اموال دولتی و عمومی

دسته‌ها
قوانین داوری داخلی

از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تفاسیر شورای نگهبان قانون اساسی

اصل 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی يا ارجاع آن به داوری در هر مورد موكول به تصويب هيات وزيران است و بايد به اطلاع مجلس برسد. در مواردی كه طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی بايد به تصويب مجلس نيز برسد. موارد مهم را قانون تعيين مي كند.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

داوری در پیمان

داوری در پیمان

داوری در پیمان و انتقادات وارد بر ماده 53 شرایط عمومی پیمان در ادامه نوشتار قبل در زیر بررسی می شود.

قطع نظر از انتقاد اصلی بر داوری موضوع ماده 53 شرایط عمومی پیمان که در بخش نخست این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت با فرض اینکه طرفین به هردلیل بخواهند اختلاف فیمابین خود را از طریق تشریفات پیش بینی شده در ماده 53 شرایط عمومی پیمان حل و فصل نمایند.

رعایت تشریفات این ماده به نوبه خود موجب اطاله رسیدگی و حل اختلاف خواهد بود چرا که:

انتقادات وارد بر ماده 53 شرایط عمومی پیمان :

اولاً:
حل اختلافات پیش بینی شده در این ماده با توسّل به 3 شیوه مختلف قابل انجام می باشد:

1- اختلاف نظر در برداشت متفاوت از متون بخشنامه ها و مقررات پیمان

که در این صورت طرفین می توانند به سازمان برنامه و بودجه مراجعه نموده و برطبق نظر سازمان عمل نمایند.

این موضوع قطع نظر از ایرادات وارد بر اختیاری بودن مراجعه به سازمان، مستلزم رعایت تشریفات اداری مربوط به نهادهای دولتی بوده و از همه مهمتر نظر این مرجع تخصصی نیز برای طرفین لازم الاتباع نبوده و طرفین می توانند به نظر ارائه شده از سوی سازمان به عنوان مرجع تخصصی تفسیر مفاد بخشنامه ها، به مرجع دیگری در همان سازمان (شورای عالی فنی) اعتراض نمایند و رعایت این پروسه موجب اطاله در حل اختلاف می باشد.

2- اختلاف نظر در مواردی که مربوط به برداشت های متفاوت از متون بخشنامه ها نباشد

که در این صورت نیز رسیدگی و اعلام نظر درباره آنها به کارشناسی یا هیأت کارشناسی منتخب دو طرف واگذار می شود.

رعایت چنین تشریفاتی برای حل اختلاف نیز به نوبه خود موجب اطاله رسیدگی و حل اختلاف خواهد بود چرا که انتخاب کارشناس یا هیأت کارشناسی مرضی الطرفین در عمل بسیار طولانی و زمان بر بوده و عموماً طرفین در انتخاب کارشناس و هیأت کارشناسی به توافق سریع نمی رسند.

از طرف دیگر،

علیرغم طی فرایند طولانی برای انتخاب کارشناس یا هیأت کارشناسی، نظر کارشناس و هیأت کارشناسی ــ که قاعدتاً اشخاص متخصص و مجرّب در حوزه اختلاف بوجود آمده هستند ــ همانند بند 1 ، برای طرفین لازم الاتباع نبوده و عملاً طرفین با قبول هر یک از بندهای فوق، فرصت های ارزشمندی را برای حل اختلافات خود از دست داده و گرفتار چرخه باطل می گردند.

3- حل اختلاف از طریق داوری موضوع بند (ج) ماده 53 شرایط عمومی پیمان یعنی داوری در پیمان که بر این اساس اگر هر یک از طرفین، نظر سازمان را در خصوص تفسیر متون بخشنامه ها قبول نداشته یا در خصوص انتخاب کارشناس یا هیأت کارشناسی به توافق نرسند، یا در صورت انتخاب کارشناس یا هیأت کارشناسی مرضی الطرفین، اظهارنظر آنها را نپذیرند و یا اساساً در تفسیر مفاد پیمان یا اجرای هر یک از بندهای آن اختلاف داشته باشند می توانند حل اختلاف خود را از طریق ریاست سازمان برنامه و بودجه به داور پیش بینی شده در موافقت نامه پیمان ( شورای عالی فنی ) ارجاع نمایند.

متأسفانه عمل به این بند از ماده 53 واقعاً زمان بر بوده و با اصل تسریع در رسیدگی و حل اختلاف در امور پیمان منافات آشکار دارد چرا که بر اساس این بند لازم است که بدواً موضوع حل اختلاف از رئیس سازمان برنامه و بودجه درخواست شده و درصورت موافقت رئیس سازمان، موضوع جهت حل اختلاف به شورای عالی فنی ارجاع می شود به عبارت دیگر اگر بعد از طی پروسه طولانی درخواست حل اختلاف، به هر دلیل رئیس سازمان با درخواست ارائه شده موافقت ننماید موضوع به داور ( شورای عالی فنی ) ارجاع نشده و طرفین علیرغم صرف زمان طولانی برای حل اختلاف فیمابین خود مجبور هستند از طریق مراجع قضایی اقدام به حل اختلاف نمایند.

ثانیاً:

باید در نظر داشت که موافقت نامه پیمان ( شرایط عمومی پیمان ) همیشه بین یکی از نهادها و مؤسسات دولت با پیمانکار غیر دولتی منعقد شده و هیچ گاه شرایط عمومی پیمان بین اشخاص حقیقی یا حقوقی غیر دولتی حکومت نمی کند و لذا به اعتبار اینکه همیشه یکی از طرفین موافقت نامه پیمان، دولت یا نهادهای وابسته به دولت می باشد از این منظر، همیشه موضوع پیمان مربوط به اموال و اعتبارات عمومی و دولتی بوده  و تابع شرایط و مقررات خاص حاکم بر اموال دولتی می باشد که از جمله مهمترین شرایط حاکم بر اموال دولتی لزوم رعایت اصل 139 قانون اساسی کشور می باشد که در آن تصریح شده است

اصل 139 قانون اساسی :

« صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد موکول به تصویب هیأت وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد و در مواردی که طرف دعوا خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می کند.»

رعایت این اصل نیز مستلزم رعایت تشریفات خاص مربوط به اخذ مصوبه از هیأت وزیران و اعلام موضوع به مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع بوده و بدون نیاز به توضیح اضافی، مشخص است که رعایت این تشریفات تا چه اندازه زمان بر بوده و ممکن است حل اختلاف یک موضوع ساده، ماه ها به طول انجامیده و در نهایت موجبات توقف یا تأخیر در عملیات اجرایی یک پروژه را فراهم سازد.

البته لازم به ذکر است که هیأت وزیران به استناد اختیار حاصل از اصل 127 قانون اساسی، عملاً مشکل تصویب هیأت وزیران برای حل اختلاف پروژه های عمرانی را با تفویض اختیار به رئیس سازمان برنامه و بودجه به نحو مندرج در ماده 53 شرایط عمومی پیمان را مرتفع ساخته است ولی کماکان پروسه اطلاع رسانی به مجلس و در موارد مهم تصویب مجلس کماکان به قوت خود باقی بوده و صرفنظر از اینکه تاکنون قانونی برای تعیین موارد مهم به تصویب نرسیده و این موضوع نیز در عمل محل مناقشه و اختلاف نظر می باشد، رعایت همین اندازه تشریفات اداری و اجرایی برای ارجاع اختلاف به داور نیز زمان بر می باشد.

در حالیکه طرفین از همان ابتدای بروز اختلاف می توانستند بدون توجه به مفاد ماده 53 شرایط عمومی پیمان مستقیماً به مراجع قضایی مراجعه کرده و متحمل ریسک های ناشی از ماده 53 شرایط عمومی پیمان نباشند.

نتیجه گیری :

با عنایت به مطالب فوق مشخص است که اگر چه پیش بینی داوری موضوع ماده 53 شرایط عمومی پیمان و ساز و کار مربوط به آن در خصوص لزوم حل اختلاف بین کارفرما و پیمانکار امری مطلوب و مورد نیاز جهت حل اختلافات در حوزه پیمان بوده و با اصل لزوم تسریع در رسیدگی به اختلافات ناشی از قرارداد پیمانکاری توسط اشخاص متخصص مطابقت دارد، ولی عملاً برای حل اختلافات ناشی از پیمان کارگشا نبوده است.

داوری موضوع ماده 53 شرایط عمومی پیمان در بسیاری از موارد نه تنها موجب تسریع در رسیدگی نمی شود بلکه با لزوم رعایت تشریفات داوری موضوع ماده 53 شرایط عمومی پیمان، موجبات اطاله رسیدگی و حل اختلاف نیز فراهم می شود در حالی که تدوین کنندگان موافقت نامه پیمان می توانستند با پیش بینی شرایط مطلوب تر کمک شایسته ای به تسریع در حل و فصل تخصصی اختلافات بین کارفرما و پیمانکار نموده و از تحمیل خسارت های سنگین به بیت المال یا پیمانکار جلوگیری نمایند.

بنابراین در حال حاضر شرایط داوری موضوع ماده 53 شرایط عمومی پیمان برای حل اختلاف سریع و تخصصی اختلافات بین کار فرما و پیمانکار ، مطلوب به نظر نرسیده و پیشنهاد می شود که طرفین موافقت نامه پیمان با اختیار حاصله از همین ماده بلافاصله پس از بروز اختلاف به مراجع قضایی مراجعه ننموده و فرصت های ارزشمند خود را برای حل اختلاف از دست ندهند و البته لازم است که برای حصول نتیجه مطلوب، قبل از مراجعه به داور، با وکیل دعاوی پیمانکاری یا وکیل دعاوی مهندسی مشورت نموده و با شناخت کافی از راهکارهای اصولی و قانونی نسبت به پیگیری موضوع از طریق داوری اقدام نمایند.

دسته‌ها
آراء هیئت عمومی دیوان عدالت اداری قوانین داوری

اصل 139 قانون اساسی برای داوری

اصل 139 قانون اساسی برای داوری

اصل 139 قانون اساسی برای داوری مقرر می دارد :

اصل 139

“صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد موکول به تصویب هیأت وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوا خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می کند”

علی الأصول ماموران دولت در زمان انعقاد قرارداد داوری مکلف هستند حسب مورد مصوبه هیأت وزیران یا مصوبه مجلس شورای اسلامی را اخذ کنند.

نظر به این که مصوبه معترض عنه پس از تنظیم قرارداد داوری صادر شده است و مفاد اصل 139 قانون اساسی در آن رعایت نشده است. خلاف قانون تشخیص داده می شود و با استناد به بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می شود.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

رأی شماره 138 – 139 مورخ 22 خردادماه 1391

اخذ مصوبه هیات وزیران در اجرای اصل 139 قانون اساسی برای داوری، باید همزمان با انعقاد قرارداد باشد.